تجدیدنظرطلبان با رفتارهای هیستریک، غیرمنسجم و جزیره ای تلاش می کنند جایگاه خود را در سپهر سیاست کشور بازیابی کنند. در این راستا ایجاد تردید در افکار عمومی( با برجام) و مشروعیت زدایی از نظام بخشی از کنشگری سیاسیون انها را به خود اختصاص داده است.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی ثامن پرس، در پساانتخابات(۹۶)و خروج ترامپ از معاهده ی برجام، شبکه های داخلی هوادار غرب با ایجاد تردید در افکار عمومی و ناکارامدی نظام در راستای گسترش فضا سازی علیه کشور مختصات مورد نظر غرب را در دوران حیات نباتی برجام در بستر بازی و قالب تئوری های عملیاتی دنبال می کند.

  • ایجاد تردید در افکار عمومی با کارت برجام

پس از خروج ترامپ از برجام شرایط برای نگه داشتن ایران تحت هر شرایطی در این معاهده در دستور کار جریان تجدیدنظرطلب و برخی از دولتی ها قرار گرفت. با مکانیزمی که دولت آمریکا در پیش گرفته بود تن دادن به مذاکره با آمریکا به مثابه حاضر شدن پای میز تسلیم بود.با این وجود از مذاکره به عنوان امری حیاتی برای کشور یاد شد تا ایجاد تردید در افکارعمومی با تاکتیک های مختلف جزو اهداف اصلی جریان سیاسی تجدیدنظرطلب لقب گیرد. به اعتقاد کارشناسان سیاسی کشاندن پای تحریم و مذاکره با آمریکا در زندگی مردم برای روبرو ساختن حاکمیت و جامعه به شکل ملموس بخشی از پازل تجدیدنظرطلبان را به خود اختصاص داده است.

وزیر خارجه کشورمان در تیر امسال حضورلازم و ضروری کشور در برجام را یادآور شد: « ناموفق شدن برجام برای ما خیلی خطرناک است. گرچه اگر مجبور باشیم این کار را می کنیم ولی این امر حتما انتخاب نظام نیست. دلواپسان بدانند شرایط به دوران پیش از برجام که «در بعضی موارد بانکی،تحریم اروپا بیش از آمریکا بود » باز نخواهد گشت.آمریکا قدرت اول اقتصادی دنیاست که کمر همت بسته تا ایران را مجبور به خروج از برجام کند. امروز اروپایی ها می گویند که تضمین می کنند نفت ایران را خریداری کنند. آمریکا مجاری تنفسی ما را شناسایی کرده و اگر هم به اندازه کافی شناسایی نکرده بود، با دستگیری ضراب و صدر هاشمی اینها را شناسایی کردند ».

 غیر از لزوم حفظ برجام، مقصرتراشی از برهم خوردن برنامه جامع اقدام مشترک نیز بخشی دیگر از رفتار سیاسی جریان تجدیدنظرطلب را شکل می دهد تا این دو وجه به عنوان بال های اصلی تاکتیک این جریان سیاسی، ظهور و بروز رسانه ای پیدا کند. علی مطهری نائب رئیس مجلس شورای اسامی دراقدامی تامل برانگیز مقصر خروج آمریکا از برجام را تلویحا سپاه پاسداران معرفی می کند: «در برجام، دو، سه روز بعد از امضای برجام، موشکی با نوشتۀ «اسرائیل باید از بین برود » به هوا پرتاپ شد که این کار در آن زمان به نوعی تحریکِ طرف مقابل بود. قطعاًموشک نیاز است اما هر کاری باید در جای خود انجام شود(۱) در همین راستا حجاریان تئورسین اصلاح طلب نیز روحانی و دولت را تحت فشار اهرم های فعال قدرت دانست که نه‌تنها پاسخگوی عملکردشان نیست بلکه همواره در مقام منتقد قوه مجریه ظاهر می‌شوند. و می گوید روحانی به چنین وضعیتی واقف است و هر از چندی در سخنرانی‌هایش پالس‌های انتقادی می‌فرستد و می‌گوید دولت در بعضی تصمیم‌گیری‌ها دخیل نیست وی بغرنج شدن وضعیت کشور را ناظر بر چند فاکتور شامل اقتصاد، سیاست خارجی و سیاست داخلی معرفی می کند و معتقد است در سه حوزه مذکور، انتقادات جدی مطرح است، اما همه این انتقادات متوجه دولت و رییس‌جمهور نیست(۲)

ایجاد تردید در ناکارآمدی و مشروعیت نظام

اساسا سناریوهای جریان تجدیدنظرطلب با رفتارهای سلبی وهجمه علیه ماهیت نظام صورت می گیرد. این مهم طی یکسال اخیر رشد فزاینده تری به خود گرفته که ریشه در دلایل مختلف دارد. عدم توفیق در همراه سازی افکارعمومی و نداشتن راهبردمشخص در قبال مردم، دولت و رهبری تجدیدنظرطلبان را در وادی “حیرانی سیاسی” قرار داده است، تا خود را هر طور شده نجات دهند،تجدیدنظرطلبان نیز با رفتارهای هیستریک، غیرمنسجم و جزیره ای تلاش می کنند جایگاه خود را در سپهر سیاست کشور بازیابی کنند. در این راستا ایجاد ناکارآمدی و مشروعیت زدایی از نظام نیز بخشی از کنشگری سیاسیون تجدیدنظرطلب را به خود اختصاص داده است.

محسن هاشمی رئیس شورای شهر پایتخت در جلسه که یکشنبه هفدهم دی ماه ۹۶ و در بحبوحه ی اغتشاشات سال گذشته، تلاش کرد حاکمیت را مقصر اصلی اعتراضات مردم قلمداد کند: «در دو ماه اخیر دو تکان در تهران و ایران داشتیم، اولی زلزله ۵.۲ ریشتری تهران بود که بخیر گذشت و دومی ناآرامی گسلهای اجتماعی که هر دو تذکری بود که خود را مقاوم کنیم و از طرفی با توجه به شرایط موجود و با مدد کارآمدی و عدالت فکری به حال جامعه و تثبیت و مشروعیت نظام کنیم(۳) به گفته ی تحلیلگران سیاسی او موضوعی که ریشه در حوزه اقتصادی داشت را با مسائل سیاسی و مشروعیت نظام پیوند زد.

اسحاق جهانگیری در مهرماه تاکید کرد: «شرایط امروز کشور شرایطی پیچیده، چند وجهی و خطیر است. داشتن درک درستی ازشرایط امروز کشور برای اتخاذ راهکارهای مناسب بسیار می تواند کارساز باشد.  وضعیت موجود صرفا محصول عوامل اقتصادی نیست. چون اگر محصول عوامل اقتصادی بود، می شد به اعتبار بعضی سیاست های شناخته شده اقتصادی و پولی شرایط را بهبود بخشید… این یک واقعیت است که وقتی اعتماد اجتماعی ضعیف میشود حرف بالاترین مقامات رسمی کشور از یک شایعه در فضای مجازی اثرگذاریش کمتر میشود(۴)

لیدر اصلاحات نیز در گفت و گوی آذرماه خود با نشریه «مشق نو »تلویحا نظام را در مواجهه با بحران مشروعیت و ناکارآمدی می داند وتاکید می کند: « خودکامگی پرونده ای با پوشه های متعدد است.ولی من مسأله مسأله ها را «مشروعیت » و «کارآمدی » میدانم.نمی توان کارآمد نبود ولی مشروعیت را حفظ کرد. چنین وضعیتی شاید مدتی دوام بیاورد اما پایدار نخواهد ماند زیرا به مرور مشروعیت–ولو از نوع کاریزماتیک و برآمده از انقلاب- هم از بین میرود.

 

 

 

پایگاه تحلیلی خبری البرزبان

با دوستان خود به اشتراک بگذارید: