امام رضا علیه السلام در روز عاشورا دستور به ترک کارهای دنیوی و مادی دادند و تأکید کردند هر که امروز برایش روز مصیبت و اندوه باشد در آخرت به سرور و شادی نائل خواهد شد.

به گزارش ثامن پرس، امام رضا علیه السلام از روز اول ماه محرم تدارک مصیبت و عزاداری جدش حسین بن علی علیه السلام را می دید و شیعیان را نیز به سنت پدر گرامیش به خصوص در عاشورا دعوت می کرد به گونه ای که به همگان می فرمود: چون ماه محرّم مى‏‌رسید کسى پدرم (امام کاظم علیه السلام) را خندان نمى‌‏دید. غم و اندوه بر او چیره بود تا آن که ده روز مى‏‌گذشت، روز دهم (عاشورا) روز سوگوارى و اندوه و گریه او بود و مى‏‌فرمود: عاشورا، روزى است که حسین علیه‌‏السلام در آن کشته شد. (شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، جلد 10، صفحه 394.)

 

توصیه خاص امام رضا برای روز عاشورا

امام رضا علیه السلام به صورت خاص بر پرهیز از پرداختن به امور دنیوی در روز عاشورا توصیه فرموده و گفتند : کسی که در روز عاشورا به دنبال امور دنیوی و کسب و کار نرود و به عزاداری برای سیدالشهداء بپردازد، خداوند نیازهای دنیوی و اخروی‌اش برآورده خواهد ساخت. کسی که این روز، برایش روز مصیبت و حزن و گریه باشد، خداوند روز قیامت را روز سرور و شادمانی او قرار خواهد داد و در بهشت، چشمش را به دیدار ما اهل بیت روشن خواهد کرد. 
اما کسی که روز عاشورا را روزی برای کسب و کار بشمارد و برای خود از مال دنیا چیزی بیندوزد، اموالش برایش برکت نخواهد داشت، در قیامت با یزید وعبیدالله بن زیاد و عمر بن سعد محشور می‌شود و خداوند آنان را در پست‌ترین درجات جهنم جای خواهد داد.
(
ناسخ التواریخ، ج 3، ص 299.)

 

عزاداری با بهره گیری از ابزارهای هنری

امام رضا(ع) در ماه محرم مجلس عزاداری ترتیب داده و از شاعران متعهد دعوت می‌کردند با حضور در این مجالس اشعار خود را در مصائب جد گرامی‌شان حضرت سیدالشهدا(ع) قرائت کنند و در غیر این صورت، آن حضرت خود به ذکر مصیبت پرداخته و ضمن گریستن بر این فاجعه ، دیگران را نیز می‌گریاندند.

 مرثیه دعبل برای امام حسین(ع) دعبل بن علی بن رزین از قبیله مشهور «خزاعه» بود، او شاعری شجاع و توانا و دلباخته خاندان پاک رسالت بوده که در دشوارترین روزگار شعر خود را در خدمت بیان حقایق و دفاع از آل‌ا... قرار داد، چنانکه علامه حلی درباره او گفته است: دعبل در میان عالمان و متفکران شیعی به کمال ایمان و علو منزلت و بزرگی شأن اشتهار یافته است.
 پس از اینکه حضرت امام رضا(ع) به امر مأمون از مدینه به خراسان آمدند و ولایتعهدی مأمون را پذیرفتند، دعبل به همراهی ابراهیم بن عباس صولی (شاعر نامدار شیعی) عازم زیارت آن حضرت شد. 
هر دو شاعر در «مرو» نزد او بار یافتند و دعبل قصیده «تاییه» را در حضور آن حضرت قرائت کرد که بسیار مورد توجه امام (ع) قرار گرفت وایشان را گریان ساخت، امام (ع) ده هزار درهم و جبه‌ای از جامه‌های شخصی خود را به او بخشیدند. (دانشنامه شعر عاشورایی - ج 2- ص 100) 
ابوالفرج اصفهانی در کتاب «الاغانی» به ذکر یکی از مجالس مرثیه سرایی که در پیشگاه حضرت امام رضا(ع) برگزار شده و دعبل خزاعی نیز در آن افتخار حضور و شعرخوانی داشته پرداخته و چنین آورده است: خدمت سرورم امام رضا(ع) رسیدم، دیدم آن حضرت به همراه یارانشان غمگین و اندوهناک نشسته اند، هنگامی که مشاهده فرمودند مرا که به سمت ایشان می‌آمدم، فرمودند:مرحبا به دعبل. آفرین بر کسی که با دست و زبان خود ما را یاری می‌رساند. 
آنگاه آن حضرت من را در کنار خود نشانده و فرمودند: ای دعبل! از تو می‌خواهم شعر بسرایی، به جهت آنکه این روزها برای اهل بیت، روزهای غم و اندوه است و برای دشمنان ما، بخصوص بنی‌امیه روزهای شادی و سرور می‌باشد. ای دعبل! هر کس بر مصیبت جد من حسین(ع) اشک بیفشاند، البته خداوند گناهانش را مورد عفو قرار خواهد داد.
 سپس آن حضرت امر فرمودند تا بین ما و اهل حرم پرده‌ای برافراشتند و فرمودند که در پس پرده‌ها بنشینند و بر عزا و مصیبت جد خود گریه و ناله سردهند و به من نیز امر فرمودند، ای دعبل! بر حسین (ع) مرثیه‌ای بخوان. مادامی که تو زنده‌ای، یاور و مدح کننده ما هستی، پس تا جایی که می‌توانی از یاری ما دریغ نکن. 
در این حال من به گریه افتادم و اشعاری در رثای خاندان نبوت و ماجرای عاشورا قرائت کردم. (الاغانی- ج 20- ص 148) 
یکی از مشهورترین اشعار دعبل قصیده تاییه است که یاقوت حموی آن را از بهترین نوع شعر و بلندترین نمونه مدایح برمی‌شمارد که درباره دودمان پیامبر اکرم(ص) سروده شده و بر حضرت علی بن موسی الرضا(ع) عرضه شده است. (معجم الادبا- ج 4- ص 196) 
این قصیده را «مدارس آیات» نیز نام نهاده‌اند و سبب آن بیتی است که شاعر در آن چنین سروده است و در برخی منابع بیت مطلع ذکر شده است: خانه‌های اهل بیت، مدارس آیات الهی و منزلگاه وحی است که بی‌کس مانند بیابانهای خشک و خالی مانده است. (عیون اخبارالرضا- ج 2- ص 318) 
در روایت است که دعبل اشعار دردآلود خویش را با صدای بلند می‌خواند و امام رضا(ع) بشدت می‌گریستند تا اینکه به این بیت رسید: حق ایشان (عترت) را در دست‌های خائنان دیگر مشاهده می‌کنم در حالی که به تاراج می‌رود و بین غاصبان بیگانه تقسیم می‌شود، در صورتی که دست این مظلومان از حق خود تهی مانده است. امام رضا(ع) در اینجا به سخن درآمده و فرمودند: راست گفتی ای خزاعی. 
دعبل همچنان شعر خود را ادامه داد و به فرازهای عاشورایی دیگری رسید: سرهای خاندان پیامبر بریده و خون آلود است و گله‌های آل زیاد آسوده می‌چرند. حرمت حریم پیامبر(ص) دریده و اهل حرمش به اسارت درآمده و آل زیاد حجله‌های سرور می‌آرایند. فغان و درد، هنگامی که خون بنی‌هاشم به ناحق ریخته می‌شود، در حالی که دست‌های آنان تهی از حربه و بسته است. 

در این هنگام امام رضا(ع) در حالی که کف دو دستش را می‌چرخانیدند و زیر و رو می‌کردند، فرمودند: آری چنین است، براستی که دست‌های ما بسته است! (عیون اخبار الرضا- ج 2- ص 650) 

دعبل باز هم ادامه داد: ای دیدگان اشکبار! در اندوه آن عزیزان اشک ببار که اکنون هنگام آن است در این ماتم جانکاه سیلاب اشک را روانه کنی. همواره در طول زندگی از هراس دشمنان اهل بیت نیاسوده‌ام، اما امید من این است که پس از مرگ در سایه شفاعت اهل بیت(ع) از عذاب در امان باشیم. 
در این حالت امام رضا(ع) رو به دعبل فرمودند: خداوند تو را از فزع اکبر که قیامت است در امان دارد. (عیون اخبار الرضا- ج 2- ص 650)
 
توصیه های محرم در حدیث امام رضا به ریان بن شبیب
امام رضا علیه‌السلام فرمودند: اى پسر شبیب! به ‎راستى محرّم همان ماهى است که اهل جاهلیت در زمان گذشته ظلم و قتال را به خاطر احترامش در آن حرام مى‏ دانستند؛ امّا این امّت نه حرمت این ماه را نگه داشتند و نه حرمت پیغمبرشان صلّی‌الله‌ علیه ‌و ‌آله‌ و‌ سلّم را. در این ماه ذریه‌ او را کشتند و زنانش را اسیر کردند و اموالش را غارت کردند خدا هرگز این گناه آنها را نیامرزد.

... اى پسر شبیب! اگر براى چیزى گریان شدی، براى حسین علیه‌السّلام گریه کن که او را سر بریدند همان‌گونه که گوسفند را سر می‌برند و هجده کس از خاندانش علیهم‌السّلام با او کشته شدند که روى زمین مانندى نداشتند؛ آسمان‏هاى هفت‏گانه و زمین‏ها براى کشته‌شدن او گریستند و چهار هزار فرشته براى یاری‏ اش به زمین آمدند و دیدند که ایشان کشته شده‌اند.پس بر سر قبرش ژولیده و خاک‌آلود می‌باشند تا قائم علیه‌السّلام قیام کنند و یاری ‏اش کنند و شعار آن‏ها «یا لثارات الحسین علیه‌السّلام» (ای خونخواهان حسین علیه‌السّلام) است.
اى پسر شبیب! پدرم از پدرش از جدّش علیهم‌السّلام برایم باز گفت که: چون جدّم حسین علیه‌السّلام کشته شد، آسمان خون و خاک سرخ بارید.
اى پسر شبیب! اگر بر حسین علیه‌السّلام گریه کنى تا اشک‌هایت بر گونه‏ هایت روان شود، خداوند هر گناهى که کردى از کوچک و بزرگ و کم و زیاد می ‏آمرزد.
... اى پسر شبیب! اگر شاد می‏شوی که خدا را ملاقات کنی در حالی که گناهى نداری، حسین علیه‌السّلام را زیارت کن. 
اى پسر شبیب! اگر شاد می‏شوی که در غرفه‏ هاى ساخته‌شده در بهشت با پیغمبر و آلش علیهم ‌السّلام ساکن شوى، بر قاتلان حسین علیه‌السّلام لعنت بفرست. 
اى پسر شبیب! اگر شاد می‏شوی که ثوابی مانند ثواب کسانی که با حسین علیه‌السّلام شهید شدند برای تو باشد، هر وقت به یادش افتادى بگو: «یا لَیتَنِی کُنْتُ مَعَهُمْ فَأَفُوزَ فَوْزاً عَظِیماً»: «ای کاش با آن‏ها بودم تا به فوز عظیمى مى ‏رسیدم».
... اى ابن شبیب! اگر دوست دارى با ما در درجات عالى بهشت همراه باشى، در اندوه ما اندوهگین و در خوشحالى ما، خوشحال باش، و بر تو باد به ولایت ما، زیرا اگر کسى سنگى را دوست داشته باشد، خداوند در روز قیامت او را با آن سنگ محشور خواهد کرد.  

متن حدیث:

عن الریان بن شبیب قال : دخلت على الرضا (علیه السلام) فی أول یوم من المحرم فقال لی :
یا ابن شبیب أصائم أنت ؟
فقلت: لا !
فقال : إن هذا الیوم هو الیوم الذی دعا فیه زکریا ربه عز وجل فقال : {literal}{{/literal}رب هب لی من لدنک ذریة طیبة إنک سمیع الدعاء{literal}}{/literal} فاستجاب الله له وأمر الملائکة فنادت زکریا وهو قائم یصلی فی المحراب أن الله یبشرک بیحیى ، فمن صام هذا الیوم ثم دعا الله عز وجل استجاب الله له کما استجاب لزکریا علیه السلام .
 ثم قال:
یا ابن شبیب إن المحرم هو الشهر الذی کان أهل الجاهلیة فیما مضى یُحرّمون فیه الظلم والقتال لحرمته ، فما عرفت هذه الأمّة حرمة شهرها ولا حرمة نبیها ، لقد قتلوا فی هذا الشهر ذریته ، وسبوا نساءه ، وانتهبوا ثقلة ، فلا غفر الله لهم ذلک أبدا .
یا ابن شبیب إن کنت باکیًا لشیءٍ فابکِ للحسین بن علی بن أبی طالب علیهما السلام ، فانه ذبح کما یذبح الکبش ، وقتل معه من أهل بیته ثمانیة عشر رجلاً ، ما لََهَم فی الأرض شبیهون ، ولقد بکت السماوات السبع والأرضون لقتله ، ولقد نزل إلى الأرض من الملائکة أربعة آلاف لنصره ، فوجدوه قد قتل ، فهم عند قبره شُعْثٌ غُبْرٌ إلى أن یقوم القائم ، فیکونون من أنصاره ، وشعارهم "یا لثارات الحسین" .
 یا ابن شبیب لقد حدثنی أبی ، عن أبیه ، عن جده أنه لما قتل جدی الحسین أمطرت السماء دمًا وترابًا أحمر .
یا ابن شبیب إن بکیت على الحسین حتى تصیر دموعک على خدیک غفر الله لک کل ذنب أذنبته صغیرًا کان أو کبیرًا ، قلیلاً کان أو کثیرًا .
یا ابن شبیب إنْ سرّک أن تلقى الله عز وجل ولا ذنب علیک ، فزُر الحسین علیه السلام .
 یا ابن شبیب إنْ سرّک أن تسکن الغُرف المبنیّة فی الجنة مع النبی صلى الله علیه واله فالعن قتلة الحسین .
یا ابن شبیب إنْ سرّک أن یکون لک من الثواب مثل ما لمن استشهد مع الحسین فقلْ متى ما ذکرته : " یا لیتنی کنتُ معهم فأفوزَ فوزًا عظیمًا " .
یا ابن شبیب إنْ سرّک أن تکون معنا فی الدرجات العلى من الجنان ، فاحزن لحزننا ، وافرح لفرحنا ، وعلیک بولایتنا ، فلو أن رجلا تولى حجرًا لحشره الله معه یوم القیامة. «بحارالأنوار ج 44ص 285-عیون أخبارالرضا(ع)، ج1 ص 299»

با دوستان خود به اشتراک بگذارید: