چه لزومی دارد به تعداد کمی کتاب های درسی اضافه شود که هم هزینه بر و نیاز به صرف سرمایه هنگفت مالی برای تهیه و چاپ کتاب است و هم با تقسیم بندی جدید درسی، واحدهای اضافی بر دروس دانش آموزان افزوده می شود تازه آن هم معلوم نیست چقدر بازدهی و نتیجه داشته باشد.

به گزارش ثامن پرس؛ معصومه طاهری: بی شک یکی از سازمان های بزرگ و مهم در همه  جوامع،  آموزش و پرورش است؛ سازمانی که با رشد و توسعه اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی پیوندی ناگسستنی دارد. به همین خاطر توجه به کیفیت و کمیت آموزشی البته همراه با پرورش در آن  اهمیت مهم می  باشد. چه آن که به اذعان جامعه شناسان و روانشناسان عمده کاستی ها و نواقصی که در میان بزرگسالان وجود دارد، ریشه آن به  زمان  کودکی و نوجوانی به خصوص  نحوه تزریق عناصر فرهنگی  توسط آموزش و پرورش برمی گردد. اما با این  وجود نمی توان و نباید همه  چیز را هم به این حوزه نسبت داد، بلکه برخی امور به نهادهای دیگر و بخش های مدیریتی مربوط می شود نه  آموزش های ابتدایی و بنیادین. برهمین اساس برای نهادینه کردن امور مختلف نیاز به مهندسی فرهنگی و برنامه ریزی متقنی است.

چندی پیش در خبری آمده بود بنا به گفته وزیر آموزش و پرورش برای اولین بار در تاریخ آموزش و پرورش چهار درس جدید که مورد نیاز جامعه است وارد نظام تعلیم و تربیت شده است. انسان و محیط زیست ، سواد رسانه ای، کارآفرینی، سلامت تفکر از دروس جدید نظام تعلیم و تربیت است  همچنین درس اقتصاد مقاومتی نیز برای پایه دهم تدوین شده که در سال تحصیلی جدید آموزش داده  می شود و به زعم وزارت  آموزش وپرورش ورود این دروس در سیستم آموزش و پرورش به عنوان اتفاقی مهم تلقی گردید.

البته  توجه و به روز کردن مطالب آموزشی در سیستم آموزش وپرورش کاری ستودنی است زیرا  نظام کهنه با محتوای قدیمی نمی تواند همگام با توسعه اجتماعی و فرهنگی جامعه پیش برود. اما نکته قابل تامل آن است  که چه لزومی دارد به  تعداد  کمی کتاب های درسی اضافه شود که هم هزینه بر و نیاز به صرف سرمایه هنگفت  مالی  برای تهیه و چاپ کتاب است  و هم  با تقسیم بندی جدید درسی، واحدهای اضافی بر دروس  دانش آموزان افزوده می شود تازه آن هم معلوم نیست چقدر بازدهی و نتیجه داشته باشد کاری که صرفا رفع تکلیف آموزشی می شود. در حالی که همه این دروس تازه ، می تواند زیر مجموعه  درس پرورشی باشد  تا دانش آموزان  نه از سر نمره  گرفتن  و گذراندن واحد اجباری درسی، بلکه از سر شوق با  دبیری خبره  دروس را اختیاری دنبال کنند که قطعا ماندگاری بیشتری در ذهن آنها  خواهد داشت.

متاسفانه اغلب مواقع در مدارس، درس پرورشی یک واحد تزیینی و دکوری است، که بعضا  معلمان در این واحد متخصص و کارشناس امر نیستند و توانایی اداره کردن این بخش مهم آموزشی و پرورشی را ندارند؛  درصورتی که می توان  دروس جدید را  به صورت عملی و کارشناسانه برای دانش آموزان  در واحد پرورشی ایجاد  کرد  تا از افزایش کمی  واحد درسی و کتاب که قطعا  هزینه و سرمایه بالایی هم می برد جلوگیری نمود.

 

 

یکی دیگر از کتاب های تازه درسی در سیستم آموزش وپرورش، درس اقتصاد مقاومتی نام دارد. مقوله ای بسیار مهم  که با وجود اهمیت، ارتباط چندانی به دانش آموزان آن هم در مقطع دبیرستانی ندارد .

به دلایل متعددی درس اقتصاد مقاومتی از جمله مواردی است که  نمی توان برای دانش آموزان  درنظر گرفت؛  چراکه هرچند  در این خصوص فرهنگ سازی و آموزش های ابتدایی نیاز است، اما بیشتر از آن که  مناسب  دانش آموزان باشد برای مدیران و مسئولانی مناسب است  که در راس قدرت  قرار دارند و به اعتبارات مالی و قوانین و برنامه ریزی ها دسترسی دارند نه  دانش آموزان. پس آیا بهتر نبود این آموزش ها به صورت  جدی و عملیاتی برای عوامل قدرت نظام  صورت بگیرد تا اجرایی کنند  نه دانش آموزان مدارس که توان مالی دارند و نه قدرت اجرایی!!

این خیلی اهمیت دارد که چه برنامه های درسی و علمی در سیستم آموزش و پرورش ایجاد می شود. با این وجود اغلب در دریافت مفاهیم  دچار خطا می شویم و از اصل به  فرع می رویم آنچنان که هدف اصلی فراموش می شود. معاون پرورشی و فرهنگی وزارت آموزش و پرورش گفته است: «اگر ما در آموزش و پرورش بخواهیم این مسئله مهم را که راه نجات کشور است در آموزش و پرورش پیاده و اجرایی نماییم کارمان گفتمان سازی در حوزه هویت دینی وملی است که اگر بتوانیم این گفتمان سازی را در مدارس و آموزش و پرورش شکل دهیم به اقتصاد مقاومتی رسیده ایم.» در یک دیدگاه مثبت به نظر می رسد هدف از اجرای این طرح فرهنگ سازی از طرق دانش آموزان در خانواده ها باشد چه آن که خانواده های امروزی جامعه ما  که اکثرا نیز تک فرزندی هستند و بسیار تابع  فرزندان خود می باشند. در این دیدگاه،  طرح فوق قابل تامل و شایسته تقدیر است  ولی این به شرط  آن است  که گوینده خود عامل باشد. معلمی که  به دانش آموز درس می دهد خود مهمترین رکن است.

 اما  یک بحث اینجا پیش می آید  آن هم این است که فقط ملاک بحث کتاب درسی اقتصاد مقاومتی نیست کتاب انسان و محیط زیست، سواد رسانه ای، کارآفرینی، سلامت تفکر هم هست؛  در واقع  ما با موجی از کتاب سازی  و درس سازی روبرو هستیم که این نیز خود قابل تامل است؛ چراکه به نظر می رسد بیشتر آموزش و پرورش به محلی برای ارضای نیازهای وزارتخانه و سازمانها تبدیل شده است. موضوعی که خود مشکلات عدیده ای دارد از جمله آن که فشار تحصیلی و کتابها بر دانش آموزان  بالا می رود  موضوعی که علاوه بر استرس این بحث مهم که چرا دانش آموزان سالهای مهم خود را در مدارس و با کتابهایی که بار خاصی در زندگی و آینده شان ندارند سرگرم شده اند. مقوله ای که همین روزها نیز با توجه به افزایش سن ازدواج و ورود به بازار کار سوالات جدی درباره آن وجود دارد .

در کنار خبر فوق زمزمه هایی از ورود  درس و کتاب درسی اختصاصی فضای مجازی هم شنیده می شود؛ البته  با توجه به وضعیت  فعلی این کتاب هم می تواند در بحث فرهنگ سازی در جامعه تاثیر مثبت داشته باشد  اما  این مسئله هم علاوه بر آنچه گفته شد خالی از اشکال نیست چه آن که در این فضا  که در واقع زندگی دوم بسیاری از ماها شده است و طبیعتا دانش آموزان هم درگیر آن هستند  در اغلب موارد نسل جدید نسبت به  معلمان خود  از نظر فنی  اگاهی های بیشتری دارند و همین باعث می شود  تا اگر معلمی بر این  مبحث تسلط کافی نداشته باشد عملا چنین  مبحثی بی اثر و ناکارامد باشد. اگر معلم تمام هم و غم خود را به آموختن تکنولوژی های جدید در این فضا و کار در آن مشغول کند خود نیز می تواند به یک قربانی تبدیل شود  که آن هم جای تامل دارد.

سوال دیگری که در زمینه لزوم ورود چنین کتاب های درسی مطرح می شود ان است که  کتاب های قبلی تا چه حد توانسته اند بر تواناسازی دانش آموزان موثر بیفتند مثلا با  وجود آن که  در طول  سال های تحصیلی دانش آموزان  چندین بار تاریخ  را مطالعه می کنند  اما باز هم  اطلاعات آنها  در زمینه تاریخ  اکثرا  آن گونه  که می  بایست باشند نیست یا با وجود آن که درس معارف و دینی در مدارس تدریس می شود  این درس به تنهایی نتوانسته است  حتی برخی اصول را به دانش آموزان منتقل کند که  آثار آن را در جامعه می بینیم در این بین  همان گونه که گفته شد  معلم یک رکن اساسی است. رکنی که گاه متاسفانه در استخدام های اموزش وپرورش چندان مورد توجه قرار نمی گیرد و همین جاست  که به عنوان گلوگاه ضعف در فرهنگ سازی است و باید به آن بیشتر پرداخت.

 این موضوع درباره معلمان پرورشی می بایست بسیار  جدی باشد  اما اینطور نیست سنجش عملکرد و توانایی تاثیرگذاری یک معلم بر دانش آموزان ملاک هایی است  که می تواند در بهبود همه آنچه مدنظر مسئولان است تاثیر بسزایی داشته باشد  هیچ فردی با حفظ کردن یک سری مطلب به عمق آن پی نمی برد این درحالی است که مهر و محبت و دلسوزی یک معلم  توانمند مفهومی را تا پایان عمر در وجود دانش آموز نهادینه می کند.