دخترها یک ویژگی دارند یک ویژگی دوست داشتنی. آن ها دوست دارند بالاتر باشند برتر باشند به چشم بیایند. روی قله کوهی باشند که دیگران در آرزوی آن قله باشند و نتوانند به آن ها برسند.

سرویس فرهنگی ثامن پرس- دخترها یک ویژگی دارند یک ویژگی دوست داشتنی. آن ها دوست دارند بالاتر باشند برتر باشند به چشم بیایند. روی قله کوهی باشند که دیگران در آرزوی آن قله باشند و نتوانند به آن ها برسند. دخترها ناز دارند.

این ویژگی می تواند دو وضعیت به خود بگیرد یا آن ها را اهل تبرج می کند یا اهل کرامت. تبرج یعنی اینکه دختر تلاش کند خودش را زیبا کند که به چشم بیاید تبرج یعنی آن ناز داشتن زنانه در سطح دنیایی و مادی .

در مقابلش کرامت است. صفتی که دختر موسی بن جعفر را به آن می شناسیم؛ کریمه. کرامت این است که خود حقیقی و واقعی شخص و نه خود حیوانی و مادی اش احساس بزرگی نماید. برای درک این تفاوت فرض کنید یک گناه پیش روی شما قرار بگیرد وقتی گناه را انجام می دهید هم احساس لذت می کنید و هم ذلت و سرافکندگی وجدانی. وقتی هم گناه را ترک می کنید لذت نمی برید ولی یک احساس پیروزی عمیقی در وجود خود پیدا می کنید. این احساس پیروزی و سربلندی درونی همان کرامت است.

دختران برای دستیابی به چنین خصلت انسانی آماده ترند و به سرعت بیشتری می توانند به چنین جایگاهی دست پیدا کنند. تبرج اما به ظاهر سروری و سربلندی است در واقع بردگی است. زن تلاش می کند خود را به چشم مردم آورد در حالیکه در خود احساس ذلت می کند او توجه ندارد که دیگران دارند با چشم هایشان از او لذت می برند و در واقع برده لذت های مردان شده است.

خصلت تبرج و کرامت برای هر امتی و برای هر کشوری می تواند رخ دهد. همه جریانات سیاسی دنبال سربلندی کشورشان هستند اما برخی سربلندی را در تبرج می بینند و برخی در کرامت. کسانی که تبرج امت را نشانه می روند سعی می کنند زیبایی هایی از کشور را به چشم کشورهای دیگر بیاورند که در واقع تمایلات آن ها را اقناع کند. پول شما، نفت شما، مغزهای نخبگان شما، حرف شنوی شما، گاهی اصلا سکوت شما، حتی در مقابل سهمگین ترین خطاهای آن ها، همه برای این است که در چشم دنیا عزیز شوید. اما وقتی دنیا به سمت چنین کشوری می آید خیال می کنید که دارید کشور را در دنیا عزیز می کنید غافل از این که این عزت نیست این در درون کشور یک بی هویتی و ذلت درست می کند و در چشم دیگران نیز امت را به چشم یک تابع و مطیع خوب تصویر می کند. اگر کشوری با شما رابطه دارد چون احساس می کند به دردش می خورید و شما برای اینکه به درد کشورها بخورید باید خود را آنطور که آن ها می پسندند زینت کنید. اگر هم کشوری با شما رابطه ندارد چون احساس می کند یک امت دیگر برایش خواستنی ترند دیگری را انتخاب می کند. قراردادهای دیپلماتیک شما، قراردادهای اقتصادی و نفتی شما، موضع گیری هایتان در قبال فلسطین و یمن و سوریه همه از همین قانون تبعیت خواهد کرد. الگوی سیاست متبرج در منطقه امروز مثلا عربستان است و پیش از آن شاه بود الگویی که امروز خیلی از سیاسیون را وسوسه می کند.

اما جریان های سیاسی که تلاش می کنند کشور را در جایگاه کرامت بنشانند این ها به مردم اعتماد به نفس می دهند مردم به دارایی های خودشان توجه می دهند سراغ توان خودشان می روند و به فرهنگ و هویتشان افتخار می کنند. از دل این رویکرد سیاسی است که اقتصاد مقاومتی حقیقتا متولد می شود. تولید دانش متولد می شود. مدل بومی پیشرفت و توسعه متولد می شود. مدل بومی تربیت و تعلیم متولد می شود. این رویکرد باعث می شود یک امت حقیقتا در چشم همه دنیا بزرگ باشد. امام وقتی از دنیا رفت تمام دشمنانش از او به بزرگی یاد کردند او روح امت بود و نشان داد که چطور همه عالم بزرگی او را و سیادت او را لمس کرده اند. به نظرم بیش از هر زمان دیگری کشور ما امروز محتاج حضرت معصومه (س) است.

علی مهدیان