جامعه مخاطب تالان چه کسانی هستند ؟ شهروندان؟ روستانشینان؟ کشاورزان؟ صنعتگران؟ یا سیاستمداران؟ و اگر هر کدام از این جوامع بجز شهروندان به عنوان جامعه هدف تالان مدنظر است چرا این مستند در سالن های شهری اکران می شود؟ و اگر مخاطب این مستند شهروندان هستند علت نگران ساختن آنها نسبت به فعالیت های کشاورزی چیست ؟ تالان و کارشناسان مدافع آن چه راهکاری برای حفظ دشت مشهد دارند که از عهده شهروندان مشهد بر می آید ؟ آیا این رفتارهای سیاسی و احساس گرایانه تا انتخابات مجلس ادامه دار خواهد بود و تالان حلقه اول این زنجیره است؟

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی ثامن پرس، تالان با حرکت فردی چراغ به دست از میان قناتی به ظاهر خشک و صدای نا آرامی و اعتراض و رفتار تغذیه​ای مخرب با ظاهر مشمئز کننده​ی موریانه هایی که در حال خوردن و استحاله ی یک جسم چوبی هستند و با صدای هول انگیز (نریشن) استاد مسعود رایگان آغاز می شود! گویا اتفاقی در حال رخ دادن است و ما از آن بی خبریم! و مستند سعی در آگاه سازی ما نسبت به آن دارد.

بی آبی! درد آشنای مردم ایران زمین بخصوص خراسان که سال هاست خود و عزیزانشان در شهرها و روستاها و آنانی که به طور مستقیم و غیر مستقیم با کشاورزی سر و کاری دارند نسبت به آن آگاه هستند؛ صحنه هایی کلیشه ای از روستاهای تخلیه شده، مصاحبه با اندک باقی ماندگان در این روستاها که از سختی زندگی و ماندن در روستا روایت می کنند.

مستند سعی می کند خود را به دور از جهت گیری های سیاسی نشان دهد اما با نگاهی گذرا به نریشن هایی که در قالب اخبار روزانه به گوش مخاطب می رسد خیلی زود دستش رو می شود و یک بغض سیاسی را عیان می کند؛ تالان و سازندگان آن که هم ردیفان آن ها بنیانگذاران فرافکنی به روش دولت قبل! هستند در بیان سلیقه ی سیاسی خود عجول بوده و از اینکه این سلیقه ی سیاسی را به مبتذل ترین شکل به نمایش بگذارد ابایی ندارد.

نقطه اوج این این بغض سیاسی جایی است که تالان سعی می کند وضعیت دشت مشهد را که چندین بار در صحبت با فعالان عرصه ی آب به عنوان دشت ممنوعه معرفی می شود را به تصمیم مجلس هشتم و «قانون تعیین تکلیف چاه های آب فاقد پروانه بهره برداری» مرتبط کند، قانونی که دولت وقت از ابلاغ آن خودداری کرد و در تاریخ 12/5/1389 توسط رئیس مجلس برای اجرا ابلاغ شد. این مستند سعی می کند با تأکید بر ممنوعه بودن دشت مشهد برای برداشت آب ، علت برداشت آب بیش از ظرفیت را مصارف کشاورزی نشان دهد و برای این کار با کشاورزان گناباد و شهرهای دیگر هم مصاحبه می کند! و در اقدامی ناشیانه و بدون اینکه به کمترین احترامی برای حافظه تاریخی مخاطب خود قائل باشد علت برداشت آب را به تقسیم اراضی و انقلاب سفید دوران پهلوی دوم پیوند می دهد و القا می کند که شرایط فعلی و افزایش بی رویه برداشت آب ناشی از سهم خواهی زیاد کشاورزان برای تولید و تأمین آب مورد نیاز کشاورزی با استفاده از موتور پمپ های نصب شده روی چاه های عمیق است. تالان فاصله​ی انقلاب سفید پهلوی تا پیروزی انقلاب اسلامی، تصمیمات دولت های بنی صدر، شهید رجایی، موسوی، هاشمی و خاتمی را نادیده می گیرد و با بغض سیاسی که در ابتدا به آن اشاره شد تمام تقصیرها را بر گردن مجلس هفتم و دولت نهم می اندازد.

تالان در گفت و گو با کارشناسان نیز این رویکرد سیاسی را پنهان نمی کند و سرتاسر گفتگوی کارشناسان با مستند ساز آمیخته با متلک های سیاسی و گاه ژست اپوزیسیونی همراه است (البته در شرایط سیاسی کنونی که لازمه دریافت و یا ارتقای مناصب دولتی نیاز به متلک گویی به نظام است)، به عنوان نمونه در جایی مهندس وحید اردکانیان اظهار می کند «گویا مسئولان کشور را اجاره کرده​اند!(نقل به مضمون)».اما نکته قابل تأمل در گفتگوهای این مستند گفتگوی آقای مهدی جمشیدی و سرکارخانم زهره بنایی از اعضای اصلی سمن محیط زیستی انجمن ناجیان آب است ، کسی که نامش در عضویت هیئت مدیره شرکتی قرار دارد که از اهداف شرکت ، سد سازی، طرح های استخراج و انتقال آب و ... است. اینجاست که صداقت تالان بیشتر زیر سؤال می رود؛ که چگونه است کسانی که خود با شرکت های مشاوره و تأسیساتی در زمینه آب فعالیت می کنند و از این فعالیت ها ذینفع هستند، آیا هدف والای اصلاح الگوی مصرف آب مطرح است یا زمینه سازی برای افزایش فعالیت ها از طریق مطرح شدن در فضای عمومی جامعه یا حذف رقبای تجاری و اقتصادی ؟!

علت انتخاب مستند بازی بجای مستند سازی در این یادداشت این است که علاوه بر نکات ذکر شده، تالان معنی خوبی برای این مستند است تالان به معنی تاراج و غارت است، تاراج و غارت اعتماد مردم به حاکمیت ، تاراج احساس امنیت و آرامش مردم تا جایی که سرنوشت شهرهای سوریه را برای مردم مشهد پیش بینی می کنند و حاشیه نشینی اطراف شهر مشهد را ناشی از خشکسالی شهرهای اطراف مشهد قلمداد کرده و با نشان دادن صحنه هایی از منطقه همت آباد مشهد، فقر و فلاکت و ظرفیت بالای این مناطق برای ناامنی را جلوه گر می سازد و در همین راستا با فردی که از کاشمر به این منطقه آمده مصاحبه می کند اما فراموش می کند که این مرد اصلا کشاورز نبوده و به اذعان خودش فوق دیپلم درودگری دارد و به آشپزی مشغول بوده! و به خاطر بیکاری به مشهد آمده است.

و در انتها، پیام سیاسی تالان در ادامه صحنه های اول به طور عریان مطرح می شود، در صحنه های پایانی صدای درگیری های مبهم همچنان شنیده می شود و مرد چراغ بدست در امتداد مسیر قنات به آب می رسد و از صدای درگیری صدای شلیک گلوله شنیده می شود و پیام سیاسی تالان این است: مردم پای آب ایستاده اند! گویا در حال آماده سازی جامعه ی هدف به منظور آمادگی برای نزاع های قومیتی و جغرافیایی بر سر آب همچون ماجرای یزد-اصفهان است، مستند ساز سفارشی نمی داند یا نمی خواهد بداند که مردم و فقط مردم پای همه چیز در این کشور ایستاده اند.

بخش عمده​ی بازی مستند زمانی لو می رود که پس از اکران آن در تالار شهر مشهد، کارشناسانی مثل دکتر محمد فاضلی برای نقد فیلم پشت تریبون رفته، و از نبودن و نشان داده نشدن برخی مسائل در مستند انتقاد می کند تا روند مظلوم نمایی را تکمیل کند اما در بخش پایانی این نقدبازی، کارگردان از محمد فاضلی که از ابتدا در جریان ساخت تالان بوده و درکنار مستند ساز، تشکر می کند.

حال سؤال اینجاست، جامعه مخاطب تالان چه کسانی هستند ؟ شهروندان؟ روستانشینان؟ کشاورزان؟ صنعتگران؟ یا سیاستمداران؟ و اگر هر کدام از این جوامع بجز شهروندان به عنوان جامعه هدف تالان مدنظر است چرا این مستند در سالن های شهری اکران می شود؟ و اگر مخاطب این مستند شهروندان هستند علت نگران ساختن آنها نسبت به فعالیت های کشاورزی چیست ؟ تالان و کارشناسان مدافع آن چه راهکاری برای حفظ دشت مشهد دارند که از عهده شهروندان مشهد بر می آید ؟ آیا این رفتارهای سیاسی و احساس گرایانه تا انتخابات مجلس ادامه دار خواهد بود و تالان حلقه اول این زنجیره است؟

بحران آب، بحران ساختگی نیست اما نگران ساختن مردم نسبت به آنچه بخاطر کوتاهی و غفلت دولت ها و سیاستگذاران و برنامه ریزان کشور به وجود آمده است راه حل منطقی نیست همچنین ایجاد مطالبه ی مردمی برای برداشت قدم های مثبت به نفع مردم زمانی به عنوان راهکار مناسب تلقی می شود که با صداقت توام باشد نه با رویکرد سیاسی و جناحی و صنفی.

57791345

با دوستان خود به اشتراک بگذارید: