در این فیلم ساواک هم چهره ای متفاوت با عادات ما دارد. ساواکی های این فیلم متفکرند و زیرک و کاربلد. گاهی شوخند و گاه احساساتی و گاه معترض به برخورد حکومت. در کل فیلمیست باور پذیر.

به گزارش ثامن پرس، سید مهدی حاجی آبادی نوشت:

بسیار ساده انگارانه است اگر  فیلم“سیانور” را صرفاً عاشقانه، پلیسی و یا سیاسی بدانیم.

 “وحید افراخته” که مسلمانی معتقد و دو آتشه و از اعضا شاخه نظامی سازمان مجاهدین است، تحت القائات “تقی شهرام” بتدریج از اسلام رو گردانده و به یک مارکسیست مطیع مبدل می شود. وی پس از ترور یک مستشار نظامی امریکایی دستگیر می شود؛ بدون هیچگونه فشار و شکنجه ای از همرزمانش بریده و با ساواک همکاری می کند. کل تیم و تشکیلات لو رفته و باعث دستگیری و اعدام نزدیکترین دوستانش می شود. و این سرآغازیست برای سقوط سازمان مجاهدین خلق و ظهور سازمان منافقین.

نکته جالب “سیانور” نگاه بی طرفانه و صرفاً روایی است. نگاهی بدور از تعصب و مبتنی بر تحقیق و تاریخ. در این فیلم از بدو تشکیل و اهداف اولیه سازمان می شنویم و شاهد چگونگی تغییر زاویه و انحراف آن خواهیم بود. از ازدواج های تشکیلاتی و اختلافات درون سازمانی تا تصفیه های خونین و نهایتا روندی که سازمان مجاهدین را به گروهک منافقین مبدل می کند.

در این فیلم ساواک هم چهره ای متفاوت با عادات ما دارد. ساواکی های این فیلم متفکرند و زیرک و کاربلد. گاهی شوخند و گاه احساساتی و گاه معترض به برخورد حکومت. در کل فیلمیست باور پذیر.

طراحی صحنۀ این فیلم یک سر و گردن از آثار مشابه دیگر بالاتر ایستاده است و بازی‌ها به شکل چشم‌گیری موفق ظاهر شده است. فیلم با وجود قصۀ خوب و محکمی که دارد، با انتخاب یک روایت غیر خطی متناسب با موقعیت نقش‌ها در داستان، بر گره‌ها و تعلیق‌های قصه به شکل مؤثری افزوده است و ریتم خود را تا لحظۀ آخر حفظ کرده است. روابط عاطفی و ازدواج های تشکیلاتی و مهره چینی های سازمانی بخوبی پرداخته شده بود.

ریتم تند و ضرباهنگ مناسب فیلم اجازه چشم برداشتن مخاطب از پرده را نمیدهد. سکوت های گاه و بیگاه، بخوبی زهر پرگویی ناگریز سناریو را میگیرد و فرصتی مناسب برای تفکر و جا افتادن دیالوگ ها را میدهد.موسیقی کاملاً در خدمت فیلم است و هرگز خودنمایی افراطی نمیکند. موسیقی هست ولی گاه حتی شنیده هم نمیشود، فقط، بخوبی احساس میشود.

و اما دیالوگ ها، نقطه قوت و شاید پاشنه آشیل فیلم. کلماتی ثقیل و ادبیاتی نامأنوس برای مخاطب عام که با ریتمی مسلسل گونه یا ایدئولوژی سازمان را به رخ می کشد یا سعی در محکوم کردن رقیب و توجیح رفیق دارد.

اما مرتضی و مجید به مثابه مبارزانی می مانند که اگر جان سالم از ساواک به در می بردند بی شک جذب آرمان های امام شده و انقلابی ناب و متفکر می شدند، یعنی همان کسانی که به زعم شهید مطهری عصاره های انقلاب اسلامی هستند. مرتضی و مجید هر دو دانشجوهایی هستند که برای مبارزه با طاغوت و ظلم، امام حسین را سرلوحه خود قرار می دهند اما با انحراف در عملکردشان به سمت علم گرایی و تفکر پیشرویی چون مارکس کشیده می شوند.در سکانس های پایانی مرتضی امام خمینی را فردی در نظر خود می داند که آرمان او و مجید را به درستی و با اعتقاد و عملکردی راسخ به جلو برده است و در رابطه با عملکر آنها به درستی توانسته پیش بینی کند.

داستانک های عاشقانه فیلم با تعریف رابطه میان دو خانواده می تواند جذابیت های لازم برای تماشاگر را ایجاد کند که در پی دنبال کردن داستانی عاشقانه و البته تراژیک به کنکاشی تاریخی و اجتماعی در تاریخ معاصر بپردازد که مخاطب شخصیت های آن ها را به دلیل همذات پنداری با آن ها به خوبی می شناسد.

بایدیکی دیگراز  نقاط قوت سیانور را در اینجا دانست که در عین سیاسی بودن به دور از شعارزدگی سیاسی است.

آنجا که همه  فکر می‌کنند سیاسی هستند و به طور کل همه فکر می‌کنند که از جریان سیاسی باخبرند و هوش سیاسی دارند. در حالی که خیلی بی‌دلیل داریم به همه‌چیز آنقدر سیاسی فکر می‌کنیم. بخشی از افراد فرهنگی ما فکر می‌کنند چگونه شب و روز به مسائل سیاسی نگاه کنند. و فیلمها و جوایز را نیز سیاسی تقسیم می کنند.مانند جشنوراه به اصطلاح فجر!

هر سینما دوستی که به دیدن این فیلم بنشیند، از جمله با دیدن جزئیات، خصوصاً طراحی صحنه و لباس فیلم، لذت می برد. فیلمی صادقانه با نگاهی نو به مفهوم انسانیت و امنیت ملی.

“سیانور” فیلمی است که نمی توان به سادگی از کنار آن گذشت و به راحتی فراموشش کرد.

با جملاتی که ذهن را تا مدت ها درگیر خود می کند.

مدام آخرین دیالوگ “مرتضی صمدیه لباف” در سلول انفرادیش، در شب پیش از اعدام، در ذهن مرور می شود:

«وقتی اسلحه بدست می گیری، اول باید یاد بگیری که به طرف چه کسی نباید شلیک کنی»