باز هم یکی از مدیران دولت تدبیر و امید با کلامی حماسه آفرید و بر زخم مردم نگون بخت چشم انتظار گشایش های برجام نمک پاشاند.

به گزارش گروه سیاسی ثامن پرس، نسل مدیرانی که در ابتدای انقلاب اسلامی و در طول جنگ تحمیلی عراق علیه ایران در معنای واقعی خدمتگذار بودند، به نظر می رسد در حال انقراض اند. کسانی که خاکی بودن و خدمت بی شائبه آنها، به خاطرها تبدیل شده و تبلور چنین مدیرانی در حال حاضر، به یک بمب خبری و سوژه چند روزه رسانه ها تبدیل می شود. 

شاید با دور شدن از سال 1357، کمرنگ شدن ارزش ها و شعارهای انقلابی، ورود به عرصه عمل گرایی و مدیران تکنوکرات به جای مدیران خدمت گذار در دولت سازندگی و عدم طلب پاسخگویی مسئولان از سوی مردم، مشاهده مدیران نجومی بگیر و شیشلیک خور دور از تعجب نباشد. البته به دور از هرگونه تعصبی باید قدردان مدیرانی بود که در طول این سال ها گمنام و بدون حاشیه، در مسیر آبادانی ایران، قدم برداشته اند و همچنان بر می دارند! اما در این میان برخی از مسئولان و مدیرانی پیدا می شوند که با شعارهای کر کننده خدمت به مردم ایران پا به میدان می گذارند ولی دریغ از یک گام مثبت در جهت حل مشکلات کشور. به نظر می رسد شعار و وعده دادن به امری مرسوم برای این دست از مدیران تبدیل شده تا پس از این دغلبازی، پشتوانه مالی خود و هفت نسل پس از خود را بیمه کنند!

هنوز مردم فراموش نکرده اند، تیم تبلیغاتی حسن روحانی، رئیس جمهور کنونی ایران، از ورود دولت راستگویان به عرصه خدمتگذاری  گفتند و وعده شفاف سازی عملکردها را نوید دادند. با شروع کار دولت یازدهم، آه و ناله ها بلند شد که دولت قبل، ویرانه ای تحویل داده اند که گودبرداری از آن چندسالی طول خواهد کشید، درست در همان ماه های اول، وعده 100 روزه سروسامان دادن به اقتصاد مملکت را به فراموشی سپردند. سخنگویان دولت،وزرا و معاونین، از فساد گسترده ای در دولت نهم و دهم و نه دولت های ماقبل، پرده برداشتند و آن را نشانه ای از وجود سیستم ناکارآمد و نالایق دانستند، اما هنوز سه سال از کار دولت جدید نگذشته بود که دم خروس فیش های حقوقی چندده و حتی چندصد میلیونی مدیران دولت یازدهم بیرون زد و این قصه همچنان با نبوغ مدیران و گماردگان تدبیر و امید ادامه دارد. 

در این میان یکی از فرماندارن دولت یازدهم برای شفاف سازی و نشان دادن اوج صداقت خود، با کوبیدن مسئولان شیشلیک خور قبل که در خفا آن را نوش جان می کردند و در عیان از نان و پنیر می گفتند، اظهار کرده است: "من اهل شیشلیگ و کباب هستم و شفاف هم می گویم که با نان و پنیر نمی توانم کار کنم, از ماشین خوب سوار شدن هم ترسی ندارم"

هرچند برخی از رسانه ها و مسئولان ورامین سعی کردند اظهارات غلامرضا یوسفی، فرماندار جدید ورامین و قرچک، را با تکذیب و اصلاحاتی، ترمیم جهت تنویر افکار عمومی کنند اما واقعیت آن است که مدیریت و مسئولیت دولتی، به شکاری چرب و نرم برای بسیاری تبدیل شده که با شکار آن می توانند، لقمه های چربی برای خود بگیرند. فرماندار ورامین، قصد خود را برای بیان چنین مطلبی، شفافیت سازی عنوان کرده و ابایی هم از آن نداشته، ولی خود نیک می داند که زمانیکه به گفته سیاری، معاون وزیر بهداشت، 30 درصد از مردم ایران گرسنه هستند، شیشلیک خوری یک مسئول و بیان وقیحانه آن نمکی بر زخم مردمی است که نه خدمتی از آن مدیر شیشلیک خور می بینند و نه صداقتی در عمل. معاون بهداشت وزیر بهداشت در جلسه ستاد ساماندهی امور جوانان عنوان داشته است:" باید شرایط زندگی روزانه مردم را بهبود ببخشیم، زیرا طی چند دهه اخیر شرایط زندگی مردم بر اساس شاخص های مختلف سخت تر شده است. بهره مندی ناعادلانه از قدرت، ثروت، منابع و خدمات، از ریشه های بروز آسیب های اجتماعی است که باید با آن مقابله شود. در حال حاضر ۳۰ درصد مردم کشور گرسنه اند و نان خوردن ندارند که این آمار را وزارت رفاه هم تائید می کند."

بسیاری از کسانی که لزوم وجود مدیران تکنوکرات  و عملگرا را بدون توجه به گرایش ها برای ساخت و آبادانی کشور فریاد می زنند و انتقاد از چنین نگرشی را جزء ادبیات مربوط به چپ، مارکسیسم و کمونیست ها می دانند، به خوبی آگاهند که تفکر متمایل بر تکنوکراسی، در طول 16 سال بعلاوه سه سال اخیر بر کشور حاکم بوده است. در دوران سازندگی و اصلاحات، مدیران تکنوکرات بر بسیاری از امور سوار بودند و در سه سال از دولت یازدهم نیز عملگرایی، حرف نخست شان است، حال در نزدیک به 20 سال آیا در عرصه های مختلف کشور از جمله در اقتصاد معجزه ای از تکنوکرات ها روی داده است؟ بیست سال زمان کمی نیست و بسیاری از کشورهای توسعه یافته یا در حال ورود به باشگاه کشورهای توسعه یافته در جنوب شرق آسیا و آمریکای لاتین، در این مدت زمان توانسته اند به غول های اقتصادی در حال ظهور تبدیل شوند. 

بنابراین واضح است که مشکلات اقتصادی با تفکرات پوسیده موجود، چنان عمیق است که مشکل با بیان شیشلیک خوری مدیران یا شعار نان و پنیر خوری برخی دیگر، حل نمی شود و نیاز به مدیرانی با تفکرات جهادی و کارآمد بیش از پیش احساس می شود. دولت یازدهم بار دیگر با به کار بردن رویکردهایی که در گذشته به کار گرفته شده و پاسخی دریافت نشده، نشان داد که انگیزه ای برای نوآوری و جسارت در اقداماتش ندارد. بیشتر مدیران و مسئولان دولت کنونی از کسانی هستند که در دولت اصلاحات یا سازندگی مسئولیت داشتند و تفکرات آنها حاکم بر اقدامات اقتصادی دولت است. خام فروشی و توزیع ناعادلانه رانت ها، نهایت هنر چنین مدیرانی است که خود را ذخایر نظام جمهوری اسلامی نیز می دانند!

به هر روی از کوزه همان برون ترآود که در اوست. قحط الرجال در ایران کار را به جایی رسانده تا مدیران دولت یازدهم برای تصدی بر پستی، خواهان شرایط ویژه ای باشند و به کمتر از شیشلیک و اتومبیل های فرست کلاس رضایت ندهند! حال باید پرسید پیش از آنکه نظام جمهوری اسلامی شرایطی را برای ورود چنین مدیرانی به عرصه امور دولتی فراهم آورد، مشغول چه کاری بودند و چه خدمات ارزنده ای را به ایران و جهان عرضه داشته اند! بدون هیچ شکی، ضرباتی را که چنین تفکر مدیریتی بر ارزش ها و آرمان های انقلابی و احساسات پاک مردم دل بسته به نظام جمهوری اسلامی وارد می کنند، کمتر از کینه ورزی ها و خصومت های دشمنان قسم خورده ایران نیست.