مردم از ما نمی‌پذیرند چون دلیل این ابلاغیه ها را شفاف به آنها نگفته ایم و آن ها به همین دلیل زیر بار نمی روند، من این را اوایل دهه 70 نوشتم به آقای هاشمی که شما باید با مردم شفاف صحبت بکنید، شما دقیقا به آنها بگویید که چه می گذرد، مردم هم اگر آن کار خوب باشد، با شما همراهی می کنند.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی ثامن پرس،  نوزدهمین نشست اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان مستقل برگزار شد و این اتحادیه دانشجویی اعضای جدید خود را شناخت. احمد توکلی یکی از سخنرانان این نشست بود، او در این نشست به مسئله نوگرایی و شفافیت اشاره می کند و ان را یک وظیفه شرعی می نامد. متن کامل این سخنرانی در ادامه آمده است:

این آیه‌ای که برادرمان تلاوت کرد، راجع به این بود که یهودیان به مسیحیان می‌گفتند شما بیایید یهودی شوید تا اهل حق باشید، مسیحیان هم برعکس، می‌گفتند اگر شما مسیحی بشوید، اهل حق هستید، و از این شدیدتر هم در قرآن آمده: «قالت الیهود لیست النصاری علی شیء و قالت النصاری لیست الیهود علی شیء» یهودی‌ها به مسیحیان می‌گفتند، شما هیچ بهره ای از حق ندارید، مسیحیان هم همین را به یهودیان می‌گفتند، خداوند هر دویشان را مذمت می‌کند، یکی از نوگرایی هایی که شما باید داشته باشید، این است که مسلمانانه به طرف مقابل‌تان نگاه کنید، الان بنده تا جایی که اطلاع دارم، انجمن اسلامی مستقل بر سبیل حق و درستی حرکت می‌کند، ولی انجمن های اسلامیِ غیر مستقل هم خیلی بر سبیل ناحقی نیستند، اگر شما اینطور در فضای سیاسی فکر کنید که هر کسی در جمهوری اسلامی است، بهره ای از حق دارد، این یک نوگرایی بزرگ اسلامی خواهد بود و تاثیر شگفتی بر عالم سیاست می‌گذارد، الان تازه بعد از سالیان سال دعوا و تهمت و سرکوفتی که ما به هم زدیم، کم کم داریم به این باور می‌رسیم که باید با هم وحدت داشته باشیم، تفاهم ملی داشته باشیم و حرکات خوبی دارد شروع می شود، این برای این است که ما در آن نگاه اسلامی تامل نکرده بودیم، این نکته ای بود که می خواستم راجع به این آیه اول به خودم و هم به شما، یادآوری کرده باشم، اگر ما به جایی رسیدیم که کار خوبِ رقیب‌مان را دیدیم و ضعف های خودمان را هم دیدیم و از اولی دفاع کردیم و از دومی دفاع نکردیم، آن وقت ما می توانیم بگوییم که مسلمان درست و حسابی هستیم.

الزامات نوگرایی

از این یک نمونه می خواهم نتیجه بگیرم که ما برای اینکه نوگرایی کنیم، باید ببینیم که اسلام چه گفته است که ما نمی‌کنیم، بعد همان کار را اگر عمل کنیم، می‌شود نوگرایی، مثلا منی که رئیس جمهورم یا وزیرم یا وکیلم اگر از موضع بالا با مردم صحبت کنم و ابلاغی صحبت کنم و نه اقنایی، می شود مثل همان داستان حضرت خضر(ع) و موسی(ع)، که حضرت موسی(ع) قرار گذاشت که اگر سالیان سال هم جستجو کنم تا این عالم را پیدا کنم، این کار را می کنم، از فلسطین تا بین النهرین راه رفت تا او را پیدا کرد، وقتی به او رسید درخواست کرد که او را همراهی کند تا حضرت خضر(ع) هم از علمش به او بیاموزد، حضرت خضر فرمود:«اجازه نمی دهم زیرا تو نمی توانی بر کار هایی که من می کنم صبر کنی انک لن تستطیعَ معی صبرا. چرا؟ فکیف تصبر علی ما لم... چگونه شما از کاری که خبر از علتِ آن نداری، می توانی صبر کنی؟!» حضرت موسی(ع) اصرار کرد و قول داد که صبر می‎‌کند.

این همه راه رفته بود تا به حضرت خضر برسد. با این حال با اولین کاری که خضر(ع) کرد، موسی(ع) شروع به اعتراض کرد، عه شما داری کشتی را سوراخ می کنی؟! گفت دیدی گفتم نمی‌توانی طاقت بیاوری؟ موسی(ع) عذر خواهی کرد که دیگر تکرار نکند و صبور باشند، رفتند جلوتر یک سنگی را خضر(ع) برداشت و یک پسر بچه ای را کشت، دوباره حضرت موسی(ع) شروع کرد به اعتراض! که چرا بچه را کشتی بدون هیچ گناهی؟!!! حضرت خضر فرمود:« گفته بودم صبر کن تا بعدا دلیل همه ی این حرف ها را به تو می گویم. حضرت موسی(ع) دوباره عذرخواهی کرد و یکبار دیگر فرصت خواست که به همراهی‌شان ادامه بدهد، در ادامه راه به شهری رسیدند و از مردم آن شهر نان تقاضا کردند، مردم آنجا به آنها نان ندادند، وقتی داشتند از شهر خارج می شدند، یک دفعه حضرت خضر(ع) گفت که بیا باید این دیوار را تعمیر کنیم، حضرت  موسی(ع) گفت:«ای بابا ما اگر می خواستیم برای اینها کار کنیم، خب کاری می کردیم که پولی بگیریم و نان تهیه کنیم» خضر(ع) اینبار فرمود:« هذا فراقٌ بینی و بینک» اینجا دیگر موقع جداییِ من و تو است! سه بار خطا کردی... و شروع کرد پس از آن دلیل هر سه کار را گفت.

** به آقای هاشمی گفتم شما باید با مردم شفاف صحبت بکنید

حالا من با این قسمت قضیه کار دارم که اگر مردم با ما هم رای نشوند با ما همراهی نمی کنند، اینکه من به مردم ابلاغ کنم که شما این کار را بکن و آن کار را بکن، مردم از ما نمی‌پذیرند چون دلیل این ابلاغیه ها را شفاف به آنها نگفته ایم و آن ها به همین دلیل زیر بار نمی روند، من این را اوایل دهه 70 نوشتم به آقای هاشمی که شما باید با مردم شفاف صحبت بکنید، شما دقیقا به آنها بگویید که چه می گذرد، مردم هم اگر آن کار خوب باشد، با شما همراهی می کنند. اگر ما خواستیم ابلاغی با مردم رفتار کنیم، نتیجه اش این بود که مردم با ما راه نمی آیند، موسی ع هم با آنکه آن همه راه رفته بود تا به خضر برسد، وقتی دید که کار های غیر معمولی دارد اتفاق می افتد، شروع به اعتراض کرد، خدا هم اصلا حضرت موسی را بابت این اعتراضش ملامت نکرد، چرا که به کار غیر معمول باید اعتراض کرد.

حتی اگر از حضرت خضر ع باشد، حالا اگر کار مسئولان جمهوری اسلامی هم برای ما شفاف باشد، ما هم با آنها راه می رویم اصلا بین مسئولان جهان چه مسئولی بهتر از مسئولانِ جمهوری اسلامی؟ از نظر شخصی خیلی بهتر از خیلی جا ها هستند، حالا ممکن است از نظر عقلی کم بیاورند خیلی جا ها. از نظر دانش ممکن است کم بیاورند.

اینها واقعا کارهای نو است اینها نگاه های نو است این ها از نظر سال حدوث نو نیست از زمان اسلام تا حالا در اختیار ما بوده حالا ما تازه می خواهیم به اینها عمل کنیم، منتهی یک لوازمی دارد، در آخرین جنگ پیغمبر(ص) ایشان نیرو تجهیز کردند و اسامه را که جوانی 18 ساله بود به عنوان فرمانده‌ی آن جنگ انتخاب کرد و خیلی ها به این تصمیم حضرت پیغمبر(ص) اعتراض کردند. اما پیامبر(ص) چرا اینکار را کرد؟ از آنجایی که وقتی خواست حضرت علی(ع) را که یک جوان بود به پیامبری انتخاب کند، برای مردم قابل پذیرش باشد. که باز هم نپذیرفتند.

همین حضرت علی(ع) فرمودند:«رای الشیخ، احب الیّ من جولانِ الشباب» (پیش من تدبیر و تعقل شیخ دوست داشتنی تر از جولانِ جوان است)، جوان اهل تحرک و کار و خطر پذیری است اما بدون عقل و تجربه‌ی یک پیرِ با تدبیر نمی تواند درست کار کند.

بیایید کارها را از دستانِ ما بگیرید

حالا من خواستم از این شعارِ «جوانگرایی» شما استقبال کرده باشم. شخصی از بنده پرسیده شما وقتی وکیل شدی در مجلش چند سالتان بود؟ گفتم 27 سال، پرسید وقتی وزیر شدی؟ گفتم 30 سال! گفت پس چرا الان جوانان را تحویل نمی‌گیری؟ گفتم جوانیِ من طوری گذشت که توانایی کار سیاسی سنگین را برعهده بگیرم، حالا شما هم کار سنگین سیاسی بکنید و خودتان را آماده کنید، اینجور برنامه ها هم خیلی خوب است، شما جوانان باید بیایید کارها را از دستانِ ما بگیرید، چون ما دست‌مان چیزی نمی‌بخشد! شما باید خودتان از ما بگیرید.

اما این موضوع شفایت که الان شعار رایج شده است و همه خواهان آن هستند و در ادبیات سیاسی ما جا باز کرده است، بدون توجه به این پدیده شفافیت، نمی توان پیروزیِ بعضی از صحنه ها را به دست آورد.

تعریف شفافیت این است: اطلاعاتی که برای ارزیابی یک نهاد سیاسی لازم است، آسان دستیابی شود، پس هر اطلاعاتی هم به کار ما نمی آید، اطلاعاتی که ما بتوانیم بر اساس آن نهادی را که می خواهیم قضاوت کنیم، چرا ارز را 4200 تومان دادند؟ به چه کسانی دادند؟ با آن ارز چه کاری انجام دادند؟ تبدیل به کالای مناسبی شد یا نشد؟ آن وقت می توانیم قضاوت کنیم که رئیس بانک مرکزی خیانت کرد یا خدمت کرد؟

شما اگر تاجر باشی، این اطلاعات برایت مهم است، می توانی بفهمی الان این کالا در کشور زیاد است یا کم است و اگر وارد کنی، روی دستت می ماند یا فروش می رود؟ تصمیم می توانی بگیری؛ پس اطلاعات اگر شفاف شد کار ها سهل خواهد شد.

فساد فقط می تواند جمهوری اسلامی را نابود کند

شما تا حالا به این سوال فکر کرده اید که «جمهوری اسلامی را چه چیزی از پا در می‌آورد؟» کودتا؟ ساختار سپاه و ارتش را اگر کسی بشناسد، می تواند بفهمد که این اتفاق در ایران نمی افتد تجاوز و جنگ با دشمن خارجی، این هم ممکن نیست چون مردم ایران ثابت کرده اند وقتی با دشمن خارجی مواجه شوند، اختلافات را کنار میگذارند و از هم دفاع می کنند، انقلابِ مخملی چطور؟ دو سه بار تاحالا امتحان کرده اند و نشده است، اما فساد اگر با آن مبارزه نشود، به راحتی کشور را نابود می کند، به تایید علمِ اقتصاد، به تایید دین، به وعده ی الهی.

در اسلام اولین زنی که سرقت کرد و پیغمبر(ص) می خواست حد را بر او جاری کند، اینها رئیس قبیله‌شان را فرستادند که بروند نزد پیامبر(ص) و پارتی بازی کند که او حد جاری نشود، پیامبر(ص) از این درخواست بسیار عصبانی شد و تما چهره اش از غضب سرخ شد، فرمودند، جوامع گذشته به این دلیل ساقط شدند که وقتی صاحب مکنت و قدرت و ثروتی جرمی را مرتکب می شد و عین همان فعل را یک فقیرِ بیچاره ای اگر مرتکب می شد، با آن ثروتمند کاری نداشتند ولی زورشان به آن فقیر می رسید و مورد تعقیب واقع می‌شد.

این باعث شد که جامعه شان ساقط شد. یا امیر المومنین(ع) می فرماید، اگر یک طرف خدا و مردم قرار گرفتند و یک طرف خودت و خانواده ات یا دسته ای از کسانی که به ایشان تعلق خاطر داری( هم جناحی هایت) تو انصاف به خرج بده و طرف خدا و مردم را بگیر. اگر این کار را نکنی، ظلم کرده ای، و اگر ظلم کنی، فعلم انک من ظلم عباد الله کان الله خصمه دون عباده، هر کسی ظلم کند، خداوند هم علاوه بر مردم، دشمن او خواهد بود، و هر کس خدا با او دشمنی کند، «و من خاصمه الله ادهض حجته» کسی با خدا سرشاخ بشود، خداوند نفوذ کلام ا از او می گیرد.

مردم مثل عسل حرف هایم را می خوردند

بچه ها وقتی من 30 سالم بود، همزمان که وزیر کار بودم، سخنگوی دولت هم بودم، وقتی صحبت می کردم، مردم مثل عسل حرف هایم را می خوردند، چه برسد به باور کردن! از باور هم بیشتر اما الان هر چه حرف می زنیم دیگر مردم نمی پذیرند! چه شده که اینطور شده است؟ برای اینکه بعضی ظلم ها از ما صادر شده که خداوند نفوذ کلام را از ما گرفته است. و چنین آدمی دائما در حال جنگ با خداست تا زمانی که توبه کند و از کارش دست بکشد، هیچ چیز هم در تغییر نعمت خدا موثرتر از حکومتی که در آن ظلم باشد، نیست. و ان الله یسمع دعوه ........ و ما لظالمین من مرصاد» خدا آه دعای مظلوم را می شنود و در کمین ظالم است.

از نظر مطالعات علم اقتصاد سیاسی استفاده از امکانات قدرت عمومی برای جلب منافع خصوصی را فساد می‌نامند. یعنی من وزیرم یا وکیلم، از امکانات استفاده می کنم برای جمع کردنِ منافع برای فک و فامیل هایم از اختیاراتم استفاده می‌کنم به نفع آنهایی که در ستاد من فعالیت می‌کردند. پست ها را به آنها می دهم، وزیر را تهدید می‌کنم به اینکه اگر یارانم را در پست ها نگذاری، استیضاحت می‌کنم. البته بعضی ها قدرت عمومی ندارند ولی موقعیتِ عمومی دارند، اگر این سوء استفاده از او سر بزند، خداوند هم نفوذ کلام را از او می‌گیرد و مردم دیگر به خطبه هایش گوش نمی دهند، یا به نماز جمعه نمی روند، یا اگر بروند، گوش نمی دهند..

خب از مهمترین عوامل فساد، نقض شایسته سالاری است، تبار بازی، رفیق بازی، ویژه خواری، پارتی بازی، تجارت نفوذ! یعنی چه؟ یعنی اینکه یک عده قدرت را پیش خرید می‌کنند. یعنی موقع انتخابات می‌روند و 100 میلیون به کاندیدا میدهند می‌گویند:« بفرمایید آقا این خدمت شما باز هم اگر نیاز داشتید، زنگ می زنم تا بچه بیاورند!» خب این پول را که نذر حضرت اباالفضل نکرده است، وقتی که شما رفتی مجلس می‌آید در اتاق‌تان دو زانو می نشیند و می‌گوید:«خیلی خوشحالم شما در خدمت مردم هستید، من هم می خواهم در خدمت مردم باشم، این تعرفه ی خودرو های خارجی خیلی زیاد است، اینها را اگر بیاوریم، بنزین کمتر مصرف می کنند، آلودگی محیط زیستیِ کمتری دارند، مردم ایمن تر هستند در جاده ها نمی میرند، حالا تعرفه ها را تعدیل کنید، خیلی هم لازم نیست زیاد باشد، یک ماه شما تعدیل کنید، ما کار خودمان را میکنیم» در نهایت هم یک ماه که تعدیل کرد، 10000 خودرو وارد می کند... او پیش خریدِ نفوذ کرده است.

 شفافیت دشمن همه ی این اتفاقات است

شفافیت دشمن همه ی این اتفاقات است. گفتیم باید به طوری شفافیت باشد که ما بتوانیم ارزیابی کنیم، بازخواست کنیم،  بتوانیم رای درست بدهیم. بنده دو جمله از حضرت امام(ره) آورده‌ام در هی، همه ملت موظف است که نظارت کند بر این امور، اگر من یک پایم را کج گذاشتم، ملت موظف است که بگوید پایت را کج گذاشتی، خودت را حفظ کن.

امام خامنه ای می فرماید، شفافیت در جمهوری اسلامی معنایش این است که مسئول عملکرد خودش را به طور واضح در اختیار عموم قرار بدهد، این معنای شفافیت است و باید هم بکند.

حالا ما شفافیم؟ ما عمل می کنیم به این حرف ها؟ اگر ما شفاف بودیم 20 میلیون دلار ارز بی‌زبان که مال این مردم بیچاره است در عرض چند روز از بین نمی رفت، اگر ما شفاف بودیم، می دانستیم که چرا این اتفاق افتاد و غرض و مرض اینها را می فهمیدیم که چرا این کار را کردند؟

همه ی اینها می دانستند که  14 مرداد امریکای پلید می خواهد تحریم جدید را ابلاغ کند، اولین تحریم جلوگیری از معامله از طریق دلار یا طلا از راه سیستم بانکی است. خب ما 20 میلیارد اسکناس داشتیم که از دست دادیم رفت. ما وقتی بانکمان را تحریم می کردند، میتوانستیم با این اسکناس بدون نیاز به بانک نیازهای اولیه ی دارویی مان را تامین کنیم. یا می توانستیم با طلایی که داشتیم اینکار را انجام بدهیم، که آقایان 62 تن طلا را بر باد دادند. دجال های بدتر از خودشان معلوم نیست چکار کردند...

اگر بنا بود بانک مرکزی هر روز روی مانیتورش اعلام می کرد که امروز چقدر ارز با چه قیمت، چه کسانی و برای واردات چه چیزی گرفته اند، خب شما رقیب هستی و می روی مطالبه می کنی که چرا به او دادی به من ندادی، می توانستی رصد کنی.

شفاف سازی یک واجبِ شرعی است

حالا ادعای بنده این است که شفاف سازی یک واجبِ شرعی است. صرفا یک فضیلت اخلاقی نیست، بلکه یک واجب دینی است، چرا امر به معروف و نهی از منکر یک واجب دینی است و در مقابل سایر واجبات اصلا قابل قیاس نیست، امیرالمومنین(ع) می فرماید امر به معروف و نهی از منکر مانند یک دریای مواج است و سایرِ عبادات و واجبات در مانند رطوبتِ بازدم در تنفس هستند. یعنی سایر واجبات در برابرش ناچیزند، امام حسین(ع) می فرمایند: اگر این فریضه برپا شود، تمام فرایض از سخت و دشوار، همه و همه به راحتی اجرا خواهند شد، چرا که دعوت به اسلام است همراه با رد مظالم، مخالفت با ستمکار و به درستی گرفتن صدقات و هزینه کردنِ صدقات، این می شود امربه معروف و نهی از منکرِ اسلامی یعنی تمام ابعاد حکمرانی در جمهوری اسلامی را در بر می‎گیرد.

حالا چرا شفافیت را بنده مدعی هستم که واجب است؟ چون، مقدمه ی یک واجب است، آیا وضو واجب است؟ به خودیِ خود خیر، اما برای این که نماز واجب است، مقدمه ی آن هم که وضوست واجب است،  اگر انجمن اسلامی از شیوه ی ثبت سفارش کالا بی خبر باشد، می تواند امر به معروف و نهی از منکر کند، از این طرف مردم هم باید خودشان را در برابر حکومت شفاف کند. همان که امام حسین (ع) گفت که در جمع آوری صدقات(زکات) باید رعایت شود، امروز اگر دولت نداند که شما چقدر دارید، چطور می تواند مالیات بگیرد؟!

دولت هم در اسلام وظیفه دارد که راه انجام فرایض الهی را تسهیل کند. بنابراین باید از آمران به معروف و ناهیان از منکرر حمایت کند.

خب حفظ امنیت بر عهده ی حکومت است، اگر اطلاعات نباشد، نمی تواند این کار را بکند، فصل چهارم قانون اساسی، کارایی اقتصادی را وظیفه ی حکومت می داند، کارایی اقتصادی وقتی اتفاق می افتد که بازار مثل شیشه‌ معلوم باشد تمام اجزایش همه چیز را می دانند و برابر هم می دانند، خریدار و فروشنده از وضعیت هم به طور کامل مطلع باشند، اگر اینطور باشد، کارایی اقتصادی به حداکثر می رسد، اگر اینکار را نکنیم اتلاف منابع می کنیم، آنهایی که باید بروند سرکار، نمی روند؛ حالا می خواهیم امر به معروف و نهی از منکر کنیم.

دهه ی 70 بود، آقا فرمود که این واجب را انجام بدهید، بچه های حزب الهی رفته بودند، خیابان ولی عصر(عج) خانم هایی را که موهایشان بیرون بود گیر می دادند، من سرمقاله نوشتم که آقا فرموده از منکرات بزرگ نهی کنید، حالا نمی‌گوییم آن خانم را نهی از منکر نکنید، ولی قواعد و شرایطش را رعایت کنید، اما منکرات بزرگی دارد رخ می دهد که اگر رعایتش نکنیم، به زودی زلف و گیس و... همه و همه بیرون می‌ریزد، آن زمان نوشتم که یکی از منکرات بزرگ الان همین سیاست تعدیل اقتصادی است که آقای هاشمی(که خدا رحمتش کند) آمد و داشت تحمیل می‌کرد به این جامعه، همین هم شد برای اینکه این مدل نسبت به عدالت بی اعتناست و معتقد است که آثار نشتیِ رشد، عدالت را برقرار می کند، اما نمی‌کند! بنده سال 72 رفتم رقابت کردم با آقای هاشمی و همه‌ی این تذکرات را دادم پشت تلویزیون برای اینکه آن مدل اختلاف طبقاتی و فقر را تشدید می کند.

این مطالعات امروز من است که مقاله خواندم و برای شما آوردم: محاسبه پذیری دموکراتیک در سازمان های بین المللی ضعیف است، مثلا این IMF اگر شفافیت باشد، بیشتر قابل بررسی است، اقتصاددانان هر روز بیشتر نتیجه می گیرند که شفافیت می تواند ناقصی های بازار را تسهیل کند، می تواند، تخصیص بهینه ی منابع بدهد، فساد یک مقوله‌ی صرفا اخلاقی نیست، فساد با سرمایه گذاری، اشتغال، تولید، با توزیع درآمد و عدالت، دشمن است، و مهمترین مانع بر سر رشد الان فساد و عدم شفافیت است.

شفافیت عدم تقارن اطلاعات را کم می کند، مثلا من اگر فردا قرار باشد، ارز ارزان شود، می روم امشب می فروشم و من که می دانم استفاده می کنم از این اطلاعات ولی شما چون نمی‌دانی نمی‌روی ارزهایت را بفروشی! یکی از بحث‌های خیلی مهم در بحث مبارزه با فساد، بحث تعارض منافع است. یعنی کسی در موقعیتی باشد که هم بتواند به نفع خودش تصمیم بگیرد هم به نفع مردم و در چنین موقعیتی این تعارض منافع امکان فساد ایجاد می‌کند.

 

با دوستان خود به اشتراک بگذارید: