تیتر یک روزنامه معلوم الحال جلب توجه کرد. روزنامه قانون مطلبی را منتشر کرد با این عنوان: پشت صحنه یک شهادت. با مطالعه مطالب درج شده در صفحه مربوطه، باز به همان منازعه قدیمی در ذهن تداعی می شود

به گزارش ثامن پرس، چند روزی است که تصویری از یک جوان بیست و چند ساله همه اذهان را به هم ریخته است. در این ایام تقریباً همه محسن حججی را می شناسند و تصویری که گروهک تروریستی داعش از وی منتشر کرد را دیده اند. سلفی ها می خواستند حقارت و ذلت ایرانی را نشان دهند اما چه خوب توانستند این عبارت را متجلی کنند: «عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد»

همه از محسن حججی می گویند، در این روزها او محور وحدت شده است. واکنش ها به شهادت او نیز در جای خود جالب توجه است. از امید دانا که یک فراری سلطنت طلب است گرفته تا سردار قاسم سلیمانی. با دیدن تصویر او ناخودآگاه به یاد سلفی تحقیر آمیز فراکسیون امید می افتی. چه تقابل زیبایی دارد.

اما به یکباره تیتر یک روزنامه معلوم الحال جلب توجه کرد. روزنامه قانون مطلبی را منتشر کرد با این عنوان: پشت صحنه یک شهادت. با مطالعه مطالب درج شده در صفحه مربوطه، باز به همان منازعه قدیمی در ذهن تداعی می شود. متن اصلی منازعه دو گفتمان است: گفتمان لیبرالیسم و گفتمان اسلام سیاسی.

اصلاً همه دعوای این دو گفتمان همین استقلال و عزت ایران است. معتقدین به اسلام سیاسی به دنبال عزت ایران هستند و به هیچ دشمن خون خواری باج نمی دهند اما لیبرال ها با این مفاهیم بیگانه اند. آن ها فقط در پی تسلیم اند. فرق نمی کند که قدرت مقابلشان کشوری مثل آمریکا باشد یا گروهکی به اسم داعش. زندگی ذلیلانه را به ریختن خون دماغشان هم ترجیح می‌دهند. به همین دلیل است که می‌گویند باید با داعش هم مذاکره کرد و برجام نوشت. از همین روست که می‌گویند موشک زدید و داعش را عصبانی کردید! یا می گویند: دنیای امروز دنیای گفتمان است و نه موشک.

البته هر وقت که شرایط مساعد باشد همان موشک ها را نیز به نام خود تمام می کنند. اما وقتی احساس می کنند که شهادت یک شهید خاری شده است در چشم این جماعت و خود و دوستان زنجیره ای شان نمی توانند از این شهید تجلیل کنند؛ کار به جایی می رسد که داعشین وطنی مشابه دوستان خارجی شان انتحاری عمل کرده و این گونه آبروی خود را می برند.

اصلاح‌طلبان لیبرال که از تنش‌زدایی با آمریکا امروز به تنش‌زدایی با داعش رسیده‌اند، مقلد مرحوم بازرگان هستند که قائل بود برای بقای ایران باید پفیوزی پیشه کرد.

هرگاه هرکسی درباره لیبرالیسم ایرانی پرسید، باید فرمایشات مرحوم بازرگان را برایش پاسخ آورد که گفت:

"سرّ بقای ایران پفیوزی ماست! وقتی بنا شد ملتی به طور جدی با دشمن روبرو نشود، تا آخرین نفس نجنگد و بعد از مغلوب شدن سرسختی و مخالفت نکند... به هر کس و ناکس تعظیم و خدمت کند، دلیل ندارد که نقش و نام چنین مردمی از صفحه روزگار برداشته شود. سرسخت های یک دنده و اصولی ها هستند که در برابر مخالف و متجاوز می ایستند و به جنگش می روند... ما اهل نبرد و کوشش برای رقابت و مسابقه با دیگران و اهل جنگیدن و جان کندن در کشمکش با ملیت های بیگانه و با فرهنگ های بیگانه نیستیم. تقلید و سازگاری را ترجیح می دهیم. بنابراین قالب روحی مستقل نداریم".

در انتها باید گفت که ذلت و خواری با گوشت و پوست این جماعت در هم آمیخته شده است. نشانه هایش هم کاملاً روشن است؛ از سلفی با موگرینی گرفته تا مطلب روزنامه قانون.