برخی از دوستان مسعود محمدی پیام معتقدند که دانشگاه به دنبال این است که این حادثه را غیرعمدی بداند تا از زیر بار فشار دانشجویان در خصوص سنگ اندازی های دانشگاه در راه دانشجوها رهایی پیدا کند. زیرا ادعاهای صورت گرفته و منتسب به یکی از نزدیکان او، اصلا ادعاهای منطقی نیست. از لحاظ منطقی کسی که قصد خودکشی دارد به دیگران اعلام قبلی نمی کند که به دنبال این کار است.

به گزارش ثامن پرس، "مسعود محمدی پیام" نامی است که این روزها در بین دانشجویان دانشگاه تهران به خصوص دانشجویان فنی این دانشگاه می‌چرخد. مسعود که اصالتی لُر داشت و ساکن قم بود، سال 90 در رشته مهندسی شیمی دانشگاه تهران قبول شد و همچون سایر بچه های شهرستان به تهران آمد و زندگی دانشجویی در خوابگاه را آغاز کرد.

اما یک خبر پرونده تمام گذشته و آینده مسعود را برای او و اطرافیانش بست. مسعود محمدی پیام چند روز پیش از طبقه چهارم ساختمان دانشکده فنی به پایین افتاد و جان خود را از دست داد. این پایان غم انگیز مسعود همیشه شاد و خندان بود که همچون دانشجویان دیگر با هزاران امید و آرزو پا به بهترین دانشگاه کشور گذاشته بودند.

 

نگاه اول: حادثه سقوط از ارتفاع غیر عمدی بود

اگرچه خبر فوت این دانشجوی دانشگاه تهران، چندان برای خبرگزاری ها مهم نبود؛ اما برای دانشجویان این دانشگاه از اهمیت زیادی داشت. کانال تلگرامی دانشجویان دانشگاه تهران در خصوص این حادثه به نقل از یکی از نزدیکان مسعود محمدی پیام می نویسد:« این اتفاقی که برای مسعود افتاده است، برای ما همچنان ابهام دارد که خودکشی و یا سقوط غیرعمدی است؟ شواهد و قرائن زیادی وجود دارد که غیرعمد بودن این حادثه را تایید می کند.»

این فرد می نویسد: «بنابر اطلاعاتی که حراست و شاهدان عینی داشتند؛ اولا مسعود خودش رو پرت نکرده و هنگام سقوط بدنش به دیوار ساییده شده و جنازه او دقیقا کنار دیوار افتاد است؛ ثانیا هنگام سقوط هیچ سر و صدایی از او شنیده نشده است. ثالثا دستان مسعود به روی صورتش گرفته نشده بود؛ در حالی که در موارد خودکشی، افراد به علت ترس بطور ناخوداگاه دست های خود را به روی صورت شان می گیرند.  رابعا هیچ علامت صریحی که نشان بدهد این حادثه خودکشی بوده از وی در دسترس نیست. مثلا اینکه به کسی از قبل اطلاع بدهد و یا اینکه از خود یادداشتی بگذارد.

خامسا چندین برنامه ی در دست اجرا داشته است که نشان می دهد وی قصد خود کشی نداشته است. به عنوان مثال مدارکی همراه خودش داشته که کارهای آموزش و سربازیش را انجام بدهد.»

البته هویت این فرد هنوز مشخص نشده و معلوم نیست چه نسبتی با مسعود محمدی پیام دارد اما دلایل بیان شده بیش از آنکه از نگاه یک فرد عادی باشد بیشتر شبیه گمانه زنی های پلیسی است.

 

نگاه دوم: مسعود به دلیل فشارها خودکشی کرده است

در مقابل برخی دیگر از دوستان همکلاسی مسعود، احتمال خودکشی این حادثه را زیاد می دانند. یکی از دوستان مسعود که در روز حادثه در محل حضور داشته است به خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران» گفت: «برخلاف ادعای صورت گرفته در کانال تلگرامی دانشگاه تهران، جنازه مسعود در کنار دیوار نیفتاده بود و رد خون ها نشان می دهد که وی با دیوار فاصله داشته است. همچنین هیچ رد خونی بر روی دیوارها وجود نداشت که این مسئله را اثبات کند.»

یکی دیگر از دانشجویان در خصوص محل پرتاب شدن این دانشجو می گوید: « با توجه به اینکه در طبقه چهارم ساختمان، فقط یک آزمایشگاه و دفتر یکی از اساتید وجود دارد و اکثر دانشجویان فنی در بالکن طبقه سوم برای گذران وقت دورهم جمع می شوند؛ چه از لحاظ اداری و چه از نظر گذران وقت، اصلا حضور مسعود توجیهی ندارد.»

برخی با اشاره به وضعیت تحصیلی این دانشجو می گویند: با توجه به اینکه نسبت به رشته مهندسی شیمی علاقه ای پیدا نکرده بود، نتوانست با میل و رغبتی زیاد دوره کارشناسی را طی کند. به همین دلیل حدود 6 واحد تحصیلی او باقی مانده بود و مسعود نتوانست که بعد از قبولی در رشته مورد علاقه اش در دانشگاه خواجه نصیر به این دانشگاه برود. او برای بار دوم هم تلاش می کند و مجددا در کنکور ارشد پذیرفته می شود اما این بار دانشگاه حکم اخراج وی به دلیل مشروطی های زیاد را صادر می کند و عملا  این دانشجو را از تحصیل در مقطع ارشد باز می دارد.

برخی از دوستان مسعود محمدی پیام معتقدند که دانشگاه به دنبال این است که این حادثه را غیرعمدی بداند تا از زیر بار فشار دانشجویان در خصوص سنگ اندازی های دانشگاه در راه دانشجوها رهایی پیدا کند. زیرا ادعاهای صورت گرفته و منتسب به یکی از نزدیکان او، اصلا ادعاهای منطقی نیست. از لحاظ منطقی کسی که قصد خودکشی دارد به دیگران اعلام قبلی نمی کند که به دنبال این کار است.

 

خودکشی در جامعه آنومیک و بی روح

اگرچه باید منتظر پاسخ مراجع ذی ربط در خصوص این حادثه باشیم که تا اینجا هیچ اطلاعیه ای صادر نکردند اما توجه به زمینه‌های آسیب هایی همچون خودکشی، می تواند از میزان بروز حواثی از این دست بکاهد.

امیل دورکیم یکی از جامعه شناسان مطرح فرانسوی معتقد است: یکی از انواع خودکشی خودکشی آنومیک است. از نظر او هرگاه نظارتی که جامعه بر رفتارها و هنجارها دارد ضعیف یا حذف شود، حالت "بی هنجاری" یا "نابسامانی"در جامعه به وجود می آید . بی هنجاری از تضعیف وجدان اخلاقی ناشی می شود و عموما با بحران های بزرگ اجتماعی، اقتصادی یا سیاسی همراه است.(1)

امیل دورکیم بر این باور است که در دوران بحران های شدید اقتصادی و اجتماعی و زمانی که فشار تورم در جامعه شدید است، احتمال خودکشی بیشتر می شود. چون در چنین مواقعی هنجارهای اجتماعی بیشتر تضعیف می گردد.

خودکشی  ناشی از بی هنجاری درست در برابر خودکشی های سنتی که از نوع خودخواهانه است، قرار می گیرد . در این نوع خودکشی، فرد به حیاتش نه از آن رو پایان می دهد که هنجاری را شکسته، یا به قانون مورد پذیرش گردن ننهاده، بلکه بدین سبب دست به خودکشی می زند که بعد از تلاش بسیار زندگی را سراب، پیروزیها را بی فرجام و حیات را پوچ یافته است.(2)

نوع دیگر خودکشی از نظر دورکیم، خودکشی تقدیرگرایانه است. او معتقد است این خودکشی نوعی عکس‌العمل به بازبینی ،کنترل و تنظیم اجتماعی جامعه است زمانی که جامعه به حد مفرط و شدیدی دست به ” ایجاد نظمی دستوری ” می‌زند و فرد به شدت تحت انقیاد و تقلید اجتماعی قرار دارد و هر چیزی تحدید شده ،کنترل شده ،منظم ،خشک و بی روح است. در این مواقع حق گزینش از افراد سلب شده  و فرد تحت شرایط اجباری ، نمی‌تواند اهداف و راه‌های رسیدن به آن‌ها را فراهم کند و سرانجام به قضا و قدر تن می‌دهد.(3)

اگرچه نمی توان نسخه واحدی برای تمام اتفاقات اجتماعی پیچید اما نگاهی به زندگی دانشجویان، علی الخصوص دانشجویان شهرستانی که برای تحصیل وارد تهران می شوند این مسئله را ثابت می کند که دانشجویان عمدتا با مسائلی که آنها را به سمت رفتارهایی این چنینی سوق دهد رو به رو هستند. در این فضا اگرچه مراکز مشاوره دانشگاه، نقش مهم و جدی در بهبود اوضاع دانشجویان دارند، اما در عمل روابط غیر موثر را شاهد نیستیم.

 


منابع:

1-ستوده، هدایت ا...، (1384)، آسیب شناسی اجتماعی( جامعه شناسی انحرافات)،  تهران : انتشارات آوای نور.
2-همان
3-شیخاوندی، داور ، (1384)، جامعه شناسی انحرافات و مسایل جمعیتی ایران،  ، تهران : انتشارات  قطره