گفتمان نفی سلطه و نفوذ بیگانگان متاثر از آموزه های اسلامی در سیاست خارجی پس از انقلاب تبلور یافت. و دکترین نه شرقی نه غربی علاوه بر تثبیت و تایید استقلال و آزادی و نفی سلطه قدرت های شرق و غرب الفبای راهبرد تعامل و مناسبات سیاسی انقلاب اسلامی ایران با جهان پیرامون شد.سازش با غرب بنا به تهدیدات و هزینه های گزافی که برای منافع و مصالح ملی به دنبال دارد نفی این گفتمان محسوب می شود.

به گزارش ثامن پرس،درست در بهبوهه ی کشمکش های سلطه جویانه و نفوذی شوروی و آمریکا در دوران جنگ سرد که جهان را بین دو اردوگاه سوسیالیستی و سرمایه داری تقسیم کرده بودند انقلاب اسلامی قطب سوم مسیر تعالی و کمال زندگی انسان در دوران پست مدرن، ضد جهانی سازی لیبرالیستی، منحصر به فرد و فارق از هر گونه اتکا به قدرت های جهانی منشا تاثیر گذار ترین حوادث سیاسی داخلی و فرامرزی شد. که به سبب جوهره ی پویای انقلاب و اتصال به اسطورها و اندیسشه های بنیادین تشیع همچنان این روند ادامه دارد و بر دستاورد های انقلاب روز به روز افزوده می شود.

گفتمان نفی سلطه و نفوذ بیگانگان مبتنی و متاثر از آموزه های اسلامی در سیاست خارجی تبلور یافت. و دکترین نه شرقی نه غربی علاوه بر تثبیت و تایید استقلال و آزادی و نفی سلطه قدرت های شرق و غرب الفبای راهبرد تعامل و مناسبات سیاسی انقلاب اسلامی ایران با جهان پیرامون شد.اگرچه در ابتدا شعار نه شرقی و نه غربی تفسیر کننده ی شکسته شدن شاخ استعمار و عدم اتکای انقلاب در به تحقق رسیدن بود اما به محض تثیبت موقعیت و ساماندهی ارکان نظام روشن شد که نباید کورکورانه از شرق و غرب پیروی کرد امام خمینی ره در این باره می فرمایند؛ امریکا از شوروی بدتر است و شوروی هم از انگلیس بدتر، همه از هم بدترند و ما همان قدر با شرق کمونیستی مخالفیم با غرب سرمایه داری نیز مخالف هستیم(۲)

ذکر دو نکته در این خصوص لازم است نخست این که نباید پنداشت با فرو پاشی بلوک شرق کارکرد اصل نه شرقی و نه غربی انقلاب به پایان رسیده است.چرا که در آغاز هزاره ی سوم که ساختار نظام جهانی از تک قطبی به سمت چند قطبی رفته است؛ در این فضای رقابت و تقابل هر یک از قدرت های نظام سلطه به دنبال تداوم رابطه ی مرکز- پیرامون و گسترش قلمرو ژئوپلیتیکی خود هستند. تدوام جنبش عدم تعهد می تواند صحتی بر این مدعا باشد. نکته دوم این است که گفتمان شرق و غرب به معنای به انزوا و پذیرش انفعال در عرصه ی بین المللی نیست.که ما درهای ارتباط و تعامل سازنده را با دنیا ببندیم و دور خود حصار بکشیم. بلکه بدین معناست که ارتباط دو سویه و چند سویه بایستی از سر احترام و حقوق متقابل باشد نه از سر رابطه ی سلطه و زیر سلطه، در حال حاضر نیز نقطه ثقل شعار نه شرقی نه غربی نفی سلطه جویی آمریکا و زورمداران بین المللی وابسته به آن است.

برخی این روزها با انگیزه های پیدا و پنهان به تحریف انقلاب و شاخص های آن می پردازند. و سعی دارند با اندیشه های به اصطلاح روشنفکرانه و اصلاح طلبانه مقاومت کردن و چالش مقابل زیاده خواهی قدرت های سلطه گر راهزینه مند توصیف  کنند. این جریان قصد دارد این ذهنیت را ترویج و القا کند که علت همه ی مشکلات اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، و حتی زیست محیطی کشور ناشی از تقابل و چالش با آمریکا و غرب است لذا می توان با مذاکره ی لبخند و دست دادن و با تفاهم نامه هایی نظیر برجام رونق اقتصادی و تجاری ایجاد و مشکلات را حل کرد. مقام معظم رهبری چند ماه پیش با انتقاد از این افراد که با نام عقلانیت چالش با غرب را هزینه مند می داننداشاره کردند که درست است چالش با غرب هزینه دارد اما سازش هم هزینه دارد و هزینه ی ان هم به مراتب بیشتر است(۱).

با نگاهی به تاریخ سازش ملت ها با امریکا می توان به عمق هزینه ها ی سازش پی برد. سازش اعراب پس از فرپاشی عثمانی با غرب و اروپا، سازش یاسر عرفات با صهیونیست ها؛ سازش قاجارها در قرن نوزدهم با امپراتوری های غرب و شرق، سازش مصدق با امریکا، سازش رضا شاه و فرزندش با انگلیس و آمریکا، و اخیرا هم سازش عربستان با امریکا!!!؟؟؟ لذا شکی نیست که پیامدهای سازش به مراتب بیشتر و خطرناک تر است این ذات نظام سلطه است که زیاده خواهی کند امروز به اسم برجام قلب راکتور ها را بتن می ریزد فردا موشک ها را تحریم می کند روز پس از آن مقاومت و سپاه را تحریم می کند. و چند وقت بعد هم به دنبال راهی می گردد که همان برنامه ای که در لیبی پیاده کرد در ایران نیز اجرایی کند. به همین خاطر پایبندی به اصل گفتمان نه شرقی  ونه غربی و عدم تعهد به قدرت های سلطه ضامن امنیت، سرافرازی، توسعه ی ملی، حفظ منافع ملی و دستاوردهای انقلاب است. و سازش، درست نقطه ی مقابل محور واقع گرایی این گفتمان است که مسئولان باید هوشیار باشند.    

منابع و ماخذ:

۱) www.khomeini.ir

۲)porseman.orgجریان نه شرقی و نه غربی جمهوری اسلامی چیست؟