به نظر می رسد منتقدانی همیشگی در جایگاه اپوزیسیون خود نشسته اند و منتظر عملکردی از سوی سازمان هستند تا بدون اشاره به مفید یا غیر مفید بودن آن مهم و یا بدون در نظر گرفتن مصلحت ها نظر بدهند و همه چیز را به ورطه ی نقد بکشانند.

به گزارش ثامن پرس، حسین نوری: جوان های خام و بی تجربه، آزمون و خطا در پست های مدیریتی و ... تیترهایی از این قبیل؛ همیشه انتصاب جوان ها را در پست های مدیریتی زیر سئوال برده اند و آن سازمان، فرد یا افراد را مورد هجمه قرار دادند که چرا جوانی را در پست مسئولیتی کلان به کار گرفته اند در صورتی که می توانستند از خرد افراد دنیا دیده تر استفاده نمایند.
 
انتقاد از انتصاب مجید آخوندی به معاونت سیاسی سازمان صدا وسیما که پیش از آن هم عهده دار مسئولیت معاونت سیاسی سازمان صدا وسیما بوده است؛ سیبل منتقدان همیشگی این سازمان شده است و همه بیش از هر نقد دیگری به بازنشسته بودن ایشان معترض هستند. هر چند که اگر فردی جوان هم به این سمت گماشته می شد باز هم مورد انتقاد واقع می شد که چرا برای چنین پست خطیری که لازمه اش سعه صدر و مصلحت اندیشی است چنین فردی را انتخاب کرده اید.
 
متاسفانه این نوع از انتقادها سبب شده تا در نگاه مردم نیز به هنگام شنیدن خبر منصوب شدن یک مدیر به جوان یا پیر بودن او صرفا توجه شود، و بدون مطالعه رزومه کاری آن فرد و بدون آگاهی از میزان فهم و اشراف او نسبت به آن مجموعه و چگونگی مدیریت او و به طور خلاصه بدون شناخت از میزان صلاحیت او برای تصدی آن مسئولیت، به آن شخص تهمت هایی زده شود و یا تخریب شخصیتی شود.
 
این انتقادها بهانه خوبی است تا در مورد جوان گرایی یا عدم جوان گرایی در انتصاب مدیران صحبت کنیم، از لوازم مدیریت و تصمیم گیری های کلان، خرد و مصلحت اندیشی است و از طرفی همانطور که تجربه ی سال های پس از انقلاب نشان داده است، هر جا و در هر پست مسئولیتی ای که جوان ها در اختیار داشته اند، کیفیت و کمیت انجام کارها دوچندان بوده است. یکی از نمونه های بارز مدیریت جوان ها دوران درخشان دفاع مقدس است که جوان هایی با سن 20 تا 30 سال عهده دار خطیر ترین مسئولیت ها بوده اند، من جمله فرماندهی لشکر هایی که در خطوط مقدم جبهه در حال جنگیدن بوده اند. اما در همان دوران نیز شاهد بهره بردن جوانان از خرد افراد کارکشته و کار آزموده بوده ایم.
 
تجربه دفاع مقدس و سال های پس از آن به ما این نوید را می دهد که در هر قسمتی از این نظام که خواستار پیشرفت دو چندان و بهینه سازی ساختار هستیم می توانیم به جوان های نخبه، ایده پرداز و دارای بینش صحیح اعتماد کنیم.
 
در اشعار و متون ادبای ایرانی همیشه دوران جوانی و شور و نشاط و توانایی آن دوران مورد تمجید و توصیف بوده است و همه بر به کار گرفتن این نیرو و بهره برداری از آن تا قبل از دوران پیری اشاره می کنند. و در عوض جوان ها را در انجام کارها به استفاده از مشورت و خرد و مصلحت اندیشی پیرتر ها توصیه کرده اند. در بین ادبا مشهور بوده است که برای موقعیت هایی که نیاز به رایزنی بوده، هیچ وقت جوان را برای صحبت نفرستید و یا لااقل همراه با یک پیر دانا او را به کارزار مذاکره بفرستید.
 
به نظر می رسد منتقدانی همیشگی در جایگاه اپوزیسیون خود نشسته اند و منتظر عملکردی از سوی سازمان هستند تا بدون اشاره به مفید یا غیر مفید بودن آن مهم و یا بدون در نظر گرفتن مصلحت ها نظر بدهند و همه چیز را به ورطه ی نقد بکشانند.
 
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) در واپسین روزهای عمر خود دست به اقدام مهمی زدند و اُسامه بن زید که در آغاز سنین جوانی بود، به فرماندهی لشکری برای حرکت به سوی شام و مقابله با رومیان منصوب کرد که برخی از بزرگان صحابه همچون ابوبکر و عمر بن خطاب تحت فرمان وی بودند.  پدر اسامه، زید بن حارثه، آزاد شده ی رسول خدا (ص) و از نخستین مسلمانان بود و به همین سبب زید و فرزندش اسامه را از موالی پیامبر(ص) می‌خوانده‌ اند. یکی از دلایلی که در تحلیل چرایی این انتصاب ذکر شده آنست که رسول اکرم (ص)  می خواست به مردم بفهماند، مقام و موقعیت های اجتماعی، جز لیاقت و کاردانی چیز دیگری نمی خواهد و هیچ گاه در گرو سن و سال نیست.
 
هر چند که آن زمان هم مردم و خواص حکومت از تبعیت از اسامه سر باز زدند اما نکته ای که قابل تامل است آنست که پیامبر جوانی بیست ساله را عهده دار لشکر اسلام می کنند و بزرگان صحابه را در ذیل مدیریت او قرار می دهند تا از مشورت های آن ها بهره ببرد و همچنین این نکته قابل تامل است که موقعیتی که پیامبر اکرم(ص) برای آن اسامه را انتخاب می کنند، فرماندهی لشکر برای جنگ است، که شور و بی باکی جوانی مؤثرترین عامل در عملکرد خوب و بموقع او خواهد بود.
 
رهبر انقلاب هم در کلامی می فرمایند: « هرجا جوان هاى ما خواستند و همت گماشتند، به هدف رسیدند و رسیدیم». علاوه بر این که در این فرموده رهبری؛ بودن جوان ها در صحنه، سبب رسیدن به اهداف بوده است و این بدان معنی است که جوان در صحنه و عهده دار مسئولیت باشد و از خرد مدیران با سابقه تر بهره ببرد، بیان گر آن است که این جوان ها هستند که می باید اراده کنند تا موتور جامعه به حرکت در بیاید.
 
نکته دیگری که در کلام رهبری نهفته است آنست که زمانی فرد می تواند خود و جامعه را به سمت اهداف نیل دهد که خودش در نوک پیکان حرکتی جامعه باشد و این به مفهوم عقبه مدیریتی با در نظر گرفتن همه جوانب و بهره بری از نیروی جوان برای پیشبرد اهداف خواهد بود. تجربه ای که حتی در کلام شخص اول این نظام به عنوان تجربه ای بسیار موفق از آن یاد می شود.
 
مدیرانی که سال ها در پست های مختلف خدمت کرده اند، امروزه بیشتر از جوانان مصلحت اندیش هستند و سعی بر آن دارند تا در حرکت سیستم همه جوانب و همه ارتباطات با دیگر مجموعه ها را درنظر بگیرند.
 
معاونت سیاسی سازمان صدا وسیما جایی است که نه تنها نیاز به تجربه دارد بلکه علاوه بر آن به شناخت شاکله اصلی سازمان، ارتباطش با سایر دستگاه ها، شناخت مشکلات و راهکارها و چگونگی بهره مندی از ظرفیت های خود سازمان و دیگر ارگان ها را دارد. که این مهم تنها با شور و انگیزه جوانی تحقق نخواهد یافت.