مشهد در عرصه شعر دارای سابقه زیادی است و بسیاری از اهالی ادب اهل مشهد بوده اند. اما به دلیل رویکرد مرکزگرایی، بسیاری از شعرایی که از مشهد برخاسته اند به تهران کوچ می کردند. بزرگانی همچون ملک الشعرای بهار، مهدی اخوان ثالث، دکتر شفیعی کدکنی.

به گزارش ثامن پرس، گفتگوی اختصاصی با محمد کاظم کاظمی، دبیر جشنواره شعر فجر که در ادامه می خوانید: 

خودتان را معرفی کنید و از آثارتان برای ما صحبت کنید.

محمد کاظم کاظمی هستم، شاعر افغانستانی مقیم ایران. من 32 سال است که در ایران هستم و در این سال ها مشغول فعالیت های ادبی و نوشتن و ارتباط با مطبوعات بوده ام.

جایگاه شعر در کشور افغانستان چگونه است؟

شعر و شاعری در افغانستان دارای پیشینه بسیار قدرتمندی است. شعر فارسی از دیرباز در بین مردم افغانستان حضور داشته است و امروزه نیز شعر فارسی در افغانستان حضور دارد چون زبان فارسی وجود دارد.

به جز شما شاعر افغانستانی دیگری در ایران حضور دارد؟

بله، ما شاعران دیگری هم داریم که در ایران بسیار مطرح بودند که جوایز ارزنده ای هم دریافت کردند. در این بین می توان به هنرمندانی همچون ابوطالب مظفری، محمد شریف سعیدی، سید رضا محمدی، سید الیاس علوی، تکتم حسینی، زهرا حسین زاده و امان الله میرزایی اشاره کرد.

نگاه جوانان افغانستانی به شعر و فرهنگ ایران چگونه است؟

ارتباط خوبی بین مردم افغانستان با ایران برقرار است. بسیاری از کتب شعری ایران در افغانستان نیز موجود است. این ارتباط در بین شعرای دو کشور و اهالی موسیقی آن ها نیز برقرار است. ارتباط مردم افغانستان با شعر ایران از ارتباطشان با شعر افغانستان نه تنها کمتر نیست بلکه چه بسا بیشتر نیز باشد.

در حال حاضر آیا محفل شعری یا همایش ادبی مشترکی بین دو کشور برگزار می شود؟

بله، در مشهد، تهران، قم و سایر شهرهای ایران این گونه محافل با حضور شاعران دو کشور برگزار می شود. این محافل متقابلاً در افغانستان نیز برگزار می شود که شاعران ایرانی نیز حضور خواهند داشت. مانند جلسات انجمن دُردَری که توسط شعرای افغانستان برگزار می شود (البته در مشهد). بعضی جلسات در ایران به دست اهالی ادب افغانستانی اداره می شود، مانند جلسه شعر آفتاب گردان ها که به دست بنده اداره می شود.

1_KazemKazemi

نظر شما درباره شعر و شعرای مشهد چیست؟ موانع و سختی های کار در مشهد رو هم عنوان کنید.

مشهد در عرصه شعر دارای سابقه زیادی است و بسیاری از اهالی ادب اهل مشهد بوده اند. اما به دلیل رویکرد مرکزگرایی، بسیاری از شعرایی که از مشهد برخاسته اند به تهران کوچ می کردند. بزرگانی همچون ملک الشعرای بهار، مهدی اخوان ثالث، دکتر شفیعی کدکنی که اهل خراسان است، همه تهران نشین می شوند؛ و در دوره های جدیدتر نیز افرادی همچون مصطفی محدثی، محمود اکرامی فر و بسیاری دیگر که از مشهد کوچ نموده اند و جامعه مشهد همچنان محتاج خارج استان مانده است. گویا مشهد در این زمینه صادر کننده است. از طرف دیگر شاعرانی که در مشهد ماندند و به پایتخت نرفتند، آن گونه که شایسته است شناخته شده نیستند. مسئولین مسائل فرهنگی باید زمینه ای را فراهم کنند که از شاعران در مشهد حمایت شود، در غیر این صورت عده ای ساکن تهران می شوند و عده ای در مشهد در انزوا قرار می گیرند.

به نظر شما نقاط ضعف و قوت جشنوراه شعر فجر چیست؟

جشنواره شعر فجر، یک جشنواره جدی و ملی است و در سال هایی که برگزار شده است در جلب توجه مسئولین ورسانه ها به شعر و ادبیات، بسیار مؤثر بوده است. البته نمی توان انتظار داشت که جشنواره شعر فجر مانند جشنواره فیلم فجر، جایگاه و اعتبار پیدا کند؛ قظعاً ابزار سینما نسبت به شعر از تأثیر گذاری بالاتری برخوردار است. قرار است در آینده، جشنواره شعر فجر به جشنواره بین المللی شعر فارسی تبدیل شود. می توان از ظرفیت های بالای جشنواره شعر فجر نیز استفاده کرد. امسال هم که قرار است اختتامیه جشنواره در مشهد برگزار شود، علت این تصمیم هم انتخاب مشهد به عنوان پایتخت فرهنگی جهان اسلام است.

آیا شعر هم می تواند به تبیین موضوع مشهد 2017 کمکی بکند؟

بله، شعر و ادبیات یکی از ابزارهای فاخر و اصیل ماست و قطعاً می تواند به مبحث مشهد 2017 حداقل در بین جوامع فارسی زبان کمک بزرگی بکند. بالاخره بخش بزرگی و مهمی از جهان اسلام، کشورهای فارسی زبان هستند.

آیا تا به حال شعری از شما به صورت ترانه درآمده است؟

بله، اثراتی از بنده تبدیل به قطعاتی از موسیقی شده است. ازجمله شعری که آقای بهادری در سال ها پیش خواند یا ترانه ای که اخیراً توسط حامد زمانی اجرا شد با عنوان «نفس تازه کنیم». اشعاری هم در فضای افغانستان به موسیقی بدل شده است. این موضوع برای من بسیار خوشایند است که شعر من مورد توجه اهالی موسیقی قرار می گیرد. البته من ترانه سرا نیستم و طبیعی است که آثار یک ترانه سرا بیش از آثار امثال بنده در بین اهالی موسیقی جایگاه دارد.