رهبر انقلاب در چند بخش از بیانیه موکدا یادآور شده‌اند که کاستی‌ها، خسارت‌ها، ضعف‌ها، عقب‌ماندن‌ها و هر آنچه امروز موجب ایجاد مشکل برای مردم است، ناشی از بی‌توجهی به شعارهای انقلاب، غفلت از جریان انقلابی، نداشتن روحیه و عمل جهادی، پایبند نبودن به ارزش‌های دینی و تن‌ندادن به راه‌حل‌های داخلی بوده است.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی ثامن پرس، رهبر انقلاب در بیانیه‌ گام دوم با مرور تجربه‌ ۴۰ساله‌ و فراز و فرودهای انقلاب اسلامی، با تجربه گذشته و امید به آینده جوانان را مخاطب اصلی بیانیه فوق قرار دادند. مسیر حرکت پیش روی انقلاب را تبیین کردند، آرمان‌گرایی و آرمانخواهی را توصیه کردند، اقتصاد را نقطه‌ کلیدی و تعیین‌کننده معرفی کردند و برون‌رفت از مشکلات اقتصادی را با تکیه بر توان داخلی تبیین کردند و درنهایت امید به جوانان را مدنظر قرار دادند؛ جوانانی که باید محرک و موتور پیشرفت کشور باشند.

این بیانیه مهم است، به‌دلیل مخاطب اصلی آن یعنی جوانان. جمعیتی انبوه، تحصیلکرده، پرانرژی و آینده‌ساز که موتور محرک و پیشران حرکت و اقدامی مهم و سازنده برای کشور باشند. رهبر انقلاب اسلامی در بیانیه‌ فوق، نزدیک به ۴۰بار از جوان ایرانی نام بردند و در ۲۰مورد از آن، امید و اعتماد خود را نثار جوانان و آینده‌سازان ایران مقتدر کردند. برآمدن یک نسل مومن، مستقل، آزاد، دانش‌پژوه، ضداستکبار، عدالت‌خواه و مبارزگر با فساد. جوان ایرانی، همان سنگری است که باید با استحکام، دانایی و توانایی، آرزوی ائتلاف ضدبشری را نقش بر آب کند. در بیانیه‌ گام دوم انقلاب خطاب به ملت ایران به‌ویژه جوانان، یک مضمون سه‌بار تکرار شده است: «جوانان باید شانه‌های خود را زیر بار مسئولیت دهند.» به نظر می‌رسد این مضمون باید مهم‌ترین مضمون بیانیه به حساب‌ بیاید.  جمله‌ جوانان باید شانه‌های خود را به زیر بار مسئولیت دهند، دوبار عینا در متن تکرار شده و یک‌بار هم مضمون آن در عبارت «اینک مطالبه‌ عمومی من از شما جوانان آن است که این راه را با احساس مسئولیت بیشتر و همچون یک جهاد در پیش گیرید» تکرار شده است. از این رو، مهم‌ترین موضوع، اعلام جهاد و فراخوانی شانه‌هایی است که زیر بار مسئولیت بروند. مدیریت جهادی آن بود که خود را به‌ویژه در عملکردهای انقلاب اسلامی طی نبرد هشت‌ساله به‌خوبی نشان داد، حاکی از تمایز مهمی میان شیوه‌ بروکراتیک و شیوه‌ فرهنگی- جهادی است.

در شیوه‌ بروکراتیک، گونه‌ای انتظام از بالا به پایین، خواهان انضباط کامل شهروندان، تحت فرمان یک بروکراسی است ولی در مقابل روش بروکراتیک، شیوه‌ فرهنگی- جهادی وجود دارد که عکس شیوه‌ قبل است. انتظار رهبری از جوانانش نگاه جامع به این پیشرفت‌ها و ادامه دادن، گسترش و تعمیق همین حرکت مبارک است. وی بسان پدری دلسوز و حکیمی که بالنده‌شدن جوانانش او را به وجد می‌آورد و درعین‌حال حقد، کینه و دندان به‌هم‌ساییدن حسودان از این بالندگی را نیز به عینه می‌بیند، از فرزندانش هم انتظار دارد از مکر حسودان غفلت نکنند. این پدر توقع دارد فرزندان و جوانان ایران همان‌ها که قدکشیدن و فکر و عمل آنها شیرین‌ترین خاطره‌ او است، صحنه را درست و کامل ببینند تا ناامید نشوند، تا برای مشکلات‌شان راه‌حل پیدا کنند، تا اجازه ندهند گرگ‌ها و روباه‌های حسود به بهانه‌ راه‌حل، آینده‌ آنها و کشور را تباه کنند و راه را چاه، و چاه را راه نشان‌شان دهند. دشمن ایران مستقل و پیشرفته، در همه‌ این سال‌ها امیدوار بوده و هست کاری را که او نتوانسته در میدان نبردهای سخت و نیمه‌سخت با جنگ و تحریم و ترور به سرانجام برساند، از طریق نفوذ نرم فرهنگی و تغییر باور و رفتار، به دست خود جوانان ایران انجام شود و جوان ایرانی، کشورش و دنیا را آن‌گونه ببیند و بخواهد که رئیس کاخ سفید می‌خواهد. محل اصلی نزاع، هسته‌ای و موشک نیست؛ محل اصلی فکر و مغزافزار جوان ایرانی است. استعمار فرانو، مایل‌تر است قلب و مغز جوانان یک کشور را تسخیر کند تا زمین‌شان را.

سال ۹۴ پس از توافق بر برجام، یکی از محورهای نقد آن در داخل آمریکا، بندهایی از توافق موسوم به غروب برجام بود که به ایران اجازه می‌داد پس از توقفی حدودا ۱۰ساله در بخش‌هایی از برنامه‌ هسته‌ای، مجددا فعالیت در آن بخش‌ها را از سرگیرد. پاسخ مقام‌های وقت آمریکا به این انتقادها، پاسخ‌های فنی یا سیاسی نبود، جنس پاسخ‌های آنها فرهنگی و اجتماعی بود. مقام‌های آمریکایی آشکارا ابراز امیدواری می‌کردند که پس از این ۱۰سال، جامعه‌ ایرانی جامعه‌ای متفاوت از امروز خواهد بود؛ یعنی اگر امروز ما باید با آنها بر سر بازکردن پیچ‌ومهره‌های هسته‌ایشان بجنگیم، تغییرات نسلی و فرهنگی در ایران به سمتی است که تا ۱۰سال دیگر، آنها اساسا تمایلی به این جنبه‌ها نخواهند داشت. بیانیه فوق خطوط اصلی و عمده‌ حرکت ما را در دهه‌های آینده روشن کرده و همانند نظریه‌ای که راهنمای عمل است، برابر ما قرار گرفته است. اینک ما باید به فهم و درک عمیق آن همت گماریم و آنگاه از طریق تقسیم کار، ترجمه و تحقق عملیاتی بخش‌ها و پاره‌های مختلف آن را برعهده گیریم. رهبر انقلاب در چند بخش از بیانیه موکدا یادآور شده‌اند که کاستی‌ها، خسارت‌ها، ضعف‌ها، عقب‌ماندن‌ها و هر آنچه امروز موجب ایجاد مشکل برای مردم است، ناشی از بی‌توجهی به شعارهای انقلاب، غفلت از جریان انقلابی، نداشتن روحیه و عمل جهادی، پایبند نبودن به ارزش‌های دینی و تن‌ندادن به راه‌حل‌های داخلی بوده است. هر وجدان بیدار و آزاده‌ای اگر در حصار تبلیغاتی دشمنان ایران نباشد، این واقعیت را تصدیق می‌کند که هر جا روحیه، برنامه و عمل جهادی و انقلابی پای کار بوده است، جهش‌های خیره‌کننده رخ داده است و هر جا گرفتار نسخه‌های تزریقی و افرادی با ذهن‌های معیوب و وابسته‌ شده‌ایم، کار مردم زمین مانده و لطمه خورده است.

 

 

یادداشت/ کیانوش بدنکی فعال دانشجویی

با دوستان خود به اشتراک بگذارید: