یکی از تفاوت های مهم در مباحث حقوقی تفکیک دو مفهوم «ولایت» و «اطاعت» است. با این که مساله خیلی ساده است اما برخی به این تمایز روشن توجه نمی کنند

سرویس تحلیلی ثامن پرس- یکی از تفاوت های مهم در مباحث حقوقی تفکیک دو مفهوم «ولایت» و «اطاعت» است. با این که مساله خیلی ساده است اما برخی به این تمایز روشن توجه نمی کنند. واقعا آیا اگر من از شما اطاعت کردم این به معنای آن است که شما بر من حق ولایت و حکومت دارید؟ لزوما اینطور نیست. البته یکی از دلایل «اطاعت»، «حق ولایت» است مثل زمانی که پدر انسان دستوری می دهد. اما خیلی وقت ها دلیل «اطاعت»، ولایت داشتن کسی که دستور می دهد نیست بلکه مصلحتی است که انسان در اطاعت کردن می بیند. مثلا فرض کنید به هر دلیل از فرزند کوچک یا برادر خود اطاعت می کنیم به دلیل مصلحتی که در این اطاعت می دیده ام.

نکته دیگر این که «ولایت مردم بر خودشان» اساسا یک حق بدیهی و روشن است. مردم حق دارند خودشان حاکم بر سرنوشت خود باشند و از طرفی مکلفند که خودشان برای آینده خودشان تصمیم بگیرند. این امر معقول از جهت شرعی نیز امر مطلوب و محترمی است. حق حاکمیت بر سرنوشت، به همه اموری که به آینده انسان مربوط می شود ربط پیدا می کند و روشن است که هیچ امری از این جهت مهم تر از حاکمیت و ولایت نیست. لذا مردم هم «حق» دارند و هم «تکلیف» دارند که در این مقوله دخالت کنند. اما آیا این دخالت آن ها، برای شخص ولی و حاکم، «حق» درست می کند؟ نه لزوما.

استدلالی که رییس جمهور محترم برای حرف غیر علمی خود آورد بر اساس چنین خلط هایی رخ داد. ایشان در آن استدلالی که بر اساس بیانات امیرالمومنین (ع) ارائه کرد به دو جمله از خطبه 92 نهج البلاغه اشاره نمود :

«دعونی و التمسوا غیری فانا مستقبلون وجوها له الوان.....علی را رها کنید بروید دنبال کس دیگر. ..... و لعلی اسمعکم و اتبعکم لمن ولیتموا امرکم . من از همه گوشم شنواتر خواهد بود و مطیع تر خواهم بود نسبت به آن فردی که شما مردم بر می گزینید.» جناب روحانی در ادامه می گوید: «ما ظاهرا از لب اسلام و مغز اسلام خیلی فاصله گرفتیم . امیرالمومنین مبنای ولایت را  و مبنای حکومت را نظر مردم و انتخاب مردم می داند. لمن ولیتموا امرکم. هر کس که شما ها آن را برگزینید به عنوان ولی خود و رهبر جامعه من هم اطاعت می کنم و می شنوم و اطاعت می کنم.»

جملاتی که مورد استدلال واقع شده، دو نکته را ثابت می کند یکی اینکه امیرالمومنین از منتخب مردم اطاعت می کند. دوم اینکه این انتخاب مردم توسط امیرالمومنین امر محترم و موثری به حساب آمده است.

اما مبنای ولایت و حکومت بر اساس این جملات مشخص نمی شود که چیست. امیرالمومنین می پذیرد که مردم کسی را که صاحب حق نیست انتخاب کنند و می پذیرد از کسی که صاحب حق نیست اطاعت کند خود حضرت درباره مصلحت این رفتارش در همین خطبه توضیح داده است؛ جمله «فانا مستقبلون وجوها له الوان .....» نشان می دهد که بحث در مصلحتی است که مربوط به خود مردم است ایشان می فرماید «زیرا ما به استقبال حوادث و امورى مى‏ رویم که رنگارنگ و فتنه آمیز است، و چهره ‏هاى گوناگون دارد و دل‏ ها بر این بیعت ثابت و عقل‏ ها بر این پیمان استوار نمى ‏ماند» پس بحث در مراعات وضعیت مردم است. این مصلحت اطاعت و پذیرش بیعت مردم  است نسبت به کسی که صاحب حق نیست. امیرالمومنین نمی گوید علت اطاعت من صاحب حق بودن کسی است که شما انتخاب کرده اید بلکه علت اطاعتش و پذیرش انتخاب کسی که صاحب حق نیست را کاستی های جامعه آن روز معرفی می کند.

رهبر انقلاب نیز در سال 66 زمانی که رییس جمهور بودند، در خطبه های نماز جمعه درباره این جملات امیرالمومنین توضیحاتی داده است، در آنجا ایشان می فرماید که این احترام امیرالمومنین (ع) به انتخاب مردم در حالی انجام می گیرد که او خود را صاحب حق و منصوب از جانب پیامبر اکرم می داند. انتخاب مردم در مقوله مشروعیت یا فعلیت ولایت نقش دارد و شرط است لکن مبنای ایجاد ولایت و حکومت نیست چرا که در واقع حق ولایت را امیرالمومنین دارا بوده است.

در خوش بینانه ترین حالت باید گفت جملات رییس جمهور محترم نشان داد، طرح «جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد»، هنوز توسط بسیاری از مسوولین ما فهم نشده است.

با دوستان خود به اشتراک بگذارید: