کدخبر: ۳۱۸۲

آن روز که در ایران تصمیمی استراتژیک در مقابله با تهاجم جهانی و منطقه‌ای علیه سوریه گرفته‌شد، این تصمیم و اقدامات گسترده و دنباله‌دار، با قواعد شناخته‌شده عالم سیاست توجیه‌پذیر نبود، اما مثل بسیاری دیگر از اقدامات امام (ره) و رهبری انقلاب اسلامی، امروز به عنوان تصمیم و اقدامی دقیقا درست و «فوق‌‌راهبردی» ارزیابی می‌شود.

دکتر سعد الله زارعی طی یادداشتی در روزنامه کیهان به نقش مقام معظم رهبری در پیروزی حلب پرداخت. وی در این مقاله آورده‌است: آن روز که در ایران تصمیمی استراتژیک در مقابله با تهاجم جهانی و منطقه‌ای علیه سوریه گرفته‌شد، این تصمیم و اقدامات گسترده و دنباله‌دار، با قواعد شناخته‌شده عالم سیاست توجیه‌پذیر نبود، اما مثل بسیاری دیگر از اقدامات امام (ره) و رهبری انقلاب اسلامی، امروز به عنوان تصمیم و اقدامی دقیقا درست و «فوق‌‌راهبردی» ارزیابی می‌شود. از این رو، می‌توان گفت چنین تصمیمات استراتژیکی است که تفاوت بنیادی نظام اسلامی با نظام‌های مادی را نشان می‌دهد. امروز که آن «تصمیم حساس» و آن «اقدامات راهبردی» به نتیجه ای بسیار بزرگ رسیده‌است. همان جهان مادی اگرچه به دلیل سنگینیِ شکست، به‌شدت عصبانی است،  می‌توان در لابه‌لای عبارات و تحلیل‌هایی که ارائه می‌دهند، تحسین عمیق ایران را نیز مشاهده کرد.

وی با اشاره به نیروها و تجهیزاتی که وارد جنگ سوریه شده‌بودند نوشت: در این بین و با این چشم‌انداز، ایران باید درباره بحران سوریه تصمیم می‌گرفت و از آنجایی که همه شواهد و قراین بیانگر آن بود که پیروزی بر چنین ارتش‌ها و کشورهایی تا چه اندازه است و سرمایه‌گذاری در این‌خصوص به نتیجه نمی‌رسد، معلوم بود که رهبری ایران باید چه تصمیمی می‌گرفت، کما اینکه در آن موقع، روسیه اگرچه به طور جدی مخالف این نوع جبهه‌سازی‌ها و اعزام ارتش‌ها علیه دولت سوریه بود، با محاسبات مادی، جلوگیری از آن را غیرممکن ارزیابی کرد و در مدت چهار سال، عملا نظاره‌گر صحنه بود و حتی در سال٢٠١٢، یعنی آغاز بحران امنیتی سوریه، طرحی موسوم به «ژنریک سوریه» ارائه داد که براساس آن، دولت سوریه باید به معارضه مسلح تسلیم می‌شد، اما به‌ گونه‌ای که آسیبی به بشار اسد و خانواده او وارد نشود.

pic-35512-1448368204

این کارشناس مسائل خاورمیانه در ادامه آورده‌است: در آن هنگام، در ایران نیز اجماع نظر بر استراتژی حفظ تمامیت ارضی و دولت منتخب مردم سوریه وجود نداشت. دولت وقت با همان تحلیل مادی معتقد بود حمایت ما از سوریه‌ای که به نظر او تجزیه سرزمین و فروپاشی دولت آن حتمی است، عاقلانه نبوده و به زیان روابط ما با کشورهایی نظیر ترکیه و عربستان خواهدبود. از این رو، دولت دهم به رغم تاکید رهبری بر لزوم مقابله با گروه‌های تروریستی و ناکام‌گذاشتن کشورهای متجاوز حامی این گروه‌ها، حاضر به کمک به دولت سوریه نبود و عملا جز در مواردی که ناگزیر به همکاری می‌شد، از همکاری با دمشق خودداری می‌کرد.

زارعی درادامه یادداشت خود تصریح کرد: رهبر معظم انقلاب اسلامی حفظ تمامیت ارضی و هویتی سوریه را به عنوان استراتژی ایران در دستور کار قرار دادند. رهبری در این میان، خطاب به دستگاه‌های ذی‌ربطی مثل سپاه، بر دو نکته توامان تاکید کردند: حفظ نظام سوریه و جلوگیری از ریخته‌شدن خون بی‌گناهان در جنگ.

این استاد دانشگاه می‌افزاید: رهبر معظم انقلاب از شرایط متغیر در آحاد جبهه دشمن دریافته‌بودند که این کشورها به دلیل نفوذ، ناچارند سیاست‌های خود را پی‌درپی تغییر دهند و در هر تغییر سیاست یا تاکتیک، فرصتی برای جبهه حق نهفته است و می‌توان با استفاده از آن، فرصت‌های جدیدی را که دشمن از تغییر تاکتیک به دست می‌آورد هم از او گرفت. استراتژی رهبری، روسیه را در سال پنجم جنگ به نفع جبهه مقاومت پای کار آورد، بدون آنکه مقدرات سوریه را در اختیار مسکو قرار دهد. استراتژی رهبری روابط ایران و روسیه را در پناه بحران سوریه به نقطه‌ای ‌رساند که اقدامات ضد ایرانی را در سطح بین‌المللی خنثی یا کم‌اثر نماید. درباره رهیافت‌های سیاسی پیروزی جبهه مقاومت در حلب بحث زیادی نیاز است که همت صاحب‌نظران را طلب می‌کند.