کدخبر: ۶۴۶۳

به هر حال با پیگیری مرحوم حاج احمدآقا، پرونده دنبال شد و آقای دکتر یزدی چون تهمت زده بود، محکوم به شلاق شد. این‎‎ها به دست و پا افتادند که حکم اجرا نشود، چون در آن شرایط، بدترین وضعیتی که برای نهضتی‎‎ها پیش می‎آمد، این بود که یزدی را بخوابانند و شلاق بزنند!

به گزارش ثامن پرس،عرفات اولین مقام خارجی است که چند روز بعد از انقلاب به ایران می‌آید. او همراه با ابراهیم‌یزدی و حاج‌احمد خمینی در ساختمانی که زمان رژیم‌شاه، سفارت اسرائیل بوده و بعدا می‌شود سفارت فلسطین حضور پیدا می‌کند و این عکس معروف از آن روز ثبت می‌شود و جزو معدود عکسهایی است که ابراهیم یزدی پرستیژ انقلابی دارد و با مرحوم احمدآقا در یک قاب است. هربار هم به بهانه‌های مختلف بازنشر می‌شود، از جمله پس از فوت ابراهیم یزدی.

اما سیداحمد خمینی و ابراهیم یزدی ماجرای دیگری هم دارند و آن محکوم شدن ابراهیم یزدی در دادگاه به خاطر تهمت جعل دستخط امام توسط سیداحمد خمینی در نامه معروف امام درباره نهضت آزادی (بهمن 66) است.

پس از انتشار متن نامه و تصویر دستخط امام در ماهنامه پاسدار اسلام در دی ماه 1368، نهضت آزادی بلافاصله مدعی شد که این نامه جعلی است و تلویحاً مرحوم حاج احمدآقا را متهم به جعل نامه نمود و به قوه قضائیه در این باره شکایت کرد. با پیگری حاج‌احمدآقا اصل دستخط امام در اختیار قوه قضائیه قرار گرفت و چند کارشناس خبره خط شناس دادگستری مأمور بررسی و اعلام نظر کارشناسی شدند.

علی اکبرمحتشمی پور در گفتگو با اولین شماره از نشریه «یادآور» در سال 87 این مساله را توضیح می دهد:

 «متأسفانه این‎‎ها به‎دلیل سلطه‎ای که در دوره دولت موقت پیدا کردند، حتی در قوه قضاییه هم نفوذ پیدا کرده بودند و لذا رسیدگی به این پرونده را چندین بار به تعویق انداختند. به‎طوری که بالاخره مرحوم حاج احمد آقا، شخصا به دفتر آقای یزدی رفت و گفت که چرا به پرونده رسیدگی نمی‎‎کنید؟ پرونده را که آوردند، معلوم شد که سه برگ آن از جمله ورقه کارشناسی تأیید خط مفقود شده است.

عوامل آن‎‎ها در قوه قضاییه جمهوری اسلامی می‎دانستند که اگر پرونده نهضت آزادی رو شود، دیگر چیزی برایش باقی نمی‎‎ماند!

به هر حال با پیگیری مرحوم حاج احمدآقا، پرونده دنبال شد و آقای دکتر یزدی چون تهمت زده بود، محکوم به شلاق شد. این‎‎ها به دست و پا افتادند که حکم اجرا نشود، چون در آن شرایط، بدترین وضعیتی که برای نهضتی‎‎ها پیش می‎آمد، این بود که یزدی را بخوابانند و شلاق بزنند!

این‎طور بود که مرحوم حاج احمد آقا رضایت داد که این حکم را اجرا نکنند.»