اصطلاح «شبکه اجتماعی» ابتدا از منظر جامعه‌شناختی مطرح شد. شبکه اجتماعی، در تعریف ابتدایی، به گروهی از افراد اطلاق می‌شد که ارتباطات گسترده‌ای با یکدیگر داشتند و حلقه‌ای دوستانه را ایجاد می‌کردند.

اصطلاح «شبکه اجتماعی» ابتدا از منظر جامعه‌شناختی مطرح شد. شبکه اجتماعی، در تعریف ابتدایی، به گروهی از افراد اطلاق می‌شد که ارتباطات گسترده‌ای با یکدیگر داشتند و حلقه‌ای دوستانه را ایجاد می‌کردند.

این منظر رویکرد فناورانه ندارد. مصداق‌های این تعریف در جوامع سنتی به چشم می‌خورد. در فرهنگ کشور خودمان هم نمونه‌های فراوانی هست: جلسات خانوادگی، شب‌نشینی‌ها، سنن دینی و ملی، همگی، نمونه‌های ممتازی از شبکه اجتماعی غیرمجازی هستند.

اما «شبکه اجتماعی مجازی» که فناورانه است تاریخچه‌ای با قدمت کمتر از ٢٠ سال دارد. اولین شبکه اجتماعی، ١٩ سال پیش، با تأکید بر ساخت پروفایل و ایجاد فهرستگانی از دوستان و آشنایان، ایجاد شد.

پس از آن بود که توجه برنامه‌نویسان، مدیران رسانه‌ای و جوانان به این فضای بکر و پرجاذبه جلب شد. خیلی از افراد دنیای آینده را دنیای «ارتباط درون‌شبکه‌ای» می‌دانستند و دنبال جواب‌گویی به تمام نیازهای افراد از این طریق بودند، شبکه‌های اجتماعی رنگارنگی که عمومی نباشند و بسته به نیازهای گوناگون و به شکلی تخصصی ایجاد گردند.

ترویج و شیوع شبکه‌های اجتماعی باعث شد علمای علوم اجتماعی و ارتباطات نیز به این حوزه ورود کنند و بکوشند تعریف و دسته‌بندی‌ای مفهومی از فضای جدید ارائه کنند.

در تعریف ساده‌ای که از شبکه‌های اجتماعی مجازی ارائه شده آمده است: خدمات آنلاینی که به افراد اجازه می‌دهند، در یک نظام مشخص و معین پروفایل (نمایه) شخصی خود را داشته باشند، خود را به دیگران معرفی کنند، اطلاعاتشان را به اشتراک بگذارند و با دیگران ارتباط برقرار کنند از این طریق افراد می‌توانند ارتباطشان با دیگران را حفظ کنند و همچنین ارتباط‌های اجتماعی جدیدی را شکل دهند.

اما این تمام ماجرا نیست. افرادی که قبلا خواننده و مصرف‌کننده محتوا بودند امروزه محتوای دیگران را share می‌کنند و همین مسئله به آن‌ها یک احساس خوب نقش‌آفرینی می‌دهد، در حالی که این احساس در واقع کاذب است. ازطرف دیگر، «خودنمایی» هم بلای جان ما شده است؛ افراد در هر جایی و هر زمانی خود را به تصویر می‌کشند. حتی به این مسئله هم بسنده نمی‌کنند و حاضرند دیگران را نیز تصویر و تحقیر کنند.

یکی از علل اصلی تعلل و تأخیر نیروهای امدادی در حادثه پلاسکو تجمع چندهزار نفر در چهارراه استانبول بود، افراد موبایل به‌دستی که نظریه‌های ارتباطی آنان را «شهروند-خبرنگار» می‌نامند و در گرفتن عکس و فیلم برایشان نقش واسط قائلند. اما شیوع این سندروم دیوانه‌وار تصویرگری باعث شد که افراد خود را مقدم بر همه‌چیز بدانند و حتی پس از ریزش ساختمان پلاسکو، با شایعه‌پراکنی، عملا حاشیه‌های فراوانی بیافرینند.

در این روزها، شاهدیم که اخبار رسانه‌های رسمی، مانند شبکه‌های خبری تلویزیون، توسط شبکه‌های اجتماعی رَنده می‌شود و همه‌چیز در حال حلاجی است. هر کسی هر چیزی را سوژه می‌کند. قدرت شبکه‌های اجتماعی و خُردرسانه‌ها بر رسانه‌های رسمی چیره شده است. تا همین چند سال پیش، کارشناسان ارتباطات ازمردم‌سالاری و عدالتی می‌گفتند که فضای دیجیتال ایجاد کرده است، اما حالا با کژکارکردهای این فناوری روبه‌رو شده‌اند. قوم شیفته عکس و فیلم به هر جایی سرک می‌کشند و مهارشدنی نیستند، افرادی که حتی با جنازه پدر و مادر خود، قبر آن‌ها و مراسم دفنشان هم عکس یادگاری می‌گیرند. حواسمان باشد ما هم زیر آوار شبکه‌های اجتماعی دفن نشویم، چنان‌که پلاسکو زیر آوار دفن شد!

محمد لسانی