کدخبر: ۵۰۵

حالا بیاید همین فرمولی که در این مورد رخ داده و نفوذ در سطح مدیریت استراتژیک مذاکرات صورت گرفته را به سایر قراردادهای محرمانه دولت تسری بدهیم، چه خواهد شد؟ کدام نهاد حقوقی یا حقیقی تبعات و صدمات جبران ناپذیر اینگونه سیاست ورزی ها را بر آینده منافع ملی بعهده خواهد گرفت؟

گروه سیاسی ثامن- محمد علی کول: بعد از آنکه برجام در سد تحریم ها طبق " آنچه مرقوم فرمودند" شکاف ایجاد نمود ومردم از تمام محتوای مذاکرات مطلع شدند و نیز پس از آنکه سفره های مردم به لطف آفتاب تابان برجام گشایش یافت و از قِبَل این گشایش رکود اقتصادی مرتفع گردید و ساز ناکوک اقتصاد، کوک نواخت حالا اما از باغ برجام میوه ای تازه رسیده و به جرات می توان آن را نوبرانه خواند، نوبرانه ای که شاید کسی که درخت برجام را کاشت خودش هم گمان نمی کرد که این میوه را بتواند از این باغ بچیند.

زمینه سازی نفوذ

حضور شخصیتی دو تابعیتی در قامت مذاکره کننده ارشد تیم ایرانی آن هم در یکی از حساس ترین مذاکرات طول تاریخ پس از انقلاب اسلامی ایران هم اکنون به نُقل محافل سیاسی تبدیل شده است. درست در زیر مجموعه تیم بعیدی نژاد و به عنوان یکی از مقامات مسئول در مذاکرات هسته ای و به عنوان نماینده بانک مرکزی کسی مشغول به کنش بین المللی از جانب ایران اسلامی مشغول بوده که به گفته مسئولان امر ماهیانه مبلغ 35 میلیون تومان از آمریکا به دلیل فعالیت در کمیته برجام دریافتی داشته است. این شخص که این روزها تصاویر حضورش در جلسات مذاکرات هسته ای نیز به دفعات بالا در فضای مجازی منتشر شده هم اکنون به جرم جاسوسی برای بیگانگان در بازداشت به سر می برد، در حالی که از سوی وزارت خارجه دولت یازدهم که مسئول پرونده هسته ای است به عنوان " امانتدار مردم و نظام اسلامی" به مذاکرات اعزام شده بود. این شخص اما قرار بود که در تیم هسته ای و با مشورت هایش در " سازمان تحریم ها تَرَک بیاندازد" اما فرستاده طرف مقابل از آب در آمد که کارش در آن میانه هرچه بوده طبعا دفاع از حقوق ملت ایران نبوده است. حالا بهتر می توان درک کرد که چرا در ماجرای برجام سرمان بی کلاه مانده و حق وحقوق کشورمان مستفاد نگردیده، زیرا مشاور ارشدتیم مذاکره کننده ایرانی در اصل مشاور ارشد ما نبوده بلکه معاون طراحی مسیر برای بازگشت سریع تر تحریم ها به حالت اولیه بوده است. این مهم جدای از همه حواشی معلوم الحالی که دارد سوالی مهم را به ذهن متبادر می کند، چه کسی مسئول چینش اعضای تیم مذاکره کننده ایران اسلامی بوده و چرا تا این میزان در اطرافش نفوذ صورت گرفته است؟ آیا دفاع از منافع ملی با این ساده انگاری ها و سهل اندیش ها و جدی نگرفتن پروژه مهم نفوذ امکان وقوع دارد؟

نتیجه پیاده شدن فرمول برجام در سایر مذاکرات

حالا بیاید همین فرمولی که در این مورد رخ داده و نفوذ در سطح مدیریت استراتژیک مذاکرات صورت گرفته را به سایر قراردادهای محرمانه دولت تسری بدهیم، چه خواهد شد؟ در مذاکره محرمانه دولت با گروه اقدام ویژه مالی "FATF" که رسما بازوهای امنیت ملی ایران اسلامی مورد هدف قرار می گیرد و یا در مذاکرات محرمانه تیم وزارت خارجه  دولت یازدهم برای پیوستن ایران به " کنوانسیون پالرمو" که موجب کوتاهی دست ایران از حمایت مستضعفین و مظلومان جهان می شود. کدام نهاد حقوقی یا حقیقی تبعات و صدمات جبران ناپذیر اینگونه سیاست ورزی ها را بر آینده منافع ملی بعهده خواهد گرفت؟