به طور کلی جناح موسوم به اصلاحات با رویکردی منفی و مخرب با کلیدواژه نفوذ برخورد کرده و اما در عین حال آن را به منزله بی کارکرد شدن کلید واژه فتنه القاء ساخته اند تا از پی آن، خود را از زیر بار عنوان فتنه 88 رهایی دهند.

به گزارش ثامن پرس؛ مخالف خوانی تجدیدنظرطلبان نسبت به مفهوم نفوذ، در سال جاری به دستاویزی برای تخریب چهره نظام توسط گروه مشارالیه تبدیل شده است. فراسوی این مواجهه و محاجه تجدیدنظرطلبان، به طور کلی جناح موسوم به اصلاحات با رویکردی منفی و مخرب با کلیدواژه نفوذ برخورد کرده و اما در عین حال آن را به منزله بی کارکرد شدن کلیدواژه فتنه القاء ساخته اند تا از پی آن، خود را از زیر بار عنوان فتنه 88 رهایی دهند. این مخالفت ها با مقوله نفوذ در حالی است که نفوذ، تنها بخشی از جنگ نرم است که درواقع، جنبه های با برنامه تر و توطئه آمیزتر جنگ نرم را مورد شناسایی و رصد قرار می دهد؛ نفوذ باعث می شود تا در مقام مقابله به مثل با برنامه و هشیاری بیشتری عمل کنیم؛ عنوان جنگ نرم یا فتنه برای بسیج نیروهای اجتماعی و تمرکز ذهنی نیروهای انقلابی چندان رسا نیست، درحالیکه عنوان و تعبیر "نفوذ" کلیدی تر  و تاکتیکی تر است و علاوه بر داشتن ابعاد راهبردی، از حیث راهکنشی یا تاکتیکی کارآمدتر از تعابیر فتنه و جنگ نرم است.

در حالیکه با تسامح می توان جنگ نرم، تهاجم فرهنگی، فتنه و نفوذ را به جای هم به کار برد، اما در این میان خطوط ممیزی نیز وجود  دارد که به آن می پردازیم:

- نفوذ بخشی از جنگ نرم است، اما بخشی که برنامه ریزی و توطئه در آن پررنگ تر است، اگرچه نفوذ نیز می تواند بدون برنامه ریزی و در اثر تعامل و بدون نیت طرف نفوذکننده صورت گیرد، اما واقعیت آن است که نفوذ اغلب باهدف و نیت و نیز برنامه ریزی جهت دار صورت می پذیرد.

- در تحلیل یک مقوله، سه رویکرد وجود دارد؛ اولین رویکرد، رویکرد "پروسه" است که اشاره به طبیعی بودن یک جریان دارد؛ مثلا گروهی، جنگ نرم یا جهانی سازی را یک پروسه یا جریان طبیعی می پندارند.

 دوم، تلقی از یک مقوله به منزله "پدیده" است، پدیده یعنی مقوله ای که قبلا وجود نداشته بلکه یکباره حادث می شود مانند تصادف یا سانحه. برداشت سوم، برداشت از یک مقوله به منزله پروژه است، در پروژه، نقشه ریزی و برنامه داربودن اساس است.

نفوذ، مقوله ایست که در دو سبد و دسته پروسه و پروژه قرار می گیرد و به هیچ روی، تصادفی نیست. علاوه بر این، نفوذ جنبه های پروژه ای جنگ نرم را نشان می دهد.

- دیگر اینکه نفوذ، برخلاف جنگ نرم که ابعاد ذهنی را بیشتر هدف قرار می دهد، در پی تغییر رفتار و ذهنیت و نیز یارگیری مشخص است؛ نفوذ بس زیرکانه تر، سریع تر، بابرنامه تر، زمان مندتر و نتیجه گرا از جنگ نرم عمل می کند. جنگ نرم مربوط به ماهیت کلی تهاجم فرهنگی و دشمنی غرب با ماست، خصوصا وقتی در جنگ 8 ساله علیه کشورمان شکست خوردند، یک سلسله اقدامات تبلیغاتی و رسانه ای رادر دستور کار قرار دادند. اما نفوذ بخشی از این روند است که با رصد دقیق افراد و سلایق آنها صورت می گیرد؛ مثلا بنا به علایق افراد و میزان و نحوه گذراندن وقت توسط ایرانیان، برای سنین مختلف برنامه ریزی و تولید محتوا می کنند. علاوه بر سن، بر مبنای جنسیت و منطقه نیز تولید محتوا می کنند. همچنین رسانه های و حامل های مختلف را با توجه به میزان استفاده شهروندان ایرانی راه اندازی و مدیریت می کنند. برای مثال، بنا به گزارش روزنامه گاردین این رسانه هم اکنون بهترین مسیر نفوذ در ایران است. جایی که گاردین علیه ایران سخن می گوید این بخشی از جنگ نرم است اما آنجا که از برنامه ریزی از طریق تلگرام برای جهت دهی سخن می گوید، این مشخصا مقوله "نفوذ" را تداعی می کند که البته خود نیز بدان تصریح داشته است. همچنین بار دیگر تأکید می شود که نفوذ نیز جزئی از جنگ نرم است، منتها این بار با توجه به دوران پسابرجام و شکستن تابوی رابطه ایران و امریکا حتی در حد مذاکرات هسته ای، آنها از روش های دورتر به روش های نزدیک تر روی آورده و امیدوارند از طریق حضور شرکت های  چندملیتی و مستشاران خود وجوه عینی تری به جنگ خود علیه ایران بدهند. برای همین نفوذ در شرایط کنونی، بیش از هر زمانی برای آنان اهمیت دارد و نیز بیش از هر زمانی برای ما محل نگرانی و مراقبت و مقابله است.
 


در خصوص وجوه تفارق نفوذ با جنگ نرم و نیز پاره ای خطوط قابل تأکید و پیگیری آن، محورهای ذیل نیز قابل تأمل است:

1- نفوذ، زیر مجموعه جنگ نرم است که شامل تهاجم فرهنگی و انقلاب مخملی هم می شود. باید تبیین شود که مقصود حقیقی و عمده از نفوذ، صرفا یارگیری مستقیم و جاسوس بودن مسوولان و حتی فعالان سیاسی نیست، بلکه نفوذ، عمدتاً اشاره به تغییر باورها دارد.

2- نفوذ تاکنون خود را در قالب های متفاوتی از تهاجم فرهنگی یا شبیخون فرهنگی گرفته تا انقلاب مخملی و مهاجرت نخبگان یا فرار مغزها نشان داده است. برخی مصادیق نفوذ مانند فرار مغزها، صرفاً راهکارهای فرهنگی و مدیریتی دارد. اما برخی مصادیق جنگ نرم مانند تهاجم فرهنگی، انقلاب مخملی یا اشاعه اهداف دشمن در مطبوعات و رسانه ها یا از طرق دیگر، مستلزم برخوردهای قضایی و امنیتی ضابطان قضایی مانند اطلاعات سپاه  و نظایر آن است. این نکته در ادامه تعریف موسع از امنیت قرار می گیرد و باید مورد تأکید باشد.

3- شرایط هم اکنون حتی در کشوری مانند فرانسه که سمبل نظارت پلیسی بوده است، از ناامنی نسبی حکایت دارد. در کشورهای منطقه نیز این اضطراری بودن، بسیاری مواقع به عنوان روندی عادی خود را نشان می دهد که حاکی از عمق ناامنی در این کشورهاست. باید تأکید شود که اولاً یک امنیت استثنایی- در برابر امنیت اضطراری غرب- در ایران حاکم است. این امر، مشروعیت خاصی به پروژه های سد نفوذ خواهد داد.

4-  از سویی دیگر درباره نفوذ نباید آن قدر اغراق شود که برخی تصور کنند که هرچند مردم و جامعه در ایران احساس امنیت می کند، اما حکومت این احساس را ندارد.

در مباحث امنیت، امنیت به دو دسته نرم و سخت تقسیم می شود؛ امنیت سخت شامل امنیت جانی و مالی است و امنیت نرم اشاره به احساس امنیت و مباحثی همچون امید به آینده دارد. از این کاربرد نامتعارف نفوذ می تواند به احساس ناامنی دامن بزند و امنیت ذهنی یا نرم را خدشه دار سازد. در این بحث، کلی گویی خطرناک است و باید تأکید شود که نفوذ و نفوذی منظور صرفاً جاسوسی و جواسیس نیست و بسی فراتر از این موارد است.

5-نفوذ نوعی از فتنه است و فتنه اعم از آن است، فتنه می توان کودتای مخملی و سخت باشد اما نفوذ بر شیوه های کاملا مرموز و غالباً پنهان تکیه دارد. به کاربردن تعبیر فتنه نفوذ، ادامه روند فتنه ستیزی نظام و نیز زنجیره ای نشان دادن اتفاقاتی مانند غائله 78 و 88 با نفوذ را نشان می دهد. به کاربردن تعبیر فتنه نفوذ، افزون بر این، می تواند به خنثی سازی هجمه های اپوزیسیون که درصدد تفکیک میان خط نفوذ و خط فتنه هستند بیانجامد؛ هجمه هایی که سعی دارد تا فتنه 88 را به دست فراموشی بسپارد و احیاناً فضایی را برای تنفس مجدد سیاسی تجدیدنظرطلبان فراهم کند.
 

6- در چنین مواردی به نظر می رسد واکاوی مفهوم "امنیت ملی" و مولفه های ملموس آن برای عموم می تواند از فشارهای سیاسی بر دستگاه قضا و ضابطان آن بکاهد. لذا پیشنهاد می شود با برگزاری نشست های گفت و گو در رسانه ملی و حضور چهره های متعهد و مستقل سیاسی – حقوقی در این نشست ها بر محورهای ذیل تاکید شود:

1- اهداف اصلی برخورد با جرائم امنیتی از قبیل حفظ استقلال کشور و حفظ و اشاعه ارزش های ملی و فراهم کردن امکان فراغت خاطر مردم نسبت به تهدیدهای احتمالی

2- تفاوت های سه گروه جرائم مطبوعاتی، سیاسی و امنیتی

3- ترفندهای دشمن در سازماندهی جرائم ضدامنیتی در پوشش اصناف و مشاغل خاص همچون روزنامه نگاری فعالیت هنری پژوهش و فعالیت های علمی و صنعتی

4-  تعریف موسع از امنیت یک ضرورت است؛ در حالی که در نظامات غربی و سکولاری، امنیت صرفاً امنیت حکومت و نظام سیاسی اقتصادی و نیز ساختارهای جامعه است، در انقلاب اسلامی، امنیت شامل اعتقادات مردم و از این رو امنیت روحی یا هستی شناختی هم می شود و دولت در قبال آخرت مردم و سعادت نهایی آنها نیز مسؤول است؛ همچنان که فردی در نسبت با فرد دیگر ولو عضو خانواده وی نباشد و حتی دشمن وی باشد، مسؤولیت اخروی علاوه بر مسؤولیت دنیوی دارد.

نگاه امنیتی انقلاب اسلامی مبتنی است بر آرامش جسم و روح افراد و آنچنان نگاه مسؤولانه ای است که حتی در قبال مسؤولیت افراد نیز احساس مسؤولیت دارد. این نگاه تکلیف محور و وظیفه گرا در برابر نگاه نتیجه گرا و سودگرا قرار دارد. در منظومه امنیتی نظام اسلامی، تکلیف‌گراییِ نتیجه‌بینانه مورد نظر است؛ همچنان که رهبر انقلاب از هم‌ورزی آرمان و واقعیت سخن می گویند، میان تکلیف و نتیجه نیز یک هم ورزی وجود دارد، منتهادر این تعامل، اولویت با تکلیف است.

5-  باید تأکید شود که نفوذ امر تازه ای نیست و مسأله نفوذ(به کاربردن تعبیر فتنه نفوذ ضروری است) مسأله ایران از آغاز انقلاب بوده است که دشمنان گاهی با تهاجم فرهنگی و رسانه ای، گاهی با به راه انداختن تظاهرات و کلیدواژه تقلب و گاهی از قِبَل مذاکرات در پی آن بوده اند. بایستی تاکید شود که در عین کهنه بودن مفهوم نفوذ، اما شیوه ها و روندهای آن صورتهای جدیدی یافته است؛ مانند پدیده جدید بلک فرایدی که اواخر سال 94 برای اولین بار به تقلید از ابزارهای غربی در ایران اجرا شد یا تلاش برای ورود مک دونالد و... اگر این گونه القا شود که نفوذ پدیده خیلی جدید و بی سابقه ای است، آن گاه در پی این گزاره، این نیز القا خواهد شد که نظام با چالشی مواجه است که تجربه برخورد با آن را ندارد و نیز چالشی دشوارتر و پیشرفته برای آن است. حال آنکه اوایل انقلاب که ساختار نظام از جاسوسانی مانند عباس امیر انتظام، معاون بازرگان-که محمدصادق خرازی در برنامه دید در شب دکتر ظریف را از حیث شناخت شرایط بین الملل با وی مقایسه کرد- لبریز بوده است. امیر انتظام کسی است که از سال 1358 به جرم جاسوسی تا زمان حاضر در زندان اوین به سر می برد.

جمهوری اسلامی در زمان تأسیس نیز توانسته چالش های بزرگتری را بگذارند؛ چالش های که سبب واکسیناسیون نظام گشته است.

نظام اسلامی نه حتی در مرحله استقرار، بلکه هم اکنون در مرحله بالندگی است. محض نمونه، با وجود افول رشد علمی در دو سال اخیر که رهبر انقلاب نسبت بدان ابراز نگرانی کردند، در 23 مهرماه همین امسال بود که ایشان در دیدار نخبگان با تأکید دوباره بر برخی مشکلات کشور، به رتبه 15علمی ایران در دنیا با افتخار اشاره فرمودند؛ رتبه ای که در تاریخ منطقه بی سابقه بوده است.

6- عده ای با تمسک به «همگرایی بخشی» یا «سرایت بخشی»- نظریه نئولیبرال ارنست هاس- بر این خیال واهی هستند که مذاکرات هسته ای می تواند به مذاکرات اقتصادی و نیز منطقه ای تسری یابد و در نهایت شاهد همگرایی ایران  و امریکا باشیم. نفوذ یا سرایت مذاکره ای به مذاکره دیگر، یکی از شیوه های جدید نفوذ است که باید در برابر آن ایستاد و بدان اشاره کرد.

7-  برای سد نفوذ، تأکید خاصی بر تشدید مقاومت در منطقه و نیز نشانه های تولد انتفاضه سوم باید صورت گیرد که برخلاف تصور عده ای که برجام را سندی ایدئولوژی زدا عنوان می کنند، شواهد دال بر آن است که در منطقه، ایدئولوژی مبارزه و مقاومت بیش از هر زمانی تقویت شده است.

8-  توجه به این امر ضروری است که نفوذ، بسیار عینی تر و خاص تر از تعابیری مانند فتنه، جنگ نرم و تهاجم فرهنگی است؛ در عین حال نفوذ به دست های پشت پرده و حضور غیر مسقیم اشاره می کند و بیشتر مستعد و نیز مستلزم پاره ای دستگیری ها و اقدامات امنیتی است. در حالی که در تهاجم فرهنگی، اولویت با کارفرهنگی و رسانه ای است، در نفوذ با وجود اهمیت موارد اخیرالذکر، اما نگاه امنیتی و پلیسی اولویت دارد.