فیلم جدید نرگس آبیار در حد و اندازه های شیار ۱۴۳ نیست و حتی از لحاظ گفتمان انقلاب نیز در قهقرا به سر می برد.

به گزارش ثامن پرس ، فیلم نفس با پیش تولید مناسب و تیم قوی به مرحله فیلمبرداری رسید و پس از‌ آن نیز مراحل پس تولید خود را طی کرد. فیلمی که تندیس جشنواره برای بهترین بازیگر زن، سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل زن و سیمرغ زرین بهترین فیلم از نگاه ملی را کسب کرده بود مقتدرانه پای در اکران عمومی گذاشت اما ناگهان همه چیز تغییر کرد.

تبلیغات کم، همزمانی با فیلم زرد "سلام بمبئی" و تقارن با برف و سردی هوا در استان های کشور باعث شد همه عوامل به دست و پا بیفتند تا هر جور که شده این فیلم را از ورطه ای که گرفتارش شده است نجات دهند.

اما فارغ از مسائل فرمی و فرآیندی آنچه در کار قبلی آبیار نیز دارای اهمیت بالا و والاتر بوده است همانا مضمون و گفتمان اثر بود. اما با نگاهی به فیلم نفس باید اذعان کرد با وجود بازی های قوی در این فیلم به هیچ عنوان نمی توان رد پای گفتمانی و ارزشی در فیلم نفس دید. 

آنچه در فیلم بسیار به چشم می آید تمایل به پذیرش در جشنواره های خارجی بر اساس ملاکهای زیر است:

۱. جنبش های ضد کودک آزاری

۲. جنبش های فمینیستی و زن سالار

۳. جنبش های ضدجنگ 

۴. سیاهنمایی فرهنگ و اجتماع ایرانی

بر این اساس با فیلمی مواجه هستیم که سرتاسر آن با کتک زدن و آزار دختر کلاس دومی جلو می رود. حتی شانس نیز با این دختر همراه نیست و به یک بیماری نادر پوستی روبرو می شود که هر چه بیشتر اوضاع سیاه او را تیره تر می کند. اگر سازمان سینمایی اکران جهانی "کتاب قانون" را به خاطر سیاهنمایی جامعه ایران لغو کرد و فقط به این فیلم مجوز اکران داخلی داد "نفس" هم همین گونه است و گرچه می تواند برای مخاطب داخل ایران نوستالژیک و حتی طنز باشد اما برای مخاطب جهانی نمونه "حیوان صفتی" و پذیرش تعاملات سادیسمی در جامعه ایران است.

شخصیت و حتی گریم پناهی ها مانند "پرستار مک فی" با همان تز "دافعه ابتدایی" نتوانست در ادامه به "جاذبه و تعمیق رابطه عاطفی" برسد بلکه یک شکنجه گر بی احساس از ننه بابا _ نامادری دخترک_ آفرید...

در انتهای فیلم نیز دخترک با موشک هواپیمای عراقی شهید نمی شود بلکه از شکنجه و تبعیض و "دختر بودن" رها و آزاد می شود.

حال باید پرسید که نرگس آبیار که با تبلیغات و موج سازی گفتمان انقلاب و ارزشی به این جایگاه رسید عملا نگاه جدید خود را معطوف به چه فضای کرده است؟ آیا او به توسعه مخاطبانش می اندیشد و سعی دارد مخاطب روشنفکر و خاکستری را بر مخاطبان فعلی آثارش اضافه کند یا اینکه از هویت امروز خود به عنوان "فیلمساز انقلابی" ناراضی است؟ آیا او از ابتدا با هویت و نگاه ارزشی فیلم می ساخت یا اینکه باید شیار ۱۴۳ درجه را یک استثنا و ادای دین مقطعی به حساب آورد؟ فیلم نفس عملا حرکت قهقرایی در مسیر هویت یابی انقلابی و ارزشی نرگس آبیار بود و صحبت های او در برنامه هفت و نام آوردن از زنجیره افرادی همچون بنی اعتماد، درمیشیان و چهره سیاسی فتنه گر نشان داد او به دنبال هویت یابی جدیدی است که سلیقه و علاقه خود او است.

با دوستان خود به اشتراک بگذارید: