در حالی که اخبار ضد و نقیضی از انگیزه قاتل آتنا اعلام می شود، عجله ی موج های رسانه ای هماهنگ برای عزاداری بر سند 2030 به جای دختر بی نوا و جانی جلوه دادن مخالفان سند 2030 به جای قاتل جانی سوال برانگیز است.

سرویس تحلیلی ثامن پرس- در حالی که اخبار ضد و نقیضی از انگیزه قاتل آتنا اعلام می شود، عجله ی موج های رسانه ای هماهنگ برای عزاداری بر سند 2030 به جای دختر بی نوا و جانی جلوه دادن مخالفان سند 2030 به جای قاتل جانی سوال برانگیز است.

در همین راستا یک کانال تلگرامی فمنیست و حامی سند 2030 به نقل از ایسنا رسانه همسو با دولت نوشت:

قاتل انگیزه مالی داشت

طباطبایی دادستان پارس آباد:

اقرار متهم به قتل آتنا اصلانی، پرونده به عنوان یک ابر پرونده وارد مرحله جدیدی شد به طوری که با پیگیری‌ها و بررسی‌های صورت گرفته احتمال رمزگشایی چندین پرونده دیگر همچون فوت مشکوک و قتل سر به مهر مانده وجود دارد.

قاتل تمامی اقدامات خود را در این زمینه برنامه ریزی شده انجام داده است، ما با یک قاتل حرفه‌ای روبرو هستیم که در گذشته هم چندین پرونده بر علیه او تشکیل و بازداشت شده اما بنا به نبود دلایل کافی متهم آزاد شده است. قاتل هیچ گونه اختلالات روانی نداشته و دلیلی هم مبنی بر این رفتار از پزشکی قانونی تاکنون برای ما ارسال نشده. بطوریکه قاتل تنها انگیزه خود را از این قتل انگیزه مالی عنوان کرده است.

جسد آتنا دختر هفت ساله پارس آبادی سالم و دست نخورده بود و قاتل با خفه کردن این دختر را به قتل رسانده است. این پرونده نتیجه یک معضل اجتماعی بوده و منحصر به شهرستان پارس آباد نمی‌شود، بنابراین از عموم مردم شهرستان و مسئولین تقاضا داریم از دامن زدن و اظهار نظر به این موضوع پرهیز کنند.

در روزنامه رسمی دولت (ایران) نیز ماجرای قتل و انگیزه قاتل چنین شرح داده شده:

قاتل هم پا به پای والدین به دنبال آتنا بود!

یکی از بازجوها از قاتل آتنا پرسید: ما روزهایی که در جست وجوی آتنا کوچه به کوچه می‌گشتیم تو را هم در میان جمعیت می‌دیدیم...

مرد جنایتکار جواب داد: درست تشخیص داده‌اید. من هم همراه با پدر آتنا و سایر افراد خانواده‌اش به هر جا سر می‌زدم تا کسی به من سوءظن پیدا نکند. چگونه این دختربچه بیگناه را ربوده‌ای و کشته‌ای؟ بعضی از روزها همراه پدرش می‌آمد مقابل مغازه‌ام و کنار بساط پدرش مشغول بازی می‌شد و دیدن طلاهایش وسوسه‌ام می‌کرد. گاهی هم به مغازه‌ام می‌آمد و آب می‌خورد. آن روز هم وقتی آتنا وارد مغازه‌ام شد دهانش را محکم گرفتم تا به خلوتگاه مغازه‌ام بکشانم اما شروع به تقلا کرد و خواست دستم را گاز بگیرد. من هم آنقدر دستم را روی دهانش فشار دادم که از تقلا افتاد و خفه شد، دیدم دیگر نفس نمی‌کشد. جنازه‌اش را توی کیسه‌ای انداختم و بردم توی پارکینگ که خلوت بود. چشمم به یک بشکه پلاستیکی بزرگ افتاد، جسدش را توی بشکه انداختم و رویش را پوشاندم تا هر وقت محل خلوت شد در تاریکی غروب ببرم و در بیرون از شهر بیندازم. چند روزی فرصتی پیش نیامد تا اینکه پلیس به من هم مظنون شد.

چند نفر دیگر هم مثل من با سوءظن پلیس روبه‌رو شده و در بازداشت به سر می‌بردند. هر روز هم من را به بازجویی می‌بردند اما لب به اعتراف باز نمی‌کردم. روزنامه ایران

پرسشی اساسی مطرح است و آن اینکه چنانچه آتنا به فنون ادعایی و معجزه آسای آموزش جنسی هم مجهز می بود و همچنین انگیزه قاتل مالی نبوده و کاملا و صرفا جنسی می بود، در شرایطی که قاتل کاملا به زور متوسل شده است این آموزش ها چگونه دخترک بیچاره را نجات می داد؟

مگر قاتل دخترک بی نوا را اغفال کرده و دخترک به میل خود وارد مغازه او شده است که آموزش جنسی مانع ادامه کار او شود؟

و این همه در حالی است که هنوز به صورت دقیق نحوه ارتکاب جرم مشخص نشده اما از پیش گویا تحلیل هایی آماده بوده اند.