روشنفکری مریض ایران همواره ادعای ورود هوشیارانه و منطقی و ضد دیکتاتوری نسبت به موضوعات مختلف دارد. اما عملکرد تاریخی این جریان دقیقا نقطه مقابل ادعاهای آنها را نشان می‌دهد.

سرویس فرهنگی ثامن پرس، 82 سال قبل مثل امروزی پیوند کثیف روشنفکری مریض و دیکتاتوری رضاخان کشتاری صدهانفری در یکی از حریم‌های الهی را به وجود آورد که هنوز که هنوز است شاید نماد سبوعانه‌ترین رفتار در تاریخ معاصر ایران به شمار می‌رود.

طنز تلخ شروع ماجرا را شاید بشود در آنجا دانست که در نقطه‌ی مهمی از تاریخ این مرز و بوم پیوندی عجیب و منحوس میان دو نماینده از دو تفکر کاملا متضاد با یکدیگر رقم خورده است. پیوندی میان روشنفکری مریض رشد یافته در ایران و دیکتار بزرگی به نام رضاخان میر پنج.

روشنفکری مریض ایران همواره ادعای ورود هوشیارانه و منطقی و ضد دیکتاتوری نسبت به موضوعات مختلف دارد. اما عملکرد تاریخی این جریان دقیقا نقطه مقابل ادعاهای آنها را نشان می‌دهد. شاید برایتان جالب باشد که محمدعلی فروغی یکی از نمادهای روشنفکری در تاریخ معاصر ایران که یکی از جدی‌ترین مبارزان در مقابل حکومت قاجار نیز شناخته می‌شده است، اولین نخست‌وزیر رضاخان نیز بوده است.

ممکن است ان قلتی در ذهن مخاطب شکل بگیرد و آن اینکه آیا اصولا محمدعلی فروغی و جریان روشنفکری نزدیک به رضاخان موثر در اقدامات خشن وی بوده‌اند؟ پاسخ تحقیقا مثبت است. بخوانید!

روابط فروغی با آتاتورک پادشاه وقت ترکیه به شدت روابط خوبی بوده است. در این بین فروغی در اوایل سال 1313 زمینه سفر رضاخان به ترکیه را فراهم می‌کند. حضور رضاخان در ترکیه و دیدن نمادهای ظاهرا به روز شده سبک زندگی غربی در این کشور در کنار تشویق‌های روشنفکران به ایجاد تغییرات اساسی در مدل زندگی مردم ایران باعث تصمیم عجیب رضاخان می‌شود. تصمیم به ادامه طرح متحدالشکل کردن مردان و کشف حجاب از زنان.

روند با برگزاری جشن‌های هنجارشکنانه در برخی شهرها شروع می‌شود و در شهر شیراز به اوج خود می‌رصد. حضور دختران رقاصه بدون حجاب در یک مجلس عمومی! مردم به شدت آشفته می‌شوند و علما مواضع بسیار شدیدی می‌گیرند.

اعتزاضات ابتدا به تبریز و سپس به مشهد می‌رسد. مشهد طبیعتا به با بافت مذهبی‌تری نسبت به دیگر شهرها مواجه است. علمای مشهد در جلسه‌ای به اسدی نائب التولیه آستان و پاکروان استاندار وقت خراسان تذکر می‌دهند و از آنها می‌خواهند به رضاخان اطلاع دهد که مشهد با سایر شهرهای ایران متفاوت است. اما اسدی و پاکروان نمی‌توانند موضوع را به رضاخان انتقال دهند.

همین موضوع سبب حرکت آیت‌الله قمی به سمت تهران جهت دیدار با رضاخان می‌شود که متاسفانه با وجود استقبال مردمی از ایشان، پیش از دیدار با رضاخان به بازداشت درآمد.

همین موضوع سبب اعتراض و نگرانی مردم مشهد می‌شود. حضور بهلول در مشهد نیز به اعتراضات سر و شکلی جدی‌تر می‌‌دهد. و نهایتا منجر به تحصن مسجد گوهرشاد می‌شود.

جالب است که در حدود یک هفته‌ای که فضای شهر ملتهب است و مخصوصا در حدود چهار روزی که تحصن اتفاق می‌افتد سبوعیت و وحشی‌گری پهلوی به شدت خود را به رخ می‌کشاند. و جالب‌تر آنکه تمام مدعیان روشنفکری در این مدت زبان به کام می‌گیرند و نه تنها هیچ‌گونه اعتراضی به مساله نمی‌کنند بلکه کاملا همراه با سبوعیت رضاخانی عمل‌کرده و حتی می‌توان گفت مقدمه شروع کشتارهای جمعی واقعه گوهرشاد را بوجود آوردند.

با دوستان خود به اشتراک بگذارید: