دبیر اجرایی همایش بین‌المللی افق نو گفت: نخبگان آمریکا و اروپا در مبارزه با صهیونیسم، حس هم‌رزم بودن با جمهوری اسلامی را داشته و به ما اعتماد دارند، چراکه ایران در موضوع اسرائیل، بازی سیاسی نکرده و مذاکرات و مکاتبات مخفیانه نداشته، عقب نشینی نکرده و برای این مبارزه طولانی هزینه‌های زیادی پرداخت کرده است.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی ثامن پرس، موسسه افق نو از سوی وزارت خزانه داری آمریکا تحریم شده، زیرا این موسسه چند سال است با برگزاری همایش‌های بین‌المللی، جنگ رسانه‌ای و روشنگری را بر علیه صهیونیسم در دنیا کلید زده است، بنابراین ادعاها و فرافکنی‌هایی که بر علیه این موسسه و ۴ نفر از اعضای آن مانند نادر طالب‌زاده صورت گرفته، بهانه‌ای شد تا برای روشن‌تر شدن ابعاد موضوع با دبیر اجرایی این همایش که نام او نیز در کنار نام طالب‌زاده در لیست تحریم ‌آمریکا است گپ و گفتی داشته باشیم.

غلامرضا منتظمی، دبیر اجرایی همایش بین‌المللی افق نو و کارشناس مسائل سیاسی و بین‌المللی با ما به گفت‌وگو نشست که در ادامه می‌خوانید:

ارزیابی شما از نتیجه مبارزه جمهوری اسلامی ایران با رژیم غاصب صیهونیستی چیست؟

کشور ما درگیری بسیار بزرگی با یک مجموعه بزرگ به نام اسرائیل و صهیونیسم بین‌الملل دارد و لازم است که ظرفیت لازم را برای این مبارزه ایجاد کند، هسته اصلی این مبارزه و صف‌آرایی در مقابل ایران، رژیم صیهونیستی است، ما در منطقه با اسرائیل درگیر بودیم، تمام طرح‌های آنها را شکست دادیم و ناکام گذاشتیم، سناریوهایی مانند فتنه داعش، اقلیم کردستان، درگیری‌های مختلف منطقه در لبنان، یمن و هر جای منطقه با هر عنوانی که اتفاق می‌افتد، حتی اگر به دست آمریکا، سعودی، منافقین و امارات باشد، کارگردان اصلی آن اسرائیل است.

ایران از شناخت دقیق اسرائیل در جهان غفلت کرده است

اگر ما توانسته‌ایم نقشه‌ها و فتنه‌های اسرائیل در منطقه را ناکام بگذاریم، چرا وضع ظاهری زندگی در ایران بهبودی نشان نمی‌دهد؟

اشتباه استراتژیکی که در آرایش و صف‌آرایی جمهوری اسلامی ایران در برابر اسرائیل وجود دارد، این است که ایران باید در دو جبهه درگیری خود را مدیریت کند، یکی با اسرائیلی که در منطقه وجود دارد و دیگری اسرائیلی که در اروپا و آمریکا حضور دارد، ما اسرائیل منطقه را شکست دادیم، اما وضعیت کشور به شرایط بهتری ارتقا پیدا نکرد، چرا؟، چرا نه تنها مردم حس آرامش و رهایی از فشارهای اقتصادی و معیشتی و روانی ندارند، بلکه تحریم‌های بیشتر و فشارهای سیاسی و بین‌المللی، جنگ روانی و رسانه‌ای لحظه‌ای کشور را رها نمی‌سازد؟ زیرا منشای جایی که اسرائیل تمام توطئه‌ها، تحریم‌ها و فشارهای مالی، تجاری و بانکی را که از اروپا و آمریکا بر ایران تحمیل می‌کرد در دستور کار کشور قرار نداشت.

برای مبارزه با اسراییل نباید فقط به مبارزه در منطقه اکتفا کنیم، باید بدانیم اسراییل یعنی صهیونیسم، یعنی آژانس یهود، یعنی بیلدربرگ، یعنی کمیته 300، یعنی لژهای فراماسونری، یعنی بهاییت به اضافه ظرفیت‌های بزرگ ‌اقتصادی، بانکی و نفوذ در سیستم تصمیم‌گیری آمریکا و به‌کارگیری ظرفیت‌های اروپا، آمریکا، عربستان و منافقین که همه کارت‌های مختلف صهیونیسم بر علیه ایران هستند.

افق نو شبکه صیهونیستی اسرائیل در غرب را شناسایی کرد

نقش اسرائیل در تحریم‌های غرب علیه ایران چیست؟

 اسرائیل، ایران را به عنوان تهدید صلح جهانی، یا به عنوان تهدید هسته‌ای و منشای تروریسم به جهانیان معرفی کرد و با فشار بر غرب توانست تحریم‌های سنگینی را بر ایران تحمیل کند، از طرفی همان طور که بیان شد، تمرکز تمام تقابل‌های کشور متوجه اسرائیل در منطقه است و از آن جبهه دوم اسرائیل در داخل اروپا و آمریکا غفلت کردیم، جبهه‌ای که خواستگاه اصلی صهیونیسم است و در آنجا نفوذ گسترده‌ای دارد، مشکل این است که شبکه صهیونیستی در غرب در رصد ما نیست، این موضوعی است که افق نو در ۱۰ سال گذشته به آن پرداخته و به آن ورود پیدا کرده است.

افق نو چطور توانست این کار را انجام دهد؟

افق نو کارشناسانی دارد که دارای ۴۰ سال سابقه کار بین‌الملل هستند و برخی در غرب زندگی و تحصیل کرده‌اند، مانند استاد طالب‌زاده طراح و مغز متفکر افق نو و سایر کارشناسان و صاحبنظران مهمی در کشور که یک پتانسیل قدرتمندی را تشکیل می‌دهند، می‌توانند با همکاری با افق نو درجنگ نرم طرح‌های شبکه صهیونیستی را در غرب ناکام سازند، ضرورت دارد که از سوی نهادها و مسؤولان مربوطه توجه بیشتری به افق نو شود.

افق نو با شناخت اختلافات داخلی اروپا و آمریکا جنگ رسانه ای را طراحی کرد

موضوع تحریم افق نو و ۴ نفر از اعضاء این تیم که شما هم جزو آنها بودید، چیست؟

تجربه ۴۰ سال کار بین‌المللی تیم کارشناسی افق نو، حساسیت و شناختی که نسبت به مسائل بین‌المللی داشتند، برنامه‌ریزی کردند و به یک شناخت خیلی خوبی از موقعیت اسرائیل در محیط اروپا و آمریکا رسیدند، چالش‌های شبکه لابی‌های اسرائیل را به دقت شناسایی کردند، سازمان‌ها و نیروهایش، جریان‌های قدرتمندی که در مقابلش هستند را شناختند.

در واقع افق نو توانسته است جبهه ‌ضد اسراییلی را به داخل آمریکا بکشاند و این همان اتفاق بزرگی است که اسرائیلی‌ها از آن احساس تهدید کرده‌اند و اشتباه بزرگ آمریکایی‌ها و اسراییلی‌ها این بود که افق نو و کارشناسانش را تحریم کردند، چراکه نقطه ضعف و آسیب‌پذیری خود را نشان دادند، مسؤولان و نهادهای مرتبط اکنون می‌توانند با تشکیل یک اتاق فکر مانند کاری که افق نو انجام داد، این عملیات نرم و روانی را در سطح بالاتر به داخل آمریکا بکشانند.

رد پای اسرائیل در همه مشکلات ما دیده می‌شود و افق نو توانست با یک شناخت درست از وضعیت، آرایش داخلی و اختلافات و تضادهای اروپا و آمریکا، از آنها استفاده کرده، با بهره‌گیری از جریان‌های علمی، هنری و نخبگانی این حس را در آنها به‌وجود بیاورد که ما کنارشان هستیم و در یک سنگر مشترک قرار داریم.

این ایده افق نو در طراحی عملیات بر ضد اسرائیل چطور شکل گرفت؟

الگوی این کار از شهید باقری گرفته شد، همان طور که می‌دانید این شهید گرانقدر از طراحان بزرگ در سال‌های اولیه جنگ بود که یکی از طرح‌هایش موضوع اطلاعات عملیات و شناسایی دشمن از طریق نفوذ در جبهه مخالف بود، وی یک جمله طلایی داشت و می‌گفت، صد در صد شناسایی صد در صد پیروزی!

برخی سوءمدیریت‌ها، اختلاس‌ها و تصمیمات غلط برای اسرائیل در داخل کشور ظرفیت‌سازی می‌کند

نقش اسرائیل در جنگ رسانه‌ای و برنامه‌های براندازی در ایران چیست؟

6 هزار مرکز مطالعاتی در دنیا وجود دارد که ۴ هزار مورد آنها در آمریکا است، بخش مهمی از دانشگاه‌های کشورهای غربی نیز به آنها کمک کرده، بخش زیادی از این مراکز مطالعاتی سفارش‌های شبکه صهیونیستی را برای اجرای طرح‌ها ضد ایرانی اجرا می‌کنند.

در زمان جنگ ایران و عراق مردم منسجم بودند، چون دشمن را می‌شناختند و قربانیان و آسیب‌های آن جنگ را همه حس می‌کردند، اما اکنون در مقابله با اسرائیل این وضعیت وجود ندارد و مردم تصویر روشنی نسبت به عظمت کاری که ایران انجام می‌دهد، ندارند.

 ضمن اینکه با برخی سوءمدیریت‌ها، اختلاس‌ها و تصمیمات غلط برای اسرائیل در داخل کشور ظرفیت‌سازی می‌شود، بنابراین اسرائیل در دو مرحله فعالیت‌ها و طرح‌های براندازی خود را در داخل کشور متمرکز کرد، مرحله اول بعد از اغتشاشات همزمان با انتخابات ۸۸ بود که با راه‌اندازی مستقیم و غیرمستقیم ۲۶۰ کانال تلویزیونی فارسی زبان کشور را مور تهاجم قرار داد و در مرحله دوم روی آوردن به فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی بود که این مقطع به بعد از اغتشاشات دی ماه سال گذشته بر می‌گردد، اکنون نزدیک به ۱۰ هزار فارسی زبان مسلط به مشکلات و مسائل داخل کشور (که ناشی از فشارهای اقتصادی، مالی و سوءمدیریت است) به‌عنوان ابزاری در دست اسرائیل، در ایجاد ناآرامی‌ها و نارضایتی‌ها در ایران همکاری دارند.

حمله به اخلاق و اقتصاد دو راهکار اصلی اسرائیل در جنگ با ایران

راهبرد اصلی اسرائیل در مبارزه ضد ایران چیست؟

دو کار را اسرائیل و صهیونیزم به عنوان اهداف اصلی و مرکزی در برابر ایران انجام دادند، یکی از بین بردن اخلاق و دیگری ایجاد مشکلات اقتصادی، هیچ‌وقت در ایران اخلاق، خانواده و ارزش‌های سنتی و دینی تا این حد آسیب ندیده بود، پدیده‌هایی که امروز با آنها مواجه هستیم از ۳۰ سال پیش به قبل در جامعه ایران با آن روبه‌رو نبوده‌ایم.

اگر فقر و مشکلات معیشتی عامل ایجاد این بی‌اخلاقی‌ها و ناهنجاری‌ها بود، باید ۵۰ یا ۱۰۰ سال پیش هم‌شاهد پدیده‌های مشابه می‌بودیم، چراکه زندگی در آن زمان سخت‌تر بود و فقر بیشتر، اما این پدیده‌ها و ناهنجاری‌ها را نداشتیم و این نشان می‌دهد این مشکلات منشای داخلی ندارد و منشای آن بیرونی بوده، بنابراین راه حل داخلی هم دارد و راه حلش هم بیرونی است.

زدن اخلاق در جامعه به موازات فشارهای اقتصادی و مالی در واقع سبب ایجاد نارضایتی در داخل شده است، در نتیجه اعتماد مردم به نظام به خاطر سوءمدیریت‌ها، اختلاس‌ها، مشکلات و اشتباهات داخلی کمرنگ شده و با تسلط افراد بی‌استعداد و نالایقی که به واسطه رابطه و سفارش مسؤول شدند نارضایتی‌های داخلی را تشدید کرده است، به این ترتیب هنگامی که صهیونیسم با تمام توان پای جنگ با ایران آمده و از هیچ تلاشی برای نابودی این کشور دریغ ندارد، این بی‌تفاوتی قابل درک نیست.

باید توجه داشت ایران به عنوان تنها کشوری که در روی کره زمین با اسرائیل و صهیونیسم درگیر است، در حقیقت با شبکه صیهونیستی مسلط بر غرب در نبرد بوده که اکنون به تعبیر خودشان به بالاترین حد قدرت تاریخی و شوکت در تاریخ دست یافته اند، بنابراین، ایران در جنگ با چنین قدرتی باید بسیار هوشمندانه عمل کند.

در بین صحبت‌هایتان به طور گذرا اشاره کردید که در افق نو توانسته‌اید نخبگان غربی ضد صیهونیست را با ایران همراه کنید، لطفا بیشتر توضیح دهید.

نخبگان آمریکا و اروپا در مبارزه با صهیونیسم، حس همرزم بودن با جمهوری اسلامی دارند و به ما اعتماد دارند، چراکه ایران در موضوع اسرائیل، بازی سیاسی نکرده و مذاکرات و مکاتبات مخفیانه نداشته، عقب‌نشینی نکرده و از همه مهم‌تر ایران بابت این مبارزه هزینه زیادی پرداخته و این برای نخبگان اروپایی و آمریکایی قابل درک است.

بعد از سال ۲۰۰۶ که کتاب «لابی اسرائیلی و سیاست خارجی آمریکا» به وسیله دو محقق بزرگ، استفان والت و میر شایمر منتشر شد، بزرگ‌ترین چالش شبکه صهیونیستی در داخل آمریکا و اروپا آغاز شد، افق نو با کشف این مسئله که یک اسرائیل در خاورمیانه وجود دارد و یک اسرائیل در آمریکا که صاحب نفوذ و تاثیرگذار در مراکز تصمیم‌گیری است و مصالح و منافع ملی امنیتی آمریکا را قربانی اهداف صهیونیسم می‌کند، به‌تدریج واکنش نسبت به آن، به عنوان قدرتمندترین ظرفیت‌های ضد صهیونیستی در غرب ظهور کرد.

«لابی اسرائیلی و سیاست خارجی آمریکا» کتابی است که تمام مسؤولان و نهادهای امنیتی ایران باید بخوانند، چون برای شناسایی اسراییل و مبارزه با آن راهکار ارائه می‌کند، بعد از انتشار این کتاب موجی از انتشار کتاب‌ها، سخنرانی‌ها، نشست‌ها، مقالات و فیلم‌های مستند و کلیپ‌ها بر علیه اسرائیل در داخل اروپا و امریکا به جریان افتاد.

آمریکا مستعمره اسراییل و صهیونیسم است

اسرائیل چطور منافع غرب را قربانی اهداف خود می‌کند؟ و واکنش‌ها در داخل جامعه غرب چگونه است؟

کارگردان اصلی جنگ آمریکا در افغانستان و عراق، اسرائیل بود، همان طور که ترامپ هم اشاره کرد ۷ تریلیون در عراق بدون دستیابی به نتیجه هزینه کردند و حالا ترامپ باید مخفیانه و شبانه به عراق سفر کند و برگردد! این‌ها هزینه‌های اسرائیل برای آمریکا است.

از طرفی این جنگ‌ها سبب گسترش تروریسم شد و حیثیت و هیمنه بین‌المللی‌ آمریکا در این جنگ‌ها شکسته شد، از طرفی نتیجه این رسوایی و ذلت، هزینه‌های سنگینی بود که اسرائیل روی دست آمریکا گذاشت، اکنون نسبت به آن در غرب عکس‌العمل ایجاد شده است تا جایی که در ۳ دسامبر گذشته میلادی که حدود ۳ ماه قبل است، ترامپ اعلام کرد باید نیروهای نظامی را از سوریه بیرون ببرد، رسانه‌های اسرائیلی ان را به نواختن سیلی به گوش نتانیاهو تشبیه کردند و آن را خیانت ترامپ به اسراییل دانستند.

بننابراین، شاهد هستیم دو رئیس جمهور متضاد ( اوباما و ترمپ ) در ارتباط با منافع و مصالح حیاتی آمریکا به یک جمع‌بندی مشترک در منطقه می‌رسند، این‌ها چالش‌های اسرائیل است که دیگر نمی‌تواند مانند گذشته از آمریکا علیه ایران بازی بگیرد، باید این نوع خلاءها را در روابط ویژه اسرائیل با آمریکا شناخت و از آن‌ها به‌خوبی استفاده کرد، این وضعیت اسرائیل در بدنه قدرت آمریکا و اروپا است.

اما در افکارعمومی و بیداری نخبگان آمریکایی باید آنها را به این باور رساند که یک قدرت مخوف برآمریکا سیطره پیدا کرده و حتی این تعبیر را به کار بردند که آمریکا مستعمره اسراییل و صهیونیسم است،  باید آمریکا را آزاد کرد، این منطق و باور در داخل اجتماع آمریکا ایجاد شده که ایران عامل آن است، چراکه توانست این شکاف را با مقابله ضد صهیونیسم خودش ایجاد کند.

تحریم افق نو و ۴ نفر از اعضای این موسسه، چه نوع تحریمی‌است و بهانه‌ای که برای آن بیان کردند، چیست؟

تحریم افق نو و ۴ نفر از تیم کارشناسی آن از جمله نادر طالب‌زاده در واقع شدیدترین نوع تحریم است، یعنی آنها را در لیست تروریست قرار داده‌اند و علتش هم‌ همان بحث روشنگری در بین نخبگان اروپا و آمریکا بر ضد صهیونیسم است که ضربه سهمگینی به اسرائیل وارد کرد.

یکی از اتهامات وارده به ما یهودی ستیزی و انکار هولوکاست است که فرافکنی و دروغ بوده، چراکه ما با شناختی که از جامعه اروپا و آمریکا داشتیم، به ‌خوبی می‌دانستیم که یهودی ستیزی و هولوکاست در غرب کاربردی ندارد و بلکه ابزار را به‌دست صهیونیست‌ها می‌دهد و برای آنها ظرفیت‌سازی می‌کند.

بنابراین ما مهمان‌های ضد یهود و ضد هولوکاست به کنفرانس افق نو‌ دعوت نمی‌کردیم، ادعای دیگری که در قالب این تحریم‌ها افق نو را متهم کردند، این بود که افق نو نخبگان غربی را برای اهداف کشور به استخدام سرویس‌های اطلاعاتی در می‌آورد، اسرائیلی‌ها توجه نمی‌کنند، وقتی فعالان سیاسی اروپایی و آمریکایی در مبارزه با اسرائیل در غرب از ایرانی‌ها جلوترند و بابت این مبارزه هزینه‌های سنگینی داده‌اند، از کار بیکار شده‌اند و خود و خانواده‌هایشان توسط شبکه‌های صهیونیستی و گروه‌های فشار و افراطی طرفدار اسرائیل تهدید به مرگ شده‌اند، برخی از آنها به صورت فیزیکی حذف شده‌اند، این مطلب مضحک به نظر می‌رسد، زیرا فعالیت‌های افق نو فقط ضد صهیونیستی است و این موسسه تنها نخبگان و فعالان سیاسی ضد صهیونیستی را به ایران دعوت می‌کند.

ضمن اینکه کسانی که در غرب ضد صهیونیست هستند، بسیار آگاه و وطن‌پرست هستند و برای دفاع از منافع ملی و امنیتی کشور خود در برابر تسلط صهیونیست‌ها بر کشورشان که منافع ملی و امنیتی آنها را قربانی اهداف صهیونیستی خود می‌کند، مبارزه می‌کنند، به این جهت استخدام آنها در نتاقض با روحیه وطن‌پرستی، وفاداری و فداکاری برای کشورشان است.

 ضمن اینکه آنها خودشان بیشتر از آنچه لازم است ضد صهیونیست هستند و در این زمینه فعال هستند، پس چرا افق نو آنها را استخدام کند که فعالیت ضد صهیونیستی انجام دهند، وقتی خودشان ضد صهیونیست هستند، این دیگر خیلی بی‌معنی است، بنابراین، این حرف اسرائیلی‌ها بسیار مضحک و در تناقض با روحیه وطن‌پرستی آنها است.

 اسرائیلی‌ها بسیار از گسترش روحیه ضد صهیونیستی و کینه و نفرت انباشته شده در اروپا و آمریکا بر علیه خود که به شکل بی‌سابقه‌ای بروز و ظهور پیدا کرده، خشمگین هستند و احساس تهدید می‌کنند، آنها در تلاش هستند تا با این نوع جنگ روانی و رسانه‌ای با ایجاد رعب و وحشت از ارتباط آنها با ایران جلوگیری کنند، اما فرانسه، انگلیس، آلمان، ایرلند، ایتالیا، آمریکا و کانادا مانند غزه نیست که در محاصره اسرائیل باشند و به آنها زور بگوید و ظلم کند، نخبگان غربی آنقدر باهوش، زیرک و سیاسی هستند که با روش خودشان فشارها و قانون‌های رسوایی را که اسرائیل و شبکه صهیونیستی برای کنترل جریان‌های مخالف بر کشورهای غربی تحمیل می‌کنند، برخورد کنند و صهیونیست‌ها را به درستی ادب کنند.

چطور می‌توان از این تحریمی که غرب بر ضد افق نو تصویب کرده به اهداف ضد صیهونیزم و ضد اسرائیل دست یافت؟

دشمن با تحریم افق نو در واقع نام این موسسه را بزرگ و باعظمت کرد، ضمن اینکه با این اشتباه استراتزیک درواقع نقطه ضعف، آسیب‌پذیری و پاشنه آشیل خودش را به ما نشان داد و اینجاست که ما باید از ان نهایت استفاده را کرده با روش‌های درست و تخصصی جنگ نرم و جنگ روانی این جنگ را به نفع خودمان تمام کنیم، کارشناسان افق نو متخصص این جنگ هستند، وقتی می‌شود با حمایت این موضوع مشکلات را حل کرد، چرا مسؤولان کشور به دنبال سرمایه‌گذاری در جای دیگر هستند؟ قدرت و تاثیرگذاری افق نو واضح‌ترین پیامی است که از این تحریم متبادر می‌شود و ادامه این حرکت مستلزم حمایت و توجه مسرولان است.

وقتی ما امکان این را داریم که از این پیچ تاریخی عبور کنیم، با آن چشم‌اندازی که مقام معظم رهبری برای گام دوم انقلاب تعریف کرده‌اند، ایران به قدرت تاثیرگذار در منطقه و جهان تبدیل شود، این را چه کسی باید توجه کند، کدام نهاد، سازمان، فرد و مسؤول باید بیاید و پای این موضوع بایستد و حمایت کند؟

تیم کارشناسی افق نو که رزمنده‌های جبهه هستند با برنامه‌ریزی درست این جنگ ضد اسرائیلی را داخل آمریکا بردند، نادر طالب‌زاده که یک شخصیت رسانه‌ای و تاثیرگذار در سطح بین‌المللی است، برای بحث‌های مالی حتی اجاره دفتر افق نو به مشکل برخورد و حمایت نشد!

حرف پایانی؟

نهادهای انقلابی و مسؤولان و بخش‌های مختلف کشور باید هر چه زودتر به این جمع‌بندی برسند ‌که جبهه دوم یعنی مبارزه با اسرائیل در آمریکا و اروپا را در دستور کار خود قرار دهند و من مطمئنم اگر این اتفاق بیفتد با استعدادها و نبوغی که ما در کشور داریم می‌توانیم در این جبهه هم بر اسرائیل چیره شویم، آسیب‌پذیری اسرائیل در جنگ نرم بیشتر از جنگ سخت و به مراتب در غرب ضربه پذیرتر از منطقه است.

=====================

گفت‌وگو از: معصومه مومنیان

=====================

 

 

منبع:فارس

با دوستان خود به اشتراک بگذارید: