کدخبر: ۲۹۰۴

منظور از وحدت ««احساس مسئولیت و محبت متقابل بین مسلمانان و لزوم حساسیتشان نسبت به سرنوشت و هدایت یکدیگر»» است.

در عصر حاضر وحدت جهان اسلام در همه فرق و مذاهب امری مسلم و ضروری شمرده می شود و هرساله به بهانه های مختلف برنامه ها و مراسماتی در جهت تحکیم وحدت مسلمانان برگزار می گردد. خوشبختامه علما و اندیشمندان شیعه و سنی خود را پایبند به آن می دانند و در جهت تقویت آن تلاش می کنند. اما زمانی که نوبت به تبیین نظری مفهوم و ضرورت وحدت فرا می رسد عموما با این بیان از آن دفاع می کنند که چون مسلمانان دشمن مشترک دارند دیگر جایی برای طرح اختلافات نیست. جبهه کفر و استکبار با کل اسلام و مسلمانان سر ستیز دارد و نابودی اصل اسلام را هدف قرار داده است. پس باید اختلافات را کنار گذاشته و با وحدت کلمه علیه دشمن متحد شویم. این بدان معناست که در ظاهر نسبت به هم ابراز برادری و محبت کنیم و در یک جبهه بجنگیم ولی اختلافات را در باطن نگه داشته و کینه ها را در خفا حفظ کنیم.

هرچند که این بیان در جای خود صحیح است اما به دلایل مختلف این تبیین از وحدت در عمل نتوانسته به وحدت حقیقی منجر شود. از جمله مهمترین آن ها این است که ضرورت وحدت را در حد یک کار ابزاری و مقطعی پایین آورده و نمی تواند در عمل تهییج کننده اراده ها برای حفظ وحدت باشد چراکه برای طرفین مسئولیتی نسبت به یکدیگر تعریف نکرده است. مثلا با این نگاه عده ای دعوت به مجالس تبری مخفیانه می کنند. فارغ از این که این جلسات تا چه حد مخفیانه هستند، صرف وجود چنین جلساتی، هدف از محبت ظاهری که ایجاد همدلی و وحدت بود را از بین برده و طرفین را متهم به فریبکاری می کند.

در ادامه سعی داریم طی بندهایی ضمن نقد تبیین فعلی، به تعریف عمیق تری از وحدت برسیم. تعریفی که به وحدت نه بعنوان یک ابزار بلکه از مسلمات اسلام و اهداف جامعه اسلامی می نگرد و پایبندی به آن ما را در عمل به وحدت حقیقی می رساند:

  1. برای اینکه دشمن مشترکمان تضعیف شود، هدف در حفظ برادری ظاهری این است که سایر مسلمانان «واقعا» احساس کنند ما با آن ها برادر و متحد هستیم. طبیعتاً برای ایجاد حس واقعی وحدت و برادری، این کار باید طوری انجام شود که سایرین متوجه نشوند درحال ظاهرسازی هستیم!
  2. حال اگر در جامعه دم از وحدت بزنیم و همه را دعوت کنیم که در ظاهر ابراز محبت و برادری کنید اما مجاز بدانیم که در دل و باطن اختلافات و کینه ها نگه داشته شوند، بدان معناست که همه می دانیم در حال ظاهرسازی و فیلم بازی کردن هستیم لذا این امر تاثیری بر تعمیق محبت و برادری مان نخواهد داشت. ولو اینکه دیگران ندانند داخل مجامع خصوصی چه حرف هایی زده می شود، اما اجمالا این ذهنیت را پیدا می کنند که حس برادری و محبت سایر مذاهب اسلامی واقعی نبوده و فقط در ظاهر ابراز برادری می کنند.
  3. این ذهنیت، تاکتیک ظاهرسازی و محبت ظاهری ما را لو می دهد و «هدف از آن که احساس واقعی برادری و وحدت بود را از بین می برد» و طرفین را متهم به فریبکاری می کند. در نتیجه در عمل نه تنها وحدت و احساس واقعی برادری ایجاد نمی شود، بلکه دل ها را بیش از پیش از هم دور می سازد.
  4. باتوجه به موارد فوق و بررسی صحبت های رهبر انقلاب درباره وحدت – که بخش هایی از آن در انتهای این نوشتار آمده است - به نظر می رسد، بحث وحدت جهان اسلام یک تاکتیک و ارزش ابزاری و امر موقتی برای شرایط فعلی نیست. در واقع بحث وحدت تنها به علت وجود دشمن مشترک خارجی مطرح و برجسته نشده است. بلکه مبنایی تر بوده و یکی از اهداف جامعه اسلامی است. حال با ذکر دو مقدمه تلاش می کنیم این هدف را تبیین کنیم.
  5. مقدمه اول اینکه هدف انبیاء و اولیای الهی، هدایتگری و رشد انسان هاست. همه تلاش و زحمات و سختی های این بزرگواران برای هدایت مردم و خارج کردن آن ها از جهالت بوده است. قرآن کریم بعد از آنکه پیامبر (ص) را رحمت للعالمین (1) و فرستاده خدا به سوی همه مردم (2) معرفی می کند، هدف از رسالت او را تزکیه و تعلیم کتاب و حکمت می داند (3). مقدمه دوم آنکه باید توجه کنیم که نمی شود در دل و باطن انسان محبت و علاقه ای نسبت به کسی نباشد و او را دوست نداشته باشد، اما برای هدایتش تلاش کند. قرآن کریم درباره پیامبر اسلام (ص) می فرماید: «عزیز علیه ما عنتم بالمومنین رئوف رحیم» (4) (سختی و ضرر شما بر او دشوار است و او نسبت به همه اهل ایمان رئوف و مهربان است) لذا نزدیک است که خودش را برای هدایت شما هلاک کند (5).
  6. بر این اساس منظور از وحدت ««احساس مسئولیت و محبت متقابل بین مسلمانان و لزوم حساسیتشان نسبت به سرنوشت و هدایت یکدیگر»» است. یعنی خود را اعضای یک پیکره واحد بدانند و ضمن قبول ضعف ها و ایرادات یکدیگر، با محبت و همدلی برای هدایت هرچه بیشتر و مصالح واقعی یکدیگر تلاش کنند. همه فرق و مذاهب باید با تأسی به رسول خدا (ص) برای هدایت هر چه بیشتر امت و پیدا کردن فهم عمیق تر از اسلام تلاش کنند و نسبت به سرنوشت یکدیگر حساسیت داشته باشند. این چیزی است که از امت اسلامی یک پیکره واحد می سازد که «چو عضوی به درد آورد روزگار/دگر عضو ها را نماند قرار». (6)
  7. کسانی که می خواهند از مسئولیت های مسلمانی شانه خالی کنند، به تکفیر سایر فرق و لعن آن ها روی می آوند. درحالی که لعن و تبری باید نثار دشمنان این پیکره واحد شود. در واقع لزوم اعلان و آشکار کردن برائت و لعن نسبت به دشمنان اسلام و اهل بیت (ع)، همان «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر انگلیس» و «مرگ بر اسرائیل» است.
  8. در جهان امروز بزرگترین مانع در جهت تحقق اهداف انبیاء، رسول گرامی اسلام (ص) و اهل بیت بزرگوار ایشان (ع) که همانا هدایت بشر و اداره جامعه بشری بر مبنای دین الهی است، جریان استکباری غرب و آمریکاست. پس امروز تبری و لعن علنی همه مسلمانان باید نثار آمریکا بشود. حضرت امام (ره) به حق می فرمود: «هرچه فریاد دارید بر سر آمریکا بکشید» چرا که مانع بزرگ عصر حاضر برای هدایت و صلاح بشریت آمریکاست.
  9. خلاصه کلام این است که رسول اکرم (ص) و ائمه اطهار (ع) از همه مسلمانان خواسته اند پیکره ای واحد بسازند و با مسئولیت پذیری نسبت به یکدیگر و داشتن محبت و حساسیت نسبت به سرنوشت و هدایت هم و در سایه حکومتی واحد برای هدایت و رشد یکدیگر تلاش کنند و دشمنان این پیکره را دفع و از آن ها اعلان برائت کنند و بر آنها لعن بفرستند.

در پایان توجه شما را به بخش هایی از بیانات رهبر انقلاب درباره وحدت جهان اسلام جلب می کنم:

  • شعار وحدت مسلمین، که شعار درست و ضروری‌یی هم است و من از قدیم این اعتقاد و تفکر را داشتم و دارم و آن را یک مسأله‌ی استراتژیک می‌دانم - یک مسأله‌ی تاکتیکی و مصلحتی هم نیست که حالا بگوییم مصلحت ما ایجاب می‌کند که با مسلمین غیر شیعه ارتباطات داشته باشیم . . . (8).
  • اتحاد مسلمین به دو معنای دیگر است که هر دوی آن باید تأمین بشود: اول این که فِرَق گوناگون اسلامی (فِرَق سنی و فِرَق شیعه) - که هر کدام فِرَق مختلف کلامی و فقهی دارند - حقیقتاً در مقابله با دشمنان اسلام، همدلی و همدستی و همکاری و همفکری کنند. دوم این که فِرَق گوناگون مسلمین سعی کنند خودشان را به یکدیگر نزدیک کنند و تفاهم ایجاد نمایند و مذاهب فقهی را باهم مقایسه و منطبق کنند. بسیاری از فتاوای فقها و علما هست که اگر مورد بحث فقهیِ عالمانه قرار بگیرد، ممکن است با مختصر تغییری، فتاوای دو مذهب به هم نزدیک شود (9).
  • مسأله غدیر هم می‌تواند مایه وحدت باشد؛ . . . خودِ مسأله غدیر، غیر از جنبه‌ای که شیعه آن را به عنوان اعتقاد قبول کرده است . . . اصل مسأله ولایت هم مطرح شده است. این دیگر شیعه و سنّی ندارد. اگر امروز مسلمانان جهان و ملت های کشورهای اسلامی، شعار ولایت اسلامی سر دهند، بسیاری از راه های نرفته و گره‌های ناگشوده امت اسلامی باز خواهد شد و مشکلات کشورهای اسلامی به حل نزدیک خواهد گشت (10).
  • امروز وحدت دنیای اسلام، یک هدف اعلاست که اگر این وحدت حاصل شد، آن وقت دنیای اسلام حقیقتاً می‌تواند به عزت کامل و عمل به احکام اسلامی دست پیدا کند (11).

 

پاورقی:

(1) انبیاء/107

(2) نساء/79

(3) جمعه/2 و آل عمران/164

(4) توبه/128

(5) کهف/6

(6) برا مطالعه بیشتر ر.ک: شهید مطهری ؛ ولاء ها و ولایت ها ؛ انتشارات صدرا و بیانات مقام معظم رهبری ؛ انسان 250 ساله ؛ انتشارات صهبا

(7) بیانات‌ در دیدار اساتید و دانشجویان دانشگاه امام صادق (ع) – 29/10/1384

(8) بیانات در دیدار اعضای ستاد برگزاری کنفرانس جهانی اهل‌بیت (ع) – 26/01/1369

(9) بیانات در دیدار میهمانان شرکت‌کننده در کنفرانس وحدت اسلامی – 24/07/1368

(10) بیانات در اجتماع بزرگ زائران و مجاوران حضرت رضا(ع) – 06/01/1379

(11) بیانات در دیدار شرکت‌کنندگان در هم‌اندیشی علمای اهل تسنن و تشیع – 25/10/1385