کرمان - خانه‌های سنتی نقش ارتباط‌گری با جامعه ایرانی دارند؛ چنانکه جریان پویای اجتماعی از خانه، کوچه و محله شکل می‌گیرد از این جهت است که معماری ایرانی نیز دستخوش تهاجم فرهنگی شده است.

به گزارش ثامن پرس؛ هنوز هم ماهی های قرمز در حوض هشتی میانه خانه های تاریخی شهر کرمان بالا و پایین می روند و باد در بادگیرهای این شهر زمزمه زندگی سر می دهد، کودکان در حیاط بزرگ این خانه ها در پی هم می دوند و پشت ستون ها و هشت دری ها با گچ بری ها و کاشی های فیروزه ای پنهان می شوند.

ظهر که از راه می رسد نور پنجره های رنگی اتاق های نشیمن تا میان خانه پهن می شود. روزهای پایانی پاییز است. سرداب ها میزبان هندوانه و انار شب یلدا شده اند. شب یلدا که بیاید اهالی کرمان بزرگترین دورهمی خانوادگی شان را جشن می گیرند.

قالیچه های کرمانی دست باف یکی یکی پهن می شوند و پشتی های پته بر دیوارها تکیه می دهند، روبرو ایوان خانه حیاط و باغچه با برگهای چنار کهنسال فرش شده است و صدای گنجشک ها در گرمای آفتاب پاییزی فضای خانه را پر کرده است.

میانه حیات یک حوض هشتی قرار دارد و گلدان ها اطراف حوض چیده شده اند. اینجا کرمان است. هنوز حال مردمش به لطف کویر خوب است.

اتاق های خانه دور تا دور حیاط پراکنده هستند در هر اتاق یکی از اعضای خانواده اصلی به همراه همسر و فرزندانشان زندگی می کنند و پدر و مادر در اتاق هایی با پنجره های مشبک مشرف برحیاط خانه ساکن شده اند

خانه های قدیمی کرمان چینشی متفاوت دارد. اتاق های خانه دور تا دور حیاط معماری شده اند در هر اتاق یکی از اعضای اصلی خانواده به همراه همسر و فرزندانشان زندگی می کنند و پدر و مادر در اتاق هایی با پنجره های مشبک مشرف برحیاط خانه ساکن شده اند و زندگی در این خانواده در کنار پدر بزرگ و مادر بزرگ پدر و مادر و نوه ها شکلی سنتی به خود گرفته است.

اینها روایتی از یک مجموعه تلویزیونی تاریخی و یا خواب و خیال نیست اگر سری به محله های قدیمی شهر کرمان بزنید هنوز هم هستند محله هایی که مردمانش در چنین خانه هایی زندگی می کنند.

در شهر کرمان محله ها برمبنای اعتقادات، باورها و دین مردم بنا شده اند که می توان به محله بالاسری، پایین سری، یهودی و زرتشتی اشاره کرد و گاه بناها به اقتضای حرفه ها شکل گرفته اند مانند محله ها قالیبافان، خشت مال ها، چوپان محله، کشتکاران و زرگران.

از محله های قدیم کرمان که هنوز پا برجا هستند و خانه های قدیمی در آن ها وجود دارند می توان به محله های خواجه خضر، محله بازار شاه، بازار عزیز، باغ نشاط، پامنار، توکل‌آباد، جانی‌آباد، دولت‌خانه، دوازده‌امام، زرتشتیان، سلسبیل، شاه‌عادل، فیروز آباد، بادیزی ها و ... اشاره کرد برخی از این محله ها از مهاجران یک روستا که سال ها قبل به شهر مهاجرت کرده اند تشکیل شده است، مثلا در محله فیروز آباد محله ای کوچک وجود دارد به نام چترودی ها که همگی ساکنانش، نیاکانشان اهالی روستای چترود در نزدیکی شهر کرمان هستند.

محله هایی که نقش خاطره می زنند

محله های کرمان از ارکان مختلفی تشکیل می شدند که شامل کوچه ها، بازارچه ها و میدان اصلی بوده است و گرداگرد این محله ها  مسجد، تکیه، حمام، زورخانه، آب‌انبار، بازارچه و... وجود داشته است که هنوز هم پا برجا هستند که از جمله این محله ها می توان به محله ته باغ له له و یا خواجه خضر اشاره کرد، اما اکثرا به دلیل رواج احداث ساختمان های مدرن شکل این محله ها تغییر یافته و هر کدام از اجزا محله های قدیمی در بخشی از محله های کنونی قرار گرفته است.

قدمت برخی از این محله ها آنقدر زیاد است که چندین نسل در آن ها زندگی کرده اند مثلا قدمت مسجد محله خواجه خضر که به قرن ها قبل باز می گردد.

این مسجد پس از گذشت قرن ها همچنان در کناره میدانی در مرکز همین محله وجود دارد و بسیاری از مراسم مردم کرمان در این مسجد برگزار می شود.

در محله پا منار همچنان مردم داستان های حمله آقا محمدخان قاجار را برای هم تعریف می کنند و نام این محله به این دلیل پا منار گذاشته شده است که آقا محمد خان در همین محله از سر مردم کرمان مناره درست کرد

برخی از محله های کرمان نیز بنا به وقایع تاریخی شکل گرفته اند. مثلا در محله پا منار همچنان مردم داستان های حمله آقا محمدخان قاجار را برای هم تعریف می کنند و نام این محله به این دلیل پامنار گذاشته شده است که آقا محمد خان در همین محله از سر مردم کرمان مناره درست کرد.

هم اکنون پس از سال ها از ۳۲ محله کهن کرمان برخی از محله ها همچنان پا برجا هستند، ساختار این محله ها کاملاً منطبق برنیازهای اجتماعی مردم است؛ مثلاً کوچه هایی در این محله ها وجود دارد به نام آشتی کنان؛ مردم در گذشته دو نفر را که با هم قهر بوده اند از دو سوی کوچه گذر می دادند و وقتی این دو به هم می رسیدند به دلیل عرض بسیار کم کوچه ها مجبور بودند از کنار هم بگذرند و به هم سلام کنند.

اما بدون شک هسته مرکزی شهر کرمان بازار کهن این شهر است، سراها، سراچه ها و راسته بازارهای متعددی که روزگاری کانون اجتماعی اصلی شهر کرمان بوده و ساختار اجتماعی زندگی مردم شهر در این بازار هنوز هم مطابق قدیم حفظ شده است، مردم با لهجه غلیظ کرمانی با هم سخن می گویند و بنا به طبع کرمانی هنوز هم در سخن هایشان شوخ طبعی جزیی جدا نشدنی است.

در برخی از خیابان های شهر خانه های قدیمی وجود دارد که هر یک می تواند بخشی از یک محله باشند که بیشتر شامل خانه باغ های زرتشتیان کرمان است.

«آلاشت» یکی از این  خیابان هاست این عمارت ها شامل ساختمان های مرکزی هستند که بر فراز آنها بادگیرهای بزرگ نصب شده است، وجود باغ های بزرگی که درختان کهن چنار درون آن ها خودنمایی می کند هنوز هم چشم نواز است و ده ها تلمبه بادی که با ورزش باد پره هایشان به گردش در می آید و مردم کرمان با صدای چرخش پره هایشان خاطره بازی می کنند.

اینجا کرمان است شهری که قدمت قدیمی ترین آثار به جای مانده در آن مشخص نشده است اما مردمانش هنوز هم در کوچه پس کوچه های این شهر به معنای واقعی زندگی می کنند.

حفظ ساختار سنتی خانواده مهمترین اصل کرمانی ها

«ماشاالله ایرانمنش» پیرمردی ۹۰ ساله است با لهجه کرمانی و قدی خمیده اما همچنان در کنار همسر ۸۰ ساله اش حاجه خانم مومنی در یکی از همین خانه های تاریخی زندگی می کند.

ایرانمنش که سابقا معلم بوده از خاطراتش و زندگی سنتی مردم در گذشته سخن می گوید و یاد قدیم ها را زنده می کند.

اینکه روزگاری که برق، گاز و آب لوله کشی نبوده چگونه خانه ها به گونه ای بنا می شدند که نیازهای مردم را برآورده می کردند از زمستان نشین و تابستان نشین تا اتاق بهاره و مطبخ هایی که جز زنان خانه کسی حق ورود به آن ها را نداشته است.

اتاق های اندرونی که کاملاً از بخش مهمانخانه جدا بوده اند و البته مهمانخانه ها بنا به خصلت مهمان نوازی مردم کرمان در بهترین جای خانه قرار می گرفته اند.

پیر مرد کرمانی می گوید: در محله ما بسیاری از جوانان به سمت تجدد گرایی سوق پیدا کرده اند در صورتیکه این همه طلاق و جدایی که در شهر وجود دارد به دلیل نبود سایه پدر و مادر بالای سر زوج های جوان است، تعجب می کنم وقتی به خانه های کنونی وارد می شوم آشپزخانه ها دیوار ندارند در صورتیکه اگر به مطبخ خانه ما سر بزنید کاملا از بخش داخلی خانه جداست و ما حتی تنور و اجاق خانه را دست نزده ایم.

چهار نفر از فرزندانم با خانواده هایشان هنوز در خانه ما زندگی می کنند و اتاق ها را بین همدیگر تقسیم کرده ایم و از مطبخ به صورت مشترک استفاده می کنیم، بچه ها هم با یکدیگر و زیر نظر پدر مادر و عمه و عمو بزرگ می شوند و درس زندگی می آموزند

وی می افزاید: چهار نفر از فرزندانم با خانواده هایشان هنوز در خانه ما زندگی می کنند و اتاق ها را بین همدیگر تقسیم کرده ایم و از مطبخ به صورت مشترک استفاده می کنیم، بچه ها هم با یکدیگر و زیر نظر پدر مادر و عمه و عمو بزرگ می شوند و درس زندگی می آموزند.

پیرمرد یادی از گذشته ها می کند و آهی می کشد و می گوید: بسیاری از مردم از این محله ها رفته اند اما اینجا هنوز به برکت وجود خانه «سید خوش رو» بافت سنتی خود را دارد.

وی با افتخار می گوید: عزاداری عاشورایی مردم هنوز هم در خانه خوشرو با همان شکل و شمایل قدیمی اش برگزار می شود و مردم همین کوچه های مسقف را فرش و عزاداری می کنند، چون اینجا بوی زندگی می دهد.

هنوز هم برخی از خانواده های کرمانی در خانه های تاریخی زندگی می کنند، با این وجود بسیاری از مردم ترجیح می دهند در خانه هایی با معماری مدرن اوقات خود را سپری کنند و در محله های قدیمی که ساخت و ساز جدید در آن ها در حال انجام است مردم سعی می کنند خانه های خود را کنار هم بسازند و در واقع خانه های یک خانواده بزرگ در نزدیکی هم شکل گرفته اند.

اما در محله های تازه ساز به خصوص در غرب شهر کرمان دیگر نشانی از این نحوه از زندگی دیده نمی شود.

شهر کرمان یکی از ساختارهای کاملاً سنتی در ایران محسوب می شود که در کنار شکل خانه ها همچنان خانواده هایی هستند که مطابق با ساختار سنتی خانواده زندگی می کنند و براساس تحقیقات میزان مشکلات اجتماعی و آسیب ها در این نوع خانواده ها کمتر است.

کنار هم زندگی کردن خانواده ها، تصمیم گیری جمعی با مدیریت بزرگترین فرد خانواده، رعایت اصول و سنت ها، نوع زندگی و وسایل زندگی، کسب و کارهای خانوادگی موروثی از جمله نمادهای این سبک زندگی هستند که هنوز هم در برخی از محله ها و خانه های قدیمی کرمان دیده می شود.

این خانه ها بسیار وسیع و متشکل  از چندین اتاق شامل زمستان نشین، تابستان نشین، سرای بزرگ برای مهمانان، حوزه های هشتی زیر سقف و بادگیرهای بزرگ، حوض های هشتی در حیاط و درختان و باغچه های وسیع ، سراچه ها، بهارخواب، اتاق بادگیر، بام گنبدی شکل و مطبخ بوده اند.

 در اتاق های گوناگون این خانه ها اعضای مختلف هر خانواده پس از تشکیل خانواده زندگی می کردند و خانواده های فرعی در دل خانواده اصلی ایجاد می شدند.

نگاهی به مصالح خانه های سنتی کرمان

مهمترین مصالح به کار رفته در این خانه ها خشت و گل بوده است اما نمای بیرونی این خانه ها با گچ بری ، کاشی کاری و مصالح دیگر تزئین می شده  و درب خانه ها چوبی است.

با وجود اینکه هنوز محله های قدیمی شهر پا برجا مانده اند اما به دلیل عدم بازسازی خانه ها و تجددگرایی مردم در حال حاضر اکثر مردم کرمان این بخش از شهر را ترک کرده اند و به جز خانه هایی که قابل سکونت هستند برخی از این خانه ها تبدیل به انبار و یا متروکه شده اند.

رها شدن خانه ها موجب شده برخی قسمت های بافت تاریخی کرمان به ویرانه تبدیل شود و حیات این بخش از شهر به خطر افتاده است.

برخی از مالکان نیز اقدام به تخریب شبانه و ناگهانی این خانه می کنند و در زمان اندک آپارتمان و برج ها جای این خانه ها را می گیرند.

مرکز و شرق شهر کرمان به عنوان قلب بافت تاریخی، به دلیل مهاجرت مردم به سمت شمال و غرب شهر از تراکم بسیار پایین جمعیتی برخوردار است و زیرساخت های شهری رها شده و در مقابل وضعیت خدمات شهری در سایر قسمت های شهر با چالش عمده مواجه شده است.

در حالیکه قبل از این در ساختار خانوادگی کرمان حمایت خانواده در اوج خود قرار داشت اما هم اکنون آپارتمان نشینی و دوری اعضای خانواده ها از یکدیگر آسیب ها و مشکلات اجتماعی را افزایش داده است.

طی ماه های اخیر با همکاری شهرداری و میراث فرهنگی استان کرمان روند مرمت آثار تاریخی کرمان بسیار پر رنگ دنبال می شود بطوریکه بسیاری از این خانه های تاریخی تملک و بازسازی شده و یا در حال بازسازی هستند.

طرح های فرهنگی خانواده محور توسط دستگاه های فرهنگی، سمن ها و گروه های مردمی در کرمان افزایش یافته است و همچنین آپارتمان نشینی دسته جمعی در کرمان رو به افزایش است، بطوریکه اعضای یک خانواده مجتمع مسکونی را خریداری و در آن زندگی می کنند.

هر چند مولفه های معماری سنتی به صورت عینی در معماری جدید رسوخ نکرده است اما به صورت ملموس نمای برخی از مجتمع های شخصی در کرمان به سمت تزئین های سنتی متمایل شده و به نظر می رسد این سرآغازی برای عصری جدید در معماری کرمان باشد.

در بررسی ها حتی خانه ای در کرمان یافت شد که کاملا مطابق با معماری سنتی و با استفاده از تکنولوژی های روز در حال احداث است و در حیات این خانه مقاطع تاریخی مختلف شهر در قالب نقاشی و مجسمه سازی به تصویر کشیده و سعی شده که از بادگیر برای سیستم تهویه خانه استفاده شود اما معمار و مالک این خانه از مصاحبه در خصوص انگیزه اش از احداث چنین خانه ای خودداری کرد.

این نشان می دهد هنوز فرهنگ استفاده از معماری سنتی در کرمان نهادینه نشده است و اگر هم معدود افرادی به این سمت سوق پیدا می کنند برای مقاصدی جز گرایش به فرهنگ و معماری اصیل است.

نگاهی به تکنیک و کاربری معماری سنتی در کرمان

مهیار صادقی از جمله معماران کرمانی است که مدرک کارشناسی ارشد معماری دارد و پایان نامه اش را در خصوص معماری سنتی کرمان گذرانده است او به خبرنگار مهر می گوید: وقتی به معماری سنتی شهر کرمان نگاه می کنیم به این نتیجه می رسیم که خانه برمبنای آسایش و اعتقادات و رسوم مردم ساخته می شده است در واقع هر بخش از خانه یا نیازی را برآورده می کرده و یا بنا به اقلیم منطقه مردم را در بیشترین آسایش و آرامش ممکن قرار می داده است.

وی می گوید: در کرمان با توجه به اقلیم خشک منطقه سعی می کردند خانه به گونه ای باشد که رطوبت را به خود جذب کند و در مسیر خانه حتما قنات گذر می کرده، اکثرخانه های تاریخی کرمان زیر زمین و سردابه و پایاب دارند در واقع کرمانی ها به راهی که به سمت قنات می رود پایاب می گویند اما به این بسنده نمی کردند بلکه منبعی از ساروج می ساختند و به استفاده از لوله هایی که از همین مواد ساخته می شود آب را به سمت حوض و حتی مطبخ هدایت می کردند.

وی در خصوص ساختار معماری خانه های کرمانی می گوید: در معماری اصیل کرمانی خانه ها با دیوارهای بلند محصور بوده اند اما از زمان قاجار به این سمت وجود پنجره به سمت کوچه در خانه نیز متداول می شود.

صادقی می گوید: اگر همین الان هم در خانه های قدیمی را مشاهده کنید دو کولان می بینید در واقع یک کولان زنانه بوده و یک کولان مخصوص مردان بوده است و صاحب خانه بنا به مسائل مذهبی متوجه می شده یک زن و یا یک مرد پشت خانه اش است و در ورودی خانه سردر و مکانی برای نشستن بوده که به آن پیر نشین می گفتند که موجب آسایش کسی بوده که به خانه مراجعه می کرده است.

وی می افزاید: بعد از باز شدن در خانه فرد نمی توانسته داخل خانه را ببینید بلکه وارد یک فضای هشتی می شده است و درنهایت با دو سالن مواجه می شده که یکی به اندرونی خانه راه داشته و دیگری به بیرونی ختم می شده است که اندرونی مخصوص اعضای خانواده که محرم بوده اند می شده و در بخش بیرونی نیز میهمان خانه قرار داشته که شامل تالار و یک حیاط جدا بوده است.

این کارشناس می گوید: در حیاط خانه ها حوض و اکثرا چهار نوع باغچه بنا به چهار فصل وجود طراحی می شده است اما درختان اصلی به گونه ای انتخاب می شده اند که در تابستان سایه داشته باشند و در زمستان بدون برگ باشند که آفتاب وارد حیاط شود.

صادقی ادامه می دهد: ابعاد هر یک از ارکان خانه بنا به توان مالی خانواده بوده است اما زیر همه اتاق ها زیر زمین قرار داشته و اتاق ها بالاتر بنا می شدند.

وی می گوید: اتاق ها بنا به درهایی که داشته اند کاربری شان تعریف می شده است و نامگذاری می شدند مثلاً اتاق دو دری تا ۹ دری در خانه ها وجود داشته است که معمولاً اتاق های هشت دری و ۹ دری برای مهمان ها بوده است و به آن ها شاه نشین هم می گفتند که این اتاق ها دور تا دور خانه قرار داشته اند و بنا به فصل از آن ها استفاده می شده است.

صادقی ادامه می دهد: بادگیر خانه ها نیز معمولا در کنار شاه نشین و تالار بوده است و زیرآن نیز حوضی وجود داشته که بعد از ورود باد به درون اتاق کوران می شده و باد از دالان ها وارد اتاق های تابستانی می شده است. اما اتاق های زمستانه کم پنجره بوده اند و بیشترشان با کرسی گرم می شده اند.

وی دلیل وجود زیر زمین در این خانه ها را نیز به وجود رمز معماری زیر سطح زمین می داند و اینگونه می گوید که اگر بنایی زیر زمین ساخته شود دمای این اتاق در واقع همیشه ثابت است و رطوبت هم در آن ها بالاست و عملا موجب تثبیت دمایی معادل ۲۱ درجه در تمام فصول می شده است.

سقف گنبه ای رمز معتدل بودن هوا

وی به سقف گنبه ای خانه های قدیمی در کرمان اشاره کرد می کند و می افزاید این نوع سقف هنوز هم در روستاها و برخی از خانه های شهر کرمان وجود دارد و دلیل وجود این نوع سقف هم این بود که از تابش مستقیم آفتاب به خانه جلوگیری کنند و در هر زمان از روز بخشی از سقف زیرآفتاب بوده اما بخش دیگر به دلیل دایره بودن سقف سایه بوده و دما را ثابت نگه می داشته است.

وی می گوید:  در کنار مهندسی خاصی که معماران برای ساخت ارکان خانه داشته اند اما تزئین خانه یکی از ارکان مهم بوده چون خانه باید فضایی زیبا و مفرح به خصوص برای بخش اندرونی که زنان در آن زندگی می کردند برخودار باشد. استفاده از تصویرگری، کاشیکاری، گچ بری و آجرهای حکاکی شده و فرم دهی در همین راستا در خانه ها انجام می شده است.

رئیس مرکز کرمان شناسی نیز در گفت و گو با خبرنگار مهر می گوید: در بینش سبک معماری سنتی و آمیزه آن با سبک معماری اسلامی همیشه بهترین ها برای سکونت گاه های خاص در نظر گرفته می شد.

«محمد علی گلاب زاده» می افزاید: زندگی کردن در کویر و بهره گیری از امکانات کویری همیشه بهترین شیوه برای زندگی بوده است.

محمد معمار یزدی معمار مجموعه گنجعلی خان بدون وضو کار خود را شروع نمی کرد. همین امر هم باعث شده این مجموعه بعد از۴۰۰ سال سرپا باقی بماند و مایه افتخار باشد

وی ادامه می دهد: استفاده از سقف گنبدی بهترین شیوه معماری در این مناطق است و استفاده از مصالح ویژه هر منطقه مضاف بر استفاده از شرایط آب و هوای آن منطقه زیبایی خاص خود را داشته است و با دست و فکر ایرانی انجام می شده است.

وی با اشاره به اینکه معماران با نیت و معرفت خاص اسلامی خود کار می کردند، اظهار کرد: محمد معمار یزدی معمار مجموعه گنجعلی خان بدون وضو کار خود را شروع نمی کرد، همین امر هم باعث شده این مجموعه بعد از۴۰۰ سال سرپا باقی بماند و مایه افتخار باشد.

وی عنوان می کند: در حال حاضر با کمال تاسف زشت ترین، بدترین و بی اندیشه ترین نوع معماری را در جامعه شاهد هستیم.

وی با اشاره به معماری غلط  بر گرفته از سبک های خارجی در مناطق کویری، می گوید: استفاده از سقف شیروانی و شیشه برای معماری در مناطق کویری با وجود خورشید تابان که یک نعمت بی نظیر برای استفاده از انرژی های پاک است کاری اشتباهی است.

وی تصریح می کند: معماری غلط بر گرفته از معماری خارجی باعث صرف هزینه های زیادی در خصوص خنک نگه داشتن خانه ها می شود در گذشته منقل آتش خانه را در فصل زمستان گرم نگه می داشت اما امروزه با این سبک معماری انرژی برق زیادی باید مصرف شود.

راه اندازی اتاق فکر احیای سبک زندگی ایرانی در کرمان

وی از راه اندازی اتاق فکر با حمایت استاندار کرمان خبر می دهد و می گوید: افراد متخصص یک روز در طول هفته دور هم جمع می شوند تا در خصوص برجا ماندن سبک معماری سنتی اسلامی در کرمان راه حلی بیاندیشند.

به عقیده کارشناسان خانه‌های سنتی نقش ارتباط‌گری با جامعه ایرانی دارند؛ چنانکه جریان پویای اجتماعی از خانه، کوچه و محله شکل می‌گیرد از این جهت است که معماری ایرانی نیز دستخوش تهاجم فرهنگی شده است و امروزه باید مصادیق دست اندازی غرب در فرهنگ ایرانی را در معماری هم دنبال کرد.

رئیس مرکز کرمان شناسی با وارد کردن سبک معماری خارجی مخالفت و معتقد است: همانطور که کشورهای دیگر از ورود معماری خشت و گل جلوگیری می کنند ما هم اجازه این کار را به آن ها نمی دهیم.

وی با بیان اینکه هر کسی با هر تفکری و فرهنگی نمی تواند الگوی معماری خود را به ما تحمیل کند، می گوید: این الگو علاوه بر اینکه ظاهر شهر را  تحت تاثیر قرار می دهد، بر روی فرهنگ مردم آن شهر هم موثر است.

گلاب زاده می افزاید: با ورود اسلام، معماری سنتی ایرانی تحول پیدا کرد و تکامل یافت؛ ارزشمندترین تاثیر معماری سنتی بر جامعه ما این بود که زمینه انس و الفت را فراهم می کرد.

وی ادامه می دهد: خانه های قدیمی در چهار سمت و سویشان اتاق بود که اعضای خانواده با هم زندگی می کردند.

گلاب زاده توضیح می دهد: در طول تاریخ، خانه ها و کوچه های سنتی شهر توانسته اند ارتباط قوی با جامعه ایرانی ایجاد کنند.

شهر کرمان با وجود تمام فراز و نشیب هایی که در خصوص حفظ و مرمت بناهای تاریخی طی کرده اما هنوز هم یکی از مهمترین شهرهایی است که بافت سنتی خود را تا حدود بسیار زیادی حفظ کرده است.

مردم همچنان در خانه های تاریخی دور هم جمع می شوند روی ایوان ها روی قالیچه های کرمانی و دور سینی های قهوه قوتو و کلمپه کرمانی می نشینند و درحالی که مردان از خاطراتشان سخن می گویند زنان و دختران بر پته های دست بافت کرمانی سوزن می زنند و امیدوارند این سبک زندگی برای نسل های بعد نیز ادامه یابد.