آن قرض الحسنه که خدا گفته یعنی همین صدقه ! یعنی اینجا بدهی و بعدا در آخرت بگیری !

جامعه ای که می خواهد رنگ وبوی دینی داشته باشد به طور طبیعی همه سازوکارهایش را بر محور رهنمودها و دستور های قرآن و خاندان هدایت طراحی می کند و در چنین جامعه ای نهادسازی در امور اجتماعی بر اساس معارف وحیانی صورت می گیرد.

 یکی از مهمترین نهادهای اجتماعی در زندگی انسان نهاد اقتصاد است که پایه و اساس بسیاری از مسائل و موضوعات دیگر زندگی فردی و اجتماعی به شمار می آید و از همین رو اسلام می کوشد مناسبات مالی را به شکلی سامان دهد که از تمرکز ثروت در دست گروهی خاص جلوگیری کند و مانع شکاف طبقاتی شدید و فاصله غیر عادی میان فقیر و غنی شود.  

 احسان به نیازمندان و کمک به محتاجان وسیله ای است تا افراد غنی بتوانند هم دنیای آنان را قدری ترمیم کنند و هم آخرت خود را آباد سازند. از این رو قرآن کریم مردم را دعوت می کند تا در دنیا به خداوند قرض بدهند و عوضش را در آخرت بستانند و قرض آنان به خدا در واقع چیزی است که به نیازمندان می دهند و می گذرند و فراموش می کنند. 

آن قرض الحسنه که خدا گفته یعنی همین صدقه ! یعنی اینجا بدهی و بعدا در آخرت بگیری ! یعنی وقتی پولی را به شخص نیازمندی دادی به حساب خدا بگذاری و برای آخرتت منتظر بازگشتش باشی ، نه این که با کلی منت و دردسر و پارتی بازی و واسطه تراشی به نیازمند محتاج قرض بدهی و دوباره پس بگیری !

 این صندوق های قرض الحسنه که ما درست کرده ایم و این بساطی که راه انداخته ایم نوعی بانکداری و نوعی معامله است که هرچه باشد آن قرض الحسنه قرآن نیست! البته ایرادی هم ندارد که به این ترتیب نوعی مساعدت مالی و تسهیلات اقتصادی برای مردم فراهم شود اما این که اسمش را قرض الحسنه (به تعبیر قرآن کریم : القرض الحسن) بگذاریم روا نیست. 

 ممکن است کسی بگوید که نباید افراد را وابسته و بدعادت کرد و گدا بارآورد! که سخنی بجاست، اما کسانی که به هر دلیل و در هر جامعه ای توان بازپرداخت چنین وام هایی را ندارند و برای همیشه محتاج مساعدت مالی هستند باید چه کار کنند؟ 

شاید استفاده از تعبیر "بانک اسلامی" برای صندوق های قرض الحسنه تناسب بیشتری داشته باشد تا این اسم رایج فعلی که باعث می شود افراد با سپردن بخشی از سرمایه مالی خود به گردش وام دهی به نیازمندان احساس رضایت خاطر می کنند و خیالشان راحت می شود که وظیفه خود را انجام داده اند! 

باید بدون تعارف به چنین کسانی گفت که "خیر ، وقتی شما مطمئن هستی که پولت را پس می گیری به خدا قرض نداده ای بلکه به فلان آقا و بهمان خانم قرض داده ای! اگر می خواهی با خدا معامله کنی باید گره از کار محتاجی باز کنی و از خیر پولت بگذری و منتظر وعده خدا در آخرت باشی"!