اگر کسی سخن از روحانیت منهای اسلام گفت نباید از آن تعجب کرد،که اگر می شود شخصی حافظ قرآن باشد و فرق قرآن ناطق و اسلام مجسم را بشکافد

اگر کسی سخن از روحانیت منهای اسلام گفت نباید از آن تعجب کرد،که اگر می شود شخصی حافظ قرآن باشد و فرق قرآن ناطق و اسلام مجسم را بشکافد، اگر می شود عالمی در کسوت دین و قضاوت باشد و فرمان قتل فرزند رسول خدا صلی الله علیه و آله را صادر کند ، می شود عمامه به سری، عاری از اسلام، حتی عالمانه و عامدانه تیشه به ریشه اسلام و نظام اسلامی بزند.

نقشه دشمن از دیرباز در این دیار مشخص است که اگر بتوانند افراد را بکشند و حذف فیزیکی کنند می کنند،اگر نتوانند دست به ترور شخصیت می زنند!، اگر بتوانند نظامی را ساقط کنند، می کنند اگر نتوانند برای استحاله آن برنامه می ریزند!، در مورد جمهوری اسلامی نیز همین است که امام خامنه ای در این باره می فرمایند:

اینکه در خبرهای خارجی می‌بینید که فلان سیاستمدار آمریکایی گفته است که ما نظام جمهوری اسلامی را تغییر رژیم نمی خواهیم بدهیم [بلکه‌] تغییر رفتار می خواهیم بدهیم -می گویند دیگر؛ شنفته‌اید- تغییر رفتار یعنی همین؛ یعنی تا حالا رفتار نظام جمهوری اسلامی رفتار انقلاب بود، رفتار انقلابی بود، در خدمت انقلاب بود، می خواهیم این را تغییر بدهیم. من به دیپلمات‌های خودمان هم که چند ماه قبل از این، اینجا جمع بودند گفتم که این ها از اسم جمهوری اسلامی خیلی باکی ندارند؛ حتّی از اینکه یک عمامه‌به‌سری در رأس جمهوری اسلامی باشد هم [باکی ندارند]؛ اگرچنانچه جمهوری اسلامی محتوای خود را از دست بدهد، اسلامی بودن را و انقلابی بودن را از دست بدهد، این ها با آن کنار می‌آیند. آنچه با آن دشمنی دارند عبارت است از محتوای جمهوری اسلامی؛ جبهه‌ی دشمن این‌جور است. همه‌ی تلاش آن ها این است که حرکت جمهوری اسلامی را به سمت هدف های الهی و اسلامی، هدف های عزّت‌آفرین و قدرت‌آفرین از بین ببرند؛ دنبال این است که سلطه‌ی خود را بر این کشور دوباره تجدید کند.۹۴/۱۱/۱۹

اما سوال اینجاست که دشمن چگونه می تواند محتوای انقلابی نظام که مبتنی بر اسلام ناب است را از  آن بگیرد؟

 آیا روش آن غیر از سعی بر روی کار آوردن افرادی است که در باطن اعتقادی به این شعار ها ندارند؟

امام خمینی رحمه الله بزرگ مردی بود که با تئوریزه کردن اسلام ناب و اسلام انقلابی این نظام را بنیان نهاد که راز ماندگاری این انقلاب بی شک پایبندی به اصول حیات بخش این تفکر است.

چرا امام خامنه ای نیاز می بینند که اساس این اصول را فریاد بزنند و درباره تحریف امام هشدار بدهند و در سخنانشان بیم دهند که اگر این انحراف از اصول صورت بگیرد ملت سیلی خواهد خورد!؟

اصولی که شنیدن عنوانش کافی است که عمل بعضی مسئولین در جهت خلافش در ذهن ما تداعی شود!،که اولین اصل آن "اثباتِ اسلام ناب محمدّی و نفی اسلام آمریکایی است. امام، اسلام ناب را در مقابل اسلام آمریکایی قرار داد. اسلام آمریکایی چیست؟...اسلامِ بی‌تفاوت در مقابل جنایات صهیونیستی، در مقابل جنایات آمریکا، اسلامِ چشم‌دوخته‌ی به آمریکا و قدرت های بزرگ و به اشاره‌ی آمریکا، این ها همه سر در یک آخور دارند؛ در یک جا این ها همه به هم می رسند؛ از نظر امام این ها همه مردودند. اسلامی که امام معرّفی می کند، در مقابل همه‌ی این ها است."

اصل دیگری که امام خامنه ای در صحبتشان ذکر کردند و می تواند شاخص ما برای شناخت انحراف از اسلام اصیل و شناخت روحانیت منهای اسلام باشد "اتّکال به کمک الهی، اعتماد به صدق وعده‌ی الهی، و نقطه‌ی مقابل، بی‌اعتمادی به قدرتهای مستکبر و زورگوی جهانی است."

ما به روشنی دیدیم که کسانی در سال های اخیر در ادامه سیاست اعتماد و لبخند به قدرت های مستکبر و تعلیق پیشرفت داخلی در دولت اصلاحات؛ به دولتی که امام راحل آن را شیطان بزرگ می خواندند اعتماد کردند و بر سرمایه علمی جوانان با استعداد کشور بتون ریختند و در پایان چیزی جز شرمندگی در پیشگاه ملت و راهی جز ابراز اشتباه نداشتند.

حجت الاسلام حسین ابراهیمی_فعال حوزه و دانشگاه