با نگاهی به ساختار جامعه ایران می توان گفت در خانواده و جامعه تغییرات بسیار زیادی صورت گرفته؛ بخش بزرگی از آن معلول«تغییرات فرهنگی، تغییرات اقتصادی در سال های اخیر بوده است.

گروه اجتماعی ثامن پرس، رضا صفری: خانواده یکی از  نهادهاى زیربنایى بنیاد هستى و از ساختارهاى اصلى جامعه اسلامى  به شمار می آید که همگام با دیگر نهادها برای تکامل انسان و رسیدن به جامعه مطلوب تلاش می کند.این نهاد به لحاظ کمیت، کوچکترین نهاد و به لحاظ کیفیت بزرگترین نهادی است که انسان ها برای حفظ موجودیت بقای خود و نیز تکامل وجودی خود شکل می دهند.

خانواده در جامعه ایرانی براساس ساختارهای عمدتا سنتی شکل گرفته است که این ساختار ها به عقیده بعضی از  صاحب نظران جامعه شناسی در جریان نوسازی فرهنگی و اجتماعی و سیاسی کشور به دلیل تجدد گرایی تغییرات اساسی یافته است. در این رویکرد، این تغییرات به حدی بوده که برخی از کارشناسان در این موضوع مبالغه کرده و بر این باورند که خانواده ایرانی عملا فروپاشیده است. البته گروهی دیگر این نظریه را رد کرده و معتقدند؛ خانواده در جامعه ایرانی در حال گذار از ساختارهای سنتی به دوران مدرن است نه فروپاشی.

در حقیقت با نگاهی به ساختار جامعه ایران می توان گفت در خانواده و جامعه تغییرات بسیار زیادی صورت گرفته است؛ بخش بزرگی از این تغییرات معلول«تغییرات فرهنگی، تغییرات اقتصادی در سالهای اخیر بوده است. از جمله این تغییرات می توان به افزایش تحصیلات دختران و ورود به عرصه های اجتماعی، بالا رفتن سن ازدواج، افزایش طلاق، شکاف نسلی میان فرزندان و والدین و بنابراین تفاوت در نگرش به نحوه رابطه با جنس مخالف، پرداخت. این تغییر و تحولات به تدریج زمینه های تغییرات از خانواده های سنتی به خانواده مدرن شده که خواه یا ناخواه تغییرات بنیادین نیز در کارکردهای آن ایجاده شده است. البته ناگفته نماند که امروزه بیشترین تغییرات در حوزه های نام برده شده مربوط به خانواده های طبقات مرفه، گروه های  روشنفکری می باشد.

بر اساس آنچه طرح گردید؛ سوال اصلی در این نوشتار این است که خانواده چه کارکردهای دارد؟ سوال دوم اینکه خانواده با توجه به کارکردهای که برای آن تعریف می شود، در جامعه نوین امروزی با چه مشکلاتی دست به گریبان است؟

دربارة کارکرد خانواده مدل های مختلفی ارائه شده است؛ یکی از مدل های کارکرد خانوادة سالم مدل ساختی است. مینوچین خانواده ای را که کارکرد سالم دارد، چنین تعریف می کند« خانواده ای که در آن بین اعضا مکملیت وجود دارد.از ویژگی های این خانواده برون سازی متقابل اعضا با نیازهای یکدیگر، مرزهای روشن و منعطف، قدرت حل تعارض و ایجاد تغییرات متناسب با چرخة حیات خانواده است».[i]در مقابل این دیدگاه، هی لی خانواده کژکارکرد را چنین تعریف می کند؛«خانواده ای که قادر به تأمین نیازهای تکاملی اعضا و مقابله با فشارهایی مثل تغییرات ناشی از مراحل تکاملی خانواده که مستلزم قبول یا ازدست دادن عضو باشد، نیست. مرزهای بین اعضا نامشخص است و لذا حمایت و همکاری رخ نمی دهد. غالباً عامل تعادل خانواده شخصی است که نشانه مرزی بروز می دهد»[ii]

دین مقدس اسلام و آموزه های انبیای الهی و ائمه معصومین(ع) منبع غنی درباره خانواده و کارکردهای آن می باشد. از دیدگاه دین وآموزه های ارزشی،  خانواده سنگ بناى جامعه است که فرد را به جامعه، و نسلها را به یکدیگر مرتبط می سازد و گروههاى اجتماعى گوناگون را به هم پیوند می دهد.

 نهاد خانواده و کارکردهاى آن از دیرباز از سوى ادیان، مکاتب و فرهنگ هاى مختلف، مورد توجه قرار گرفته است. البته ناگفته نماند که گاهاً فرهنگ های مختلف نگاه های متفاوتی نیز به این موضوع دارند که این نوشته تمرکز خود را بر جامعه دینی ایران گذارده است.

کارکردهای خانواده

به طور عادی چند کارکرد برای خانواده تعریف شده است. یکی از اولین کارکردهای خانواده در تمام جوامع انسانی، کارکرد زیستی و یا به عبارتی تولید مثل خانواده است. این کارکرد در تمام جوامع انسانی با فرهنگ ها، آداب سنن و ادیان مختلف مورد توجه قرار گرفته است. اگرچه نوع نگاه فرهنگ ها به این موضوع بر اساس شرایط اجتماعی و فرهنگی و معیشتی متفاوت است. کارکرد دیگر خانواده، تعلیم و تربیت است. تعلیم و تربیت یکی از اصول اساسی دین مبین اسلام و همه ادیان الهی و همچنین همه مکاتب اخلاقی است. اگر نگاهی به تعدد انبیای الهی بیندازیم متوجه خواهیم شد که مسئله تربیت از چه جایگاهی در اسلام و مبانی دینی برخوردار است. از اینرو خانواده به عنوان بستر ساز تحولات صحیح اجتماعی، اقتصادی و سیاسی و...موظف است که به تعلیم و تربیت صحیح فرزندان خود اقدام و ابزارهای لازم را برای رشد صحیح وتعالی فکری و ذهنی آنان را در مسیر قرب الهی فراهم سازد.

کنترل نیازهای جنسی یکی دیگر از کارکردهای خانواده بیان شده است. هیچ نیروی در وجود انسان از سوی خداوند به ودیعه قرار داده نشده است مگر آنکه خداوند برای آن هدف و نیتی داشته است. از اینرو نیازهای جنسی نیز، از جمله نیازهای انسانی است که خداوند در وجود انسان قرار داده است که البته در مسیر صحیح خود باید هدایت شود. جوامع مختلف، فرهنگ های مختلف برای تحت کنترل درآوردن این نیرو راهکارهای مختلفی را ارائه داده اند. در این میان اسلام به عنوان کاملترین و جامعترین دین، تشکیل خانواده و هدایت صحیح این نیرو را در جهت خانواده بهترین و صحیح ترین و سالم ترین راه معرفی می کند.

از دیگر کارکردهای خانواده، تامین کننده سلامت جسمی، روحی و روانی افراد درون خانواده است. افراد خانواده اعم از والدین و فرزندان در مقابل یکدیگر مجموعه ای از مسئولیت ها را بر عهده دارند که با رعایت آنها سلامت جسمی، روحی و روانی اعضای خانواده تامین می شود. هنگامی نیازهای روحی و روانی اعضای خانواده تامین شود، تاثیرات خود را در جامعه نشان خواهد داد.

تفاوت کارکردهای خانواده در جامعه سنتی و جامعه مدرن و مشکلات پیش رو جوامع امروز

اگر آنچه گذشت را به عنوان فاکتورهای اصلی کارکرد خانواده قبول کنیم، مجموعه ای ازتفاوت ها را در تقابل خانواده سنتی با خانواده مدرن مشاهده می کنیم؛

خانواده سنتی

اولین شاخصه خانواده در نظام سنتی ایران، نظام پدرسالاری بود. در این نظام، خانواده از گستردگی خاصی برخوردار بود. منظور از گستردگی زندگی مجموعه از چندین نسل در یک مکان بود که شامل؛ پدر و مادر، والدین پدر و مادر و فرزندان متاهل و مجرد را شامل می شد. در این خانواده، پدر در راس هرم قدرت قرار داشت و مادر در مقام دوم و سپس فرزندان قرار داشتند. تقسیم کار در خانواده سنتی بدین ترتیب بود که پدر به عنوان نان آور خانواده مسئولیت کارهای بیرون از خانواده را بر عهده داشت و مادر کارهای اندورنی را عهده دار بود. با این حال مادر علاوه بر تربیت فرزندان ، در امور بیرونی نیز کمک کار مرد بوده است. بنابراین در چنین خانواده ای، کارکردهای مانند؛ تنظیم روابط جنسی،محافظت و نگهداری از فرزندان، حمایت های عاطفی بسیار پررنگ تر از جوامع مدرن امروزی بوده است.

خانواده مدرن

همانگونه که اشاره کردیم امروزه جامعه ایران و بالطبع آن خانواده های ایرانی در حال گذار از نظام خانواده سنتی و قواعده حاکم بر آن به خانواده مدرن هستند که این موضوع تمامی ابعاد، و زوایای ساختی و کارکردی خانواده ها را  نیز تحت تاثیر خود قرار داده است که از جمله این تغییرات می توان به موارد زیر اشاره کرد؛

1.تغییرات اقتدار از طول به عرض

در نظام سنتی، ساختار اقتدار در خانواده ها به صورت طولی بود، یعنی پدر در راس هرم، سپس مادر و در نهایت فرزندان قرار داشتند. از اینرو تقسیم کار و وظایف نیز بر ساختار تعریف شده انجام می شد. ولی امروزه این اقتدار در عرض بین والدین و فرزندان قرار گرفته است.درحقیقت ساختار خانواده های امروزی انحراف از ساختارهای خانواده معتدل اسلامی است.  این تغییر در ساختار قدرت زمینه های ظهور خانواده های مادر سالار و فرزند سالار، همچنین زمینه بروز و تشدید اختلافات زیادی از قبیل  طلاق را فراهم  می کند. بنابراین  در نتیجه تغییر اقتدار از طول به عرض شاهد؛ رشد خانواده های دموکراتیک؛ کاهش خانواده های پدرسالار؛ آزادی عمل بیشتر زنان و فرزندان؛ عدم پذیرش نظرات والدین توسط فرزندان؛ تزلزل پیوندهای خانوادگی و...هستیم.

2.کاهش نرخ باروری

یکی از شاخص های جامعه مدرن ایران، افزیش حیرت آور رشد شهرنشینی است. بین زندگی شهر نشینی و زندگی روستایی که تا چندین دهه گذشته، اکثریت جامعه ایران را شکل می داد، تفاوت های رفتاری، اجتماعی و فرهنگی عمیقی وجود دارد. یکی از مظاهر این رشد، شعار فرزند کمتر زندگی بهتر در جهت رفاه بیشتر خانواده است. از اینرو در حالی که یکی از کارکردهای اصلی خانواده که در اسلام هم بدان تاکید ویژه شده ؛ موضوع زاد و ولد است که در جامعه شهری امروز ایران شاهد پدیده کاهش نرخ باوری هستیم.کاهش نرخ باروری در ایران طی 30 سال گذشته حیرات انگیز و معادل 70 درصد بوده است و شهرهای تهران و اصفهان  در صدر قرار دارند به گونه ای که نرخ باروری این شهرها نسبت به تمامی امریکا پایین تر است.[iii] البته مشکلات ناشی از اقتصاد و معیشت را هم نباید در علل شکل گیری این پدیده نادیده انگاشت.

کاهش نرخ باروی در جامعه از سوی دیگر،باعث افزایش تحصیلات زنان و در نتیجه ورود بیش از پیش آنان به ایفای مشاغل مختلف در جامعه شده که پیشتر مردان آنها را انجام می دادند. این موضوع اگر چه در ظاهر خوب و فریبنده است ولی از سوی دیگر منجر به از بین رفتن وظیفه اصلی و ذاتی زن که همان نقش زن بودن درخانواده و تعلیم و تربیت فرزندان است، شده است که البته وجود مظاهر جامعه مدرن از جمله مهد کودک ها و...خود به خود به این مسئله دامن زده است. از دیگر نتایجی که در اثر کاهش نرخ باروری در جامعه رخ می دهد می توان به پیر شدن جمعیت و کاهش نیروی فعال و جوان کشور اشاره کرد که این موضوع در کشورهای غربی به وضوح خود را نشان می دهد و اگر چنانچه وضعیت فعلی در خانواده های ایرانی تداوم یابد در چند ساله آینده شاهد کاهش نیرو فعال و جوان در کشور خود نیز خواهیم بود.

3.سن ازدواج

در جامعه سنتی مقوله ازدواج از اهمیت بسیار زیادی برخوردار بوده است و افراد به سن معینی که می رسیدند حتما باید تشکیل خانواده می دادند. ولی امروزه خانواده ها و بیشتر خود جوانان بنا به دلایل مختلفی که عمده آن مقوله اقتصادی و تحصیلی است به این موضوع کمتر بها می دهند خود این موضوع می تواند زمینه ساز آسیب های فردی و اجتماعی گردد. از جمله این آسیب های می توان به روابط نامشروع، همجنس گرایی، تنوع طلبی جنسی، عدم ارضای روحی...اشاره کرد.

با توجه به آنچه درباره وضعیت خانواده در ایران بیان شد می توان گفت عواملی که منجر به این تغییرات شده را می توان در سطح کلان و سطح خرد دسته بندی کرد.  در سطح کلان باید جامعه و تحولات آن را در نظر داشت و در سطح خرد به افراد به عنوان اعضای خانواده و تحولات آنها اشاره داشت . عمده ترین و اصلی ترین تحولی که در جامعه ایران در سطح کلان به وقوع پیوسته ، گام نهادن در مسیر صنعتی شدن و ورود به دنیای مدرن است؛ که از مصادیق آن می توان به ورود وسایل ارتباط جمعی مانند روزنامه ، تلویزیون ، تلفن ، ماهواره و شبکه های اینترنتی و ... اشاره کرد.

 در سطحی خردتر اعضای جامعه متأثر از این جریانات آگاه تر شده ، تغییر رفتار و تغییر نگرش می دهند. نهادینه شدن این تغییرات در افراد به عنوان اعضای تشکیل دهنده خانواده ، در نهایت منجر به تغییرات خانواده می شود.  همچنین با مقایسه تحولات خانواده های ایرانی با جوامع غربی اینگونه استنباط می شود که ایران نیز قدم در راه کشورهای غربی نهاده است ، چرا که در اکثر موارد تغییراتی مشابه با شدتی متفاوت را تجربه کرده  تغییر ساختار اقتدار ، کاهش نرخ باروری و بروز خانواده های هسته ای ، خانواده های تک والد ، خانواده های رسانه ای و چند مکانی و ..و در موارد دیگر آثاری از ظهور این تحولات در خانواده های ایرانی دیده می شود که می توان پیش بینی کرد که درصورت رها کردن جامعه به حال خود ، در آینده ای نه چندان دور شاهد رشد و بروز اشکال خانواده های غربی در ایران نیز باشیم ؛ منظور آن نوع خانواده هایی است که به دلیل شرایط فرهنگی و مذهبی حاکم بر جامعه ، به سان غرب فرصت بروز نداشته اند.[iv]