رحمان، مرد زحمتکشی است که فیلمساز آن را به یک اخّاذ تبدیل می‌کند. اساسا رحمان و خانواده‌اش با رفتارهای همسرش (مانند خوابیدن در وانی پر از مرغ)، آرایش غلیظ و رفتارهای اغراق‌آمیز و بلاهت عجیبش، ابزار فیلمساز برای به خنده آوردن مخاطب می‌شود.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی ثامن پرس، یک خط داستانی تقریباً تکراری با پایانی تکراری و تلاش برای بانمک کردن آن به کمک شوخی‌های جنسی کلامی و حرکتی و نوشتن دو دقیقه دیالوگ شبیه به برخی مسئولان برای مهران مدیری با بازی تکراری او و تیپ‌سازی مضحک برای همسر رحمان و جلو بردن فیلم با اتفاقات یک‌هویی. همه فیلم «رحمان ۱۴۰۰» همین است. 

اگر فیلم‌های قبلی منوچهری هادی تا حدودی سروشکل داشت و حداقل‌هایی را رعایت می‌کرد و طنز و کمدی را با ابزار شوخی‌های جنسی ارائه نمی‌‌داد، این بار با فیلمنامه ضعیفی مواجهیم که تنها راه نجات را در یک تکرار سخیف و مبتذل می‌بینید. فیلم بر تم (موضوع) اصلی خود هم به راحتی خط می‌کشد و به راحتی رحمان را از یک بیمار دم مرگ به انسان سالم تبدیل می‌کند. 

رحمان (سعید آقاخانی)، مرد زحمتکش و سالمی است که به راحتی فیلمساز آن را به یک اخّاذ تبدیل می‌کند و اساسا رحمان و خانواده‌اش با رفتارهای همسر (مانند خوابیدن در وانی پر از مرغ) و آرایش غلیظ و رفتارهای اغراق‌آمیز و طراحی لباس و بلاهت عجیبش، ابزار فیلمساز برای به خنده آوردن مخاطب می‌شود. رحمان مرد زحمتکشی که فیلمساز او را مجبور می‌کند پشت به رئیس‌‌ بایستد و خم شود بگوید «بیا جِرَم بده و پاره کن!» فیلمساز، رحمان را تحقیر می‌کند و این تحقیر ناخواسته می‌گوید علت فقر رحمان و خانواده‌اش، خودشان هستند، نه چیز دیگری.

اما آن طرف، پدر و پسری (مهران مدیری و محمدرضا گلزار) به‌شدت پولدار قرار دارند که مؤدب و مبادی آداب هستند. پدر واردکننده بزرگ است و پسر مثلا اهل الواط اما مودب و جنتلمن که با خوردن چند عدد قرص آرام و مهربان می‌شود. حتی وقتی متوجه می‌شود رحمان ماشین گرانقیمت او را به آب انداخته است، باز هم با رحمان به‌خوبی رفتار می‌کند.

و فیلمنامه تماماً بر اتفاقات یک‌هویی و تحمیلی و بدون منطق استوار شده است. رحمان یک دفعه و بدون هیچ درمانی، بیماری‌اش درمان می‌شود، یک دفعه رئیس او دستگیر می‌شود. رحمان از برجی بلند پرت می‌شود، اما روی یک آدم دیگر می‌افتد و زنده می‌ماند. اشکان (گلزار) با یک قرص مهربان می‌شود و هر چه رحمان هر تلاشی برای عصبانیت او می‌کند بی‌فایده‌ است. چند بادکنک رحمان را به آسمان می‌برد. 

طنز ماجرا آنجاست که فیلمساز می‌گوید این فیلم حرف مردم را می‌زد. لابد تصور می‌کند اگر فقیر و غنی را در مقابل هم نشان دهد و آن دیالوگ‌ها را در دهان مدیری بگذارد، فیلم خوب و مردمی می‌شود.

و عجیب‌تر آنکه فیلمساز حرکت شوخی جنسی مکرر فیلم را حرکتی جسمی عنوان کرده و نه جنسی. طنز این جمله از خود فیلم بیشتر است. بد نیست فیلمساز یک بار برای مردم این حرکت مبتذل که بارها در فیلم انجام می‌شود را به معرض قضاوت عموم قرار دهد و از آنها سوال کند، برداشت شما از این حرکت چیست. اگر اکثریت مخاطبان این حرکت را زشت و وقیح ندانستند، فیلم اکران خود را ادامه دهد.

در واقع وقتی از لفظ ابتذال برای فیلمی مثل فیلم رحمان ۱۴۰۰ استفاده می‌کنیم، معنای آن فقط ناظر بر محتوای آن نیست ـ که آن هم هست ـ بلکه این ابتذال ساختار و فرم فیلم را هم در بر می‌گیرد. به‌عبارت دیگر رحمان ۱۴۰۰ فیلمی کاملا مبتذل در فرم و محتواست. هر چند که اساساً فرم مبتذل نمی‌تواند محتوایی غیرمبتذل بیافریند.

 

 

به نقل از فارس

با دوستان خود به اشتراک بگذارید: