انقلاب اسلامی تاثیر و خیزش غیر قابل انتظاری از تفکر عمیق در دین، باز یابی، رشد بصیرت و معنویت که مطلوب همه ی مسلمانان و آزادی خواهان جهان بود بر جا گذاشت، هویت دینی- اسلامی را در حوزه های مختلف زندگی فردی و اجتماعی داخل و ورای مرزهای سیاسی احیا کرد، و به باز تعریف هویت ایرانی مبتنی بر بن مایه های معرفتی هویت ایرانی- اسلامی پرداخت.

به گزارش ثامن پرس، از زمان قاجارها بدین طرف مظاهر غربی و سکولار بیش از هر زمان دیگری در حوزه های مختلف قکری و زندگی جامعه ی مسلمان ایرانی نفوذ کرد به گونه ای که طی یک جریان فراگیر  در دهه های پایانی قرن بیستم و آغاز دوره ی پست مدرنیستم نه تنها ایران بلکه جهان در سراشیبی سقوط و انحطاط ناشی از خلا معنویت و سردرگمی قرار گرفت. اما رخداد انقلاب اسلامی حرکت این گفتمان لائیک نظام سرمایه داری را از دهه ی هشتاد متوقف ساخت. پروفسور محمد حسین هدی درباره ی تاثیر انقلاب در احیای تفکر دینی چنین اظهار می دارد که اگر بنا باشد تاریخی برای احیای هویت دینی در نظر بگیریم آن تاریخ ۱۹۷۹ میلادی است(۱) که ارزشی اندیشیدن و عمل کردنِ مطابق با جوهره ی انسان را باز افرینی کرد.

انقلاب اسلامی تاثیر و خیزش غیر قابل انتظاری از تفکر عمیق در دین،رشد بصیرت و معنویت که مطلوب همه ی مسلمانان و آزادی خواهان جهان بود بر جای گذاشت و هویت دینی- اسلامی را در حوزه های مختلف زندگی فردی و اجتماعی داخل و ورای مرزهای سیاسی احیا کرد. و به باز تعریف هویت ایرانی مبتنی بر بن مایه های معرفتی هویت ایرانی- اسلامی پرداخت.احیای تفکر اسلامی و نگاه دینی که ثمره ی انقلاب اسلامی بود چند پیامد و تحول بزرگ را به دنبال داشت:

بازگشت به خویشتن خویش

هویت ایرانی با عناصر هویت و فرهنگ اسلامی در هم تنیده گی گسست ناپذیر و بنیادینی دارد که طی قرن ها به تکامل و تطور رسیده است تاکید حکومت پهلوی بر بعد صرف تمدن ایرانی، هویت ملی و سرکوب حقیقت اسلامی منِ ایرانی، با تبلیغ فرهنگ منحط غربی، جامعه ی اصیل و معتقد ایرانی را به شدت دچار دو گانه گی ارزشی کرده بود. ترویج آثار و مظاهر مخرب مدل سبک زندگی غربی توسط عناصر روشنفکرِ شیفته ی غرب(غرب زده) می رفت که فصل تازه ای از ساختار اجتماعی مبتنی بر مظاهر تمدن غرب و سکولاریسم را در هویت جوان ایرانی و الگوی زندگی نوین پایه ریزی کند. اما آثار و پیامدهای فرایند نوسازی و این جایگزینی به سرعت واکنش روشنفکران دینی و علمای حوزه را که خطر مدرنیزاسیون غرب را به روشنی درک کرده بودند به دنبال داشت. لذا سعی کردند با انتقاد از وضع به وجود آمده به اگاهی بخشی از تهدیدات در کمین و ترویج اندیشه ی بازگشت به خویشتن خویش بپردازند( از جمله شهید مطهری و شهید شریعتی). امام خمینی ره در خصوص وضع فرهنگی پیش از انقلاب می فرمایند ما خود را باخته بودیم و غرب زده شده بودیم که خیال می کردیم هر چیزی باید از انجا بیاید اما الان که ملت فهمیده  باید اول خودش را پیدا کند  باید باور کند که از او هم کار بر می آید و از غرب زده گی خارج شود(۲). لذا جامعه ی اسلامی در چهار چوب نوسازی اموزه های اسلامی با مقتضیات زمانه و در ساختار اجتماعی و مدیریت سیاسی( که از برکات و دستاوردهای  انقلاب اسلامی است) می تواند به رفع نیازها ی جامعه، استقلال، مصالح عمومی و مدیریت سیاسی نظام اسلامی بپردازد. نه خود فراموشی و تقلید از تمدن غربی.

 دمیده شدن روح معنویت در کالبد جهان

میشل فوکو مورخ فرانسوی انقلاب اسلامی را روح یک جهان بی روح می خواند که طلیعه دار دورانی از بازگشت دین و معنویت به سپهر اجتماعی جهان بود(۳) انقلاب اسلامی ما در برهه ای از تاریخ به وقوع پیوست که معنویت و دین محوری از زندگی اکثر ملت های تحت نفوذ غرب و شرق رخت بر بسته بود ایدئولوژی خدامحوری و معنویت انقلاب اسلامی جهش عظیمی بود که جهان غرق در مادیات و رو به انحطاط را بیدار کرد( جامعه ای که مدت هاست بنیان خانواده و ارزش های انسانی در ان با چالش جدی روبرو ست) و با کارامدی در حکومت اسلامی مسیر روشن و مطمئنی از سعادت  در عین پیشرفت و توسعه ی تکنولوژیکی را به جهانیان عرضه داشت که در آن انسان هزاره ی سوم قادر است با داشتن هویت دینی و اندیشه ی معنوی نیازهای غریزی و اولیه خود را پاسخ دهد و به تعالی و رفاه اخروی و دنیویی نائل شود.