عصبانیت وزیر بهداشت در یک برنامه تلویزیونی باعث حیرتم شد. البته اعتراف می‌کنم که صحنه مربوطه را در تلویزیون ندیدم. یک تکه فیلم در فضای مجازی دست به دست می‌شد و من هم دریافت کردم و دیدم. نمی‌دانم باید اسم این رفتار را، آن هم پس از تبلیغ رفتارهای مردم‌مدارانه وزیر محترم، چه گذاشت.

عصبانیت وزیر بهداشت در یک برنامه تلویزیونی باعث حیرتم شد. البته اعتراف می‌کنم که صحنه مربوطه را در تلویزیون ندیدم. یک تکه فیلم در فضای مجازی دست به دست می‌شد و من هم دریافت کردم و دیدم. نمی‌دانم باید اسم این رفتار را، آن هم پس از تبلیغ رفتارهای مردم‌مدارانه وزیر محترم، چه گذاشت.

گویا چندی پیش برای کلنگ‌زنی یک بیمارستان خیریه دعوت شده بودند، اما در محل متوجه می‌شوند که همسایگان آنجا از این اتفاق ناراضی و به تاسیس بیمارستان یادشده معترض اند. لذا کلنگ نزده برمی‌گردند!

این را رسانه‌ها همان وقت مفصل منتشر کردند، اما حالا انگار همان مردم عوض شده‌اند. مردم تا وقتی خوب اند و ولی‌نعمت و مهم و... رای آن‌ها اهمیت دارد که کار و حرف مارا تایید کنند، اگر غیر این شد، جعلی‌اند!

باری با تمام دلخوری‌ام از آن جملات، قصد این نوشتار پرداختن به ایشان و سیاست‌گذاری وی در وزارتخانه متبوعش نبود. بیشتر سر آن داشتم تا به دیدن این صحنه در فضای مجازی اشاره کنم. این صحنه و بسیاری موارد خبری و غیرخبری مشابه را شنیده‌ام که اطرافیانم از قول فضای مجازی نقل می‌کنند، چرا؟

حقیقت آن است که مخاطبان صدا و سیما به نحو قابل هشداری کاهش یافته‌اند. مردم دیگر بسیار کمتر از گذشته تلویزیون می‌بینند. به‌واقع فضای مجازی وظیفه تقطیع و گزینش و توزیع سلایق را برعهده دارد. هر بخش از هر برنامه‌ای را جماعتی خوششان آمد، از هر شبکه‌ای که دستشان برسد، ضبط می‌کنند و می‌فرستند برای خلق‌ا... و جز آن هیچ کنترلی بر رابطه پیشین بینندگان و شنوندگان سابق با رادیو و تلویزیون وجود ندارد. وقتی چنین وضعی پیش می‌آید، بسیار ممکن است بر اثر تنظیم مقطع و هدف‌دار سخنان کسی، شوک‌های موقتی ایجاد کرد. یا موج‌های موقت اجتماعی به‌وجود آورد سلیقه مردم را تغییر داد اعتقادات آنان را کمرنگ و پررنگ کرد و... در چنین وضعیتی تنها سلاح و به‌واقع گل سلاح سنتی ما برای مقابله با چنین مضراتی، رسانه‌ها و در رأس آن‌ها، رسانه‌های صوتی و تصویری است.

اما اگر مردم اقبالی به آن رسانه نداشته باشند و اصولا اهمیتی به رادیو و تلویزیون و دیگر رسانه‌های سنتی نشان ندهند، آن‌وقت جریان‌سازان فضای مجازی قادرند این کشتی را به هر طرف که بخواهند، ببرند. سوال اصلی اینجاست که چرا رسانه‌ها و به‌ویژه رسانه ملی ناگهان و در سال‌های اخیر به‌ویژه، چنین کم فروغ شده‌اند؟ گفته می‌شود صدا و سیما قریب ۵٠درصد مخاطبان گذشته خود را از دست داده است.

مردم اقبال گذشته را به رسانه خودشان ندارند. چرا؟ آیا مسئولان مربوطه متوجه این موج تاسف‌بار هستند؟ آیا برایش چاره‌اندیشی کرده‌اند؟ آیا فقط افزودن شبکه‌ها کافی است؟ آیا می‌توانند دریابند، چنانچه ارتباط مردم با رسانه‌ها و خاصه رسانه ملی قطع شود چه خطراتی آن‌ها را و این سرزمین را و البته رسانه ملی را! تهدید می‌کند؟

شهر آرا