ایام ماه مبارک رمضان بود که یکی از فرهنگ سراهای مشهد بنا داشت ویژه نامه ای با موضوع معرفی تشکل‌های موفق مردمی مناطق اطراف خود منتشر کند. کار از آنجا شروع شده بود که فرهنگسرای مذبور تعداد زیادی تشکل را شناسایی کرده بود و نهایتا بررسی را به حدود 15 تشکل مردمی موفق‌تر محدود کرده بود. عملیات ما از آنجا آغاز می شد که بایستی به تک تک آن تشکل های منتخب سر می زدیم و از ساز و کار فعالیت ها و گستره و توان و تاثیر آنها اطلاعات دقیق‌تری بدست می‌آوردیم و سخنان قبلی دوستان را راستی آزمایی می‎کردیم.

جالب اینجا بود که تقریبا تمام تشکل‌هایی که به آن‌ها سر زدیم در یک مسجد فعالیت می‌کردند. در واقع بررسی تشکل‌ها تقلیل و یا ترفیع پیدا کرد به بررسی مساجد برتر مناطق پنج‌تن و بلوار دوم طبرسی و برخی مناطق در همان حوالی.

طبیعتا هر کسی که در چنین فضایی پا می‌گذارد در وهله اول به دنبال آن است که مطمئن شود فعالیت این مسجد در چه سطحی از موفقیت بوده است و در وهله دوم چه عاملی سبب بوجود آمدن این موفقیت شده است.

اینکه در ان مساجد چه گذشت و چه موفقیت‌هایی را ما مشاهده کردیم خودش مثننوی هفتاد منی خواهد بود. بررسی کامل علل موفقیت ها هم نه از عهده حقیر بر می آید و نه در حوصله نوشتاری در این سطح می گنجد و خود چندین یادداشت دیگر را می طلبد.

اما فی الجمله نکته‌ای وجود داشت که بسیار توجه‌ام را به خود جلب کرد که به نظرم یکی از مهم ترین رموز موفقیت یک مسجد می تواند باشد. بخوانید!

در بسیاری از مساجدی که رفت و آمد داشتیم، مشکل اصلی مسجد عدم توانایی جذب مخاطب در حد مورد رضایت همان مسجد و فعالان آن مسجد بود. اما به طرز جالب توجهی برخی از مساجد نه تنها توانسته بودند این مشکل را حل کنند، بلکه برای رسیدگی به امورات همان تعداد نیروی جذب شده هم نیازمند منابع بیشتری بودند.

روش های جذب نوجوانان و جوانان و در کل جذب مخاطب مختلف بود اما تقیربا بهترین روشی که با آن مواجه شدیم روشی نا نوشته بود به نام پیوند حوزه و دانشگاه. توضیح خواهم داد.

مساله ی مهمی بین شیوخ جامعه ما وجود دارد و آن این‌که اگر به طور مستمر به مسجدی مراجعه می کنند حتما در مسجدی پیش نمازند. به عبارتی بسیار کم اتفاق می افتد که مسجدی را مشاهده کنیم که در آن یک شیخ جهت پیشنمازی مسجد و رسیدگی به امور مردم محل در مسجد حضور داشته باشد و در کنار او یک یا دو یا چند شیخ دیگر نیز در مسجد به طور مستمر حضور داشته باشند و امور تربیتی به خصوص برای نوجوانان بپردازند.

در یکی از مساجدی که بسیار مورد توجه مان قرار گرفت پس از مدتی صحبت مفصل با شیخی که اقلا 32 سال را رد کرده بود متوجه شدم که وی پیش نماز این مسجد نیست. موضوع کمی برایم عجیب بود. بعدتر ادامه داد که بنده مسئول کانون فلان در این مسجد هستم. و بعدتر توضیح داد که چگونه فلان طلبه را جذب مسجد کرده‌ام. و بعدتر از فعالیت‌های مسجد بیشتر گفت و اینکه فقطد در یک جلسه قرآن شبانه هر شب در حدود 120 نوجوان در جلسه حضور پیدا می کنند و قرآن فرامی گیرند.

نکته جالب توجه در آن مسجد این بود که شیخی سی و چند ساله رضایت داده بود که در مسجدی رفت و آمد داشته باشد که پیش نماز آن نیست و درک کرده بود لزوم کار تربیتی در کف جامعه را. حضور همان شیخ هم سبب شده بود که پای چند طلبه جوان دیگر هم به مسجد باز شود. طلبه هم خاصیتش در توانایی ارتباط گیری است و همین خاصیت طلبگی جمع کرده بود عدد بالایی از مخاطبان نوجوان و جوان را در مسجدی که سنگ هایش مشابه تمام مساجدی است که همه ما در آن ها رفت و آ»د داریم. اما ارزش المکان بالمکین...