سالها به غربی ها فحش بدهیم و خودستایی کنیم در حالی که گاه می بینیم آن طرف وضع روابط اجتماعی اینقدر هم بد نیست.

در کمال تأسف همه ما شاهد افزایش سریع آشفتگی های اجتماعی و آزردگی ها و نارضایتی عمومی هستیم و آثار و عوارض این نارضایتی را در رفتارهای روزمره شهروندان می بینیم.وقتی کسی از شرایط خود و محیط پیرامونش راضی و دلخوش نباشد به طور طبیعی دچار یک پریشانی مستمر خواهد شد که روح و روانش را به هم خواهد ریخت و عصبانیت و تندمزاجی را به شکل فزاینده ای در جامعه ترویج خواهد کرد.
بدین ترتیب از راننده تاکسی و اتوبوس تا فروشنده مغازه و از معلم و دانش آموز تا اعضای خانواده که با هم در تعامل و کنش متقابل هستند ، در یک داد و ستد روانی فضای سیاه نارضایتی عمومی و آشفتگی اجتماعی را تقویت می کنند.  
 
آرامش روانی زمینه همه رفتارهای پسندیده انسانی است و مقدمه فراگیرشدن هنجارهای اجتماعی توافقی عمومی بر اساس ارزش های اخلاقی است که از شیوه صحیح رانندگی تا دادن جا به یک شهروند کهنسال در اتوبوس و ... را در بر می گیرد.ما عادت کرده ایم سالها به غربی ها فحش بدهیم و خودستایی کنیم در حالی که گاه می بینیم آن طرف وضع روابط اجتماعی اینقدر هم بد نیست که گمان می کرده ایم و برعکس اوضاع خودمان بعضی جاها خیلی افتضاح تر است ! مثل شرایط خانوادگی و میزان طلاق که شرایط خودمان هم تقریبا دیگر یواش یواش دارد می شود مثل غرب و بلکه بدتر ! یا موضوعاتی مثل وضعیت رانندگی که خیلی اوضاعمان بدتر از دیگران است.
حالا اگر کسی بپرسد چرا چنین شده ایم ؟ طبعا نمی توان برای چنین موضوع پیچیده و ظریفی تنها به یک عامل یا عواملی معدود اشاره کرد ، لیکن تردیدی نیست که یکی از مهمترین اسباب این وضعیت ناخوشایند و نامطلوب عدم اطمینان روانی شهروندان از دسترسی قطعی آنان به حقوق اولیه است. اگر بسیاری از رفتارهای پسندیده اخلاقی را اینجا نمی بینیم شاید از آن روست که برای اکثر ما اطمینان از حصول حق وجود ندارد.
اطمینان از تحقق قطعی عدالت و برخورداری از حقوق شهروندی که نباشد به طور طبیعی افراد احساس می کنند باید خودشان در پی حقوق خود باشند و به هر شکل ممکن سهم خود را بگیرند ، مثل وقتی که در برخی مجالس عمومی مثل عروسی اگر بدانید شام را برایتان کنار گذاشته اند و با احترام تقدیمتان می کنند ، نمی دوید و تنه نمی زنید و هول ندارید !
 
اگر همه مردم احساس کنند که  بدون پارتی بازی و واسطه گری و تخلف های قانونی حق همه به صورت عادلانه تامین خواهد شد و از هر گونه ظلم و اجحاف جلوگیری می شود طبعا آرامش و آسایش روانی بیشتری در رفتارهای اجتماعی روزمره خواهند داشت.